افکار جاوید محمد(ص) – فصل پنجم: نماز و دعا در پيشگاه خدا
خدمت بي مانند ديگري كه پيغمبردر راه نيك بختي بشر انجام داد آن بود كه نماز و توجه به خدا را نه تنها پايه اساسي تكامل روحي انسان شناخت بلكه آنرا اساس برادري و مساوات افراد بشر كه يكي از هدفهاي بسيار مقدس اسلام بود قرار داد.
در همان آغاز رسالت سه حكم از جانب خدا به ترتيب ذيل به آن حضرت وحي شد.
خواندن و نوشتن به منظور كسب شرف و فضيلت به طوري كه قبلاً گفته ايم نخستين حقيقتي بود كه به او وحي گرديد.
در مرحله دوم مأمور شد تا مردم را انذار و بزرگي خدا را اظهار كند.
«اي آنكه در جامه استراحت جاي گرفته اي برخيز و در مقام بيم دادن مردم انجام وظيفه كن و خدا را به عظمت ياد نما.»
سومي دستوري كه از خدا به او رسيد و در ترتيب تاريخي نيز در مرحله سوماست موضوع نماز و توجه به خدا در ساعتهاي شب و روز بود:
«اي كه خود را به جامه پيچيده اي شب را براي نماز و توجه به خدا برخيز جز مقدار كمي نصف آن يا چيزي كمتر يا فزونتر و قرآن را با توجه و آرامي تلاوت نما.»
كمي بعد در همين سوره مقام اطاعت پيغمبر و اصحابش از اين دستور به ما گفته مي شود:
«همانا خداي تو ميداند كه تو و پاره اي از صحابه ات نزديك به دو ثلث شب و گاهي نصف آن و گاهي ثلث آن را براي نماز به پا مي خيزيد.»
در يكي ديگر از سوره هاي پيشين اظهار شده است كه نماز و توجه به حق از وظايفي است كه بايد در روز و شب انجام داده شود:
«از دلوك شمس كه خورشيد رو به زوال و نقصان مي رود تا موقع تاريكي شب، نماز را به پاي دار و از قرآن فجر (نماز صبح) نيز غفلت مكن چه اينكه فريضه صبح مشهود فرشتگان شب و روز است و در پاره اي از شب به منظور تهجد و نافله خواندن از خواب و استراحت بركنار باش، باشد كه پروردگارت ترا به مقام ارجمند و ستوده اي برساند.»
نماز و توجه به سوي خدا در اوقات روز و ساعتهاي شب خود وسيله اي براي برانگيختن و رساندن انسان به مقام مقدس و ستوده اي شناخته شد به علاوه خاطرنشان انسان گرديد تا گاه و بيگاه به نماز متوسل شود:
«تسبيح و تقديس در صبح و شام شايسته خدا است و ستايش در آسمانها و زمين و در ظهر و عصر براي اوست.»
پيغمبر برحسب هدايت نماز را در اوقاتي كه براي آن تعيين شد مركز قداست روحي و فريضه اسلامي قرار داد كه خود و پيروانش روزي چند مرتبه بدان پناهنده مي شدند.
امر نماز و وقت آن به اختيار شخص واگذار شد كه دير يا زود هرگاه كار و كوشش دنيوي به او مجال داد و فرصتي بدست آورد به نماز پرداخته و به حق توجه كند بلكه نماز در ميان كارهاي دنيوي و مشاغل روزانه نهاده شد، نمازي در اول روز و موقع بيدار شدن و برخاستن از خواب و پيش از شروع كار و نمازي در اول ظهر و موقع استراحت به وقت، با اشاره به اينكه هرگاه در اين موقع بدن به غذا محتاج است البته روح نيز به غذاي روحي و فيض معنوي احتياج دارد.
نماز ديگري در موقع عصر كه دست از كار روزانه مي كشد، نمازي در هنگام غروب آفتاب و نمازي پيش از آنكه بخوابد و استراحت كند كه در حقيقت اين نماز آخرين كار روزانه مسلمانان است.
هدف و منظور از نمازها آن بود كه خداشناسي در دل انسان ريشه دار و جايگير شود و توحيد فطري كه در اصل سرشت اوست نگهداري شده و در هر شب و روز بارها انسان به آفريننده خود توجه نموده وظايف بندگي خود را نسبت به او يادآور شود، و در موقعيكه گرفتاريهاي او را به خود متوجه كرده است توجه او را به خدا جلب كند و او را به حضور پروردگارش دعوت نمايد. هنگامي كه اضطرابها و آشفتگي هاي زندگي نزديك به آن است كه او را به كلي از ياد خدا جدا كند باز فكر معاد و حساب را در او تحريك نمايد و مسئوليت خدايي را براي هر عملي به ياد او دهد و در موقع پيروزي او را به ناچيزي و ناتواني خود و اينكه هرچه باشد و به هرجا رسد مخلوق ضعيفي بيش نيست توجه دهد و در ساعت گرفتاري و نااميدي او را بداشتن تكيه گاهي چون خدا كه در هر حال مي توان به او پناه برد و بر او اعتماد كرد و جاي نااميدي نيست اميدوار سازد.
اهميت فوق العاده ايكه به نماز داده شد بيشتر براي آن بود كه نماز پيش از هر هدفي خدا را در نظر انسان تجلي داده و آشكار مي سازد. پيغمبر تنها قانع نشد و كافي ندانست كه وجود خدا و يگانگي مبدأ را بصورت يك تئوري ساده بيان كند بلكه پيوسته در مقام آن بود كه دلايل توحيد را تدريجاً در مغز بشر جاي داده و ايمان به خدا را زنده ترين و مؤثرترين نيروي زندگي بشر قرار دهد. در آغاز قرآن مقدس اين سه فريضه اسلامي به ترتيب طبيعي بيان شده است:
«اين كتاب كه كمتر شبه اي در آن نيست براي مردمان پرهيزكار وظيفه شناس وسيله هدايت و سعادت است. آن مردمي كه به خداي ناديده ايمان آورند و نماز را به پاي دارند و از آنچه به آنها داده ايم انفاق كنند.»
بعد از ايمان خدا بلافاصله سخن از فريضه نماز به ميان آمده است تا نشان دهد كه نماز تنها وسيله ايست كه ايمان به خدا را در جان انسان بطور عميقي جاي داده و آدمي را به شهود وجود پروردگار مي رساند و پس از نماز باز موضوع انفاق و دستگيري از بيچارگان است. بنابراين ايمان بخدا بوسيله نماز صورت عملي به خود مي گيرد و عكس العملش همراهي با مستمندان و بشردوستي است.
«پيروزي و موفقيت براي مردم با ايماني است كه در مقام انجام فريضه نماز و در پيشگاه خدا بندگاني خاضع و خاشعند.»
كلمه اي كه عرب به جاي پيروزي و موفقيت بكار مي برد فلاح است كه معني آن رستگار شدن و كاملاً به مقصود و هدف دست يافتن است. در نظر پيغمبر نماز و فلاح يعني موفقيت به قدري به هم نزديك و پيوسته بود كه گويا هريك را مي توان به جاي ديگري نهاد، روزي پنج مرتبه در اذان اسلامي از بالاي هر مسجد اعلام مي شد:
بياييد بسوي نماز بياييد به سوي نماز بشتابيد به سوي موفقيت بشتابيد به سوي موفقيت
علاوه بر اين ها نماز بهترين وسيله براي تطهير دل و تزكيه جان از تمايلات پست و رذائل اخلاقي بود «كتابي را كه به تو وحي كرده ايم تلاوت و نماز را به پاي دار چه اينكه نماز از زشتيها و بديها باز مي دارد.»
«بوسيله نماز در صبح و عصر و در ساعتهاي نخستين شب به خدا توجه كن و مطمئن باش كه نيكيها بديها را از ميان مي برد.»
پيغمبر آنچه را قرآن مقدس تعليم مي نمود ديگر باره با بيان خود شرح مي داد. در موقعي خطاب به اصحاب خود فرمود:
– مرا بگوييد هرگاه يكي از شما را در خانه او آب جاري باشد و روزي پنج مرتبه در آن شستشو كند آيا ممكن است كمتر چركي بر بدن او بماند؟
و بعد از اينكه در جواب آن حضرت عرض شد خير باز اضافه كرد و فرمود:
«اين شبيه نمازهاي پنجگانه اسلامي است كه خدا بوسيله آن هر گناه و خطايي را شستشو مي دهد.»
نماز در نظر پيغمبر آرزويي بود براي روح بشر در تماس با خدا كه سرچشمه صفا و پاكي و داراي صفات كمال است.
«همه اسماء حسني و صفات عليا براي خداست.»
«نامهاي نيك و صفات كمال همه براي اوست.»
خود را به اخلاق خدايي آراسته سازيد.
تنها راهي براي رسيدن به اين مقصود تماس با خدا و براي مدتي بيرون آمدن از نواقص محيط بشري و سيراب شدن از سرچشمه خدايي و منبع صف و كمالات بود. پيغمبر گفت: «در موقعي كه يكي از شما فريضه نماز را انجام مي دهد، به مناجات با خداي خود سرفراز مي گردد.»
در حال نماز مي بايست بنده نمازگزار وجود و حضور خدا را شهود نمايد:
«خدا را آنطور پرستش نما كه گويا او را به چشم مي بيني، اگر تو او را نبيني، بدون ترديد او ترا مي بيند.»
«كمك خدا را از راه بردباري و نماز بجوييد و بطور قطع اين كار جز بر بندگان خدا ترس دشوار است. آنانكه مي دانند روز حساب با خداي خود ملاقات مي كنند و بسوي او بازگشت خواهند كرد.»
اين شرح و بيانها در زمينه نماز نشان مي دهد كه طبع اولي نماز همان سخن گفتن و همراز شدن با خداست و هر بنده اي كه با شوق واقعي در مقام نماز ايستاده شود نماز را با عقيده ثابتي به اينكه مي تواند خدا را در همين زندگي دنيا شهود كند انجام مي دهد.
ديگر بار منظور از نماز كمك خواستن و هدايت جستن از خدا بود. كمك گرفتن و هدايت طلبيدن از خدا با نماز روزانه مسلمان پيوند شده است و روزي در حدود چهل مرتبه تكرار مي شود:
«تو را پرستش مي كنم و از تو كمك مي خواهم.
ما را به راه راست رهبري فرما»
بنابراين از مسلمان خواسته شده تا هرچند وقت يكبار به سوي خدا بازگردد و ياري و هدايت او را در انجام تمام وظايف و تكاليف خود بخواهد. در جايي از قرآن نماز مانند روزي خدا و غذاي روح انسان مورد اشاره قرار گرفته است. بنابراين آن كسي كه نماز و توجه بسوي خدا را انجام ندهد بايد او را از نظر روحي مرده شمرد:
«پروردگارا خود را با ستايش او پيش از برآمدن خورشيد و قبل از فرونشستن آن تسبيج گوي و در ساعات شب و اطراف روز نيز به تسبيح او قيام نما باشد كه سرانجام خوشنود گردي و چشمهاي خود را به سوي آنچه براي اصنافي از مردم مهيا كرده ايم مگشا و روزي پروردگارت بهتر و پايدارتر است و بستگان خود را درباره نماز سفارش كن و خود نيز با استقامت و بردباري هواخواه نماز باش ما از تو روزي نمي خواهيم روزي تو برعهده ماست و حسن عاقبت براي پرهيزكاري است.»
«آنچه از متاع دنيا براي اصنافي از مردم مهيا كرده ايم» چيزهايي است كه به زندگي مادي بشر وابسته است و انسان تنها از نظر مادي به آنا نيازمند است. نماز و توجه به خدا از نظر مقايسه با اين وسايل مادي «بهتر و پايدارتر»، «روزي پروردگارت» ناميده شد، چيزي كه انسان از نظر روحي به آن محتاج است. بنابراين نماز در ساعات شب و روز و اوقات مختلف به منظور تغذيه روحي مورد احتياج است آن طوري كه بدن از نظر تغذيه مزاجي و مادي در شب و روز چندين مرتبه به غذاي مادي نيازمند است.
عبادت نماز بوسيله پيغمبر به دو قسمت تقسيم گرديد: قسمتي كه بايد خصوصي و به تنهايي انجام گيرد و قسمتي ديگر كه بصورت اجتماع و چه بهتر كه در مسجد انجام پذيرد. در صورتيكه مقصود از قسمت اول همان رشد اخلاقي و صفاء روحي شخص بود، قسمت دوم هدفهاي عاليتر و نتايج مهمتري در برداشت. در حقيقت نتايجي كه نماز جماعت اسلامي را نيروي مهمي در متحد ساختن نوع بشر قرار مي دهد اولاً پنج نوبت اجتماع روزانه مردمي كه در مجاورت يكديگر زندگي مي كنند در تأمين و تثبيت روابط و پيوندهاي اجتماعي آنها بسيار مؤثر است. در نمازهاي روزانه اين روابط نسبت محدود و كم دامنه و به افراد همجواري اختصاص دارد. ليكن در نماز جماعت روز جمعه هفته اي يكبار محفل اسلامي و مجمع مذهبي وسيعتر و تمام افراد مسلمان يك محل در مصلي حاضر مي شوند. و هنوز از اين پردامنه تر دو اجتماع ساليانه مسلمين در روزهاي عيد است. بنابراين نماز روابط اجتماعي را در ميان احزاب مختلف اسلامي تأييد و تشييد مي نمايد.
و از اين مهمتر تعديلي است كه در اختلافهاي طبقات اجتماع بوسيله نماز جماعت اسلامي انجام مي شود، هر مسلماني كه به در مسجد رسيد يك مرتبه خود را در محيط مساوات و دوستي احساس مي كند. بر تمام افراد مسلمين واجب شده بود تا در پيشگاه آفريننده خود شانه به شانه بايستند، پادشاه با پست ترين فردي از رعيت خود، ثروتمندي كه جامه هاي قيمتي را بر تن خود راست كرد با فقيري كه خود را به كهنه اي پيچيده است، مرد آزاد سفيد پوست با غلام سياه در پهلوي يكديگر قرار بگيرند. در جهان عاملي مؤثرتر از اين در تعديل و موازنه اجتماعي نمي توان يافت.
تمام افراد بزرگ و كوچك سفيد و سياه در صفهاي نماز و كلاسهاي فضيلت و كمال كه در مسجد تشكيل مي شد روزي پنج مرتبه با كمال مساوات پهلو به پهلو مي ايستادند و بوسيله اين عمل شبانه روزي فكر و انديشه برتري دادن خود را بر ديگران از نظر ثروت، شأن و مقام، نژاد و رنگ به كلي تغيير كرد. نماز جماعت كه به وسيله پيغمبر تأسيس شد در حقيقت مسائل درسي را كه در زمينه مساوات و برادري و وحدت بشريت تعليم فرموده بود به مقام عمل رساند.
هرچند پيغمبر مي توانست با تأكيد تمام مساوات و برادري اسلامي را در كلماتي صريح تعليم فرمايد ولي بالاخره گفتاري و تعليمي بيش نبود و روزي پنج مرتبه عملاً در نماز جماعت اسلامي ترجمه و تمرين نميشد. از اين رو تأسيس نماز جماعت بدست پيغمبر نيروي بي مانندي شد براي وحدت و يگانگي بشر. باري تأثير نماز به حدي عميق بود كه اختلافهاي شان و ثروت و نژاد و رنگ همگي در ميان مسجد ناپديد گشت و يك محيط كاملاً جديدي از برادري و مساوات و دوستي در فضاي مقدس مسجد به وجود مي آمد.
براستي چه بركتي و خيري از اين بالاتر كه روزي پنج مرتبه محيطي از صلح و صفا، مساوات و مهرورزي، دوستي و برادري در ميان يك دنيا نزاع و كشمكش، در جايي كه اختلاف قانون زندگي است و در ميان حسدها و دشمني هاي روزانه جمعيت ايجاد شود.
راستي بركتي بزرگ و درس فضيلت در زندگي است. انسان ناچار در ميان بيدادگريها و ستيزه ها و كشمكش ها و منظره هاي كريه دشمني و تفاخر زندگي مي كند ولي به وسيله نماز روزي پنج مرتبه از آلودگي هاي محيط بركنار شده به اين حقيقت توجه داده مي شود كه مساوات و برادري و دوستي با يكديگر منابع اساسي سعادت بشر است. روي اين حساب وقتي كه براي نماز بكار رفته است نه تنها از نقطه نظر مسلك بشر دوستي است بلكه حداكثر استفاده در راه فرا گرفتن درسهاي مهمي كه زندگي را روح داده و با ارزش قرار مي دهد از آن گرفته مي شود و اين درسهاي برادري و برابري و مساوات و دوستي هنگامي كه در زندگي روزانه تمرين و تكرار شد شالوده هايي براي وحدت بشريت و در راه تمدن انسان خواهد بود پيغمبر هنوز قدمي فراتر نهاد، او تعليم فرمود كه حال دعا و كمال توجه به خدا در انسان نبايد به چهار ديوار مسجد و يا حالت خاصي كه رسماً به نماز ايستاده است منحصر باشد، بلكه برنامه اش آن بود تا فكر بشر هميشه با توجه به خدا همراه باشد. و روي اين حساب در موقع هر تحول و پيش آمدي كه در زندگي روزانه انسان روي مي دهد دعايي تعليم فرمود. گو اينكه آخرين عمل انسان پيش از خوابيدن شب نمازيست كه با جماعت خوانده مي شود باز هم در موقعي كه آماده خواب مي شود دعايي به او تعليم شد كه تمام ناراحتي هاي روز و آشفتگي هاي زندگي را آرام كرده از ميان ببرد و او را در لذت بردن از خواب آسوده اي با اطمينان آنكه بنده از بندگان خداشناس است ياري كند:
«خدايا جان خود را به توجه تو مي سپارم و امر خود را بدست تو وامي گذارم و تمام توجه من به سوي توست بر تو اعتماد مي نمايم. به تو اميدوارم و از تو مي ترسم. پناهي جز تو نيست و نجات و رهايي در دست توست به كتابي كه وحي كرده اي و پيغمبري كه برانگيخته اي ايمان آورده ام.»
دعاي ديگري براي برخاستن از خواب تعليم شد تا انسان در ضمن آنكه خدا را در آغاز روز جديدي از زندگي ستايش مي كند. روز خود را با ايمان به آنكه مهمترين مسئوليت ها در پيشگاه خداست و بس آغاز نمايد.
«تمام ستايش شايسته خداست كه ما را پس از مرگ زنده كرد و برخاستن روز حساب به سوي اوست. خدايي جز او نيست او تنهاست و شريك ندارد. پادشاهي و ستايش براي اوست، و بر همه چيز تواناست.»
هنگامي كه انسان از خانه بيرون شد پي شغل روزانه خود مي رود باز در ضمن دعايي به او تعليم شد تا در برخوردهاي خود با ديگران عدالت را ميزان عمل قرار دهد و خداي تواناست كه دست مردمان بيدادگر و متجاوز را از او باز خواهد داشت.
«به نام خدا بر خدا اعتماد مي كنم خدايا به تو پناه مي برم مبادا به لغزشي گرفتار و يا گمراه گرديم و نكند كه با ديگران برخلاف عدالت رفتار كنيم يا با ما برخلاف حق رفتار شود و مبادا آنكه با ديگران ناداني كنيم يا ديگران با ما ناداني كنند.»
باز هنگاميكه از كار روزانه كناره گرفته به خانه باز مي گردد با تمام درماندگي هاي زندگي بايد بر خدا اعتماد كند و حوايج خود را از او بخواهد:
«خدايا از تو خواستارم كه در آمدن و بيرون رفتنم به خوبي و سعادت انجام گيرد. به نام خدا داخل مي شوم و بر پروردگار خود توكل مي نمايم.»
پيش از خوردن غذا بوسيله دعا فضل و بركت خدا خواسته ميشد:
«به نام خدا و با فضل و بركت او»
و بعد از غذا خوردن نيز خدا ستايش مي شد:
«ستايش همه براي خداست كه نعمتهاي خوردني و آشاميدني را به ما ارزاني داشت و ما را از بندگان مسلمان خود قرار داد.»
در موقع آغاز سفر و بيرون رفتن از خانه مي بايست عميق ترين آرزويي در دل مسلمان همان ايمان به انجام وظايف و در مقام تحصيل رضاي خدا برآمدن باشد. خود را در سفر و اهل خود را در خانه به خدا و عنايت او بسپرد و سلامت و عافيت را از او بخواهد.
«خدايا در طول اين سفر توفيق عدالت و نيكوكاري و انجام وظايف اخلاقي و مذهبي و آنچه را موجب خوشنودي تو باشد از تو خواستارم. خدايا تو رفيق راه مسافر و نگهدار بازماندگاني.»
در موقع ورود به شهري نيز بايد خير آن شهر و خير اهل آن شهر را از خدا خواست.
«پروردگارا خير اين شهر و مردم آن را از تو مي خواهيم و از بديهاي آن و اهل آن و آنچه در اوست به تو پناه مي بريم خدايا ما را از دوستي مردم اين شهر برخوردار نما و ما را نيز به عدالت و نيكي با آنها موفق بدار.»
مردم مسلمان در موقع ملاقات و عيادت مريض بايد شفاي او را از خدا بخواهد:
«پروردگارا همه بيماران را شفا بده و بنده مريضت را به سلامتي برگردان. شفادهنده تويي و شفايي جز از تو نيست. سلامتي را به بنده ات برگردان كه ديگر بيمار نشود.»
در موقع سوار شدن كشتي سلامتي در سفر دريا را نيز از خدا بخواهد:
«حركت و سكون كشتي به نام خداست البته پروردگار ما بخشنده و مهربان است.»
«هنگام سواري يا رانندگي بايد خدايي را ستايش كند كه انسان را بر اين عوامل طبيعي حكومت بخشيد، ستايش خدايي راست كه اين مركب را براي ما مسخر داشت و اين كار از ما ساخته نبود و البته ما به سوي پروردگار خود برمي گرديم.»
هنگامي كه انسان عملي به منظور صفا و طهارت ظاهر انجام مي دهد باز بايد صفا و طهارت باطن را از خدا بخواهد:
«خدايا مرا از بندگان توبه كننده و پاكيزه خود قرار ده.»
در هنگام روبرو شدن با دشمن بايد به خدا پناه برد.
«خدايا در نبرد با دشمن از تو ياري مي خواهم و از بيداد آنها به تو پناه مي برم.»
دعا براي پيروزي بر دشمن به وضع خاص و بي مانندي انجام مي شود. غالباً آرزوي پيروز شدن بر نفس و فروتني در آغاز آن قرار گرفته است:
«پروردگارا در فراموشيها و لغزشها ما را موآخذه مفرما، پروردگارا بار سنگيني را كه بر گذشتگان پيش از ما نهادي بر ما منه. پروردگارا آنچه ما را طاقت آن نيست بر ما بار مكن. ما را ببخش و بيامرز و مهر خود را از ما مگير، مولاي ما تويي پس ما را در برابر كافران ياري نما.»
«پروردگار ما از گناهان و زياده روي هاي ما درگذر و ما را ثابت قدم نگهدار و در مقابل مردم خدانشناس ياري كن.»
سایت آئین فرزانگی

اولین باشید که نظر می دهید