رفتن به نوشته‌ها

اعجاز قرآن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در پاورقی ای از صفحه ی 196 کتاب مبانی عقیدتی اسلامی ستاد انقلاب فرهنگی بخش فرهنگ اسلامی چاپ 1363 آمده است:

در مورد اعجاز قرآن، طی قرن ها بعد از نزول قرآن صدها قهرمان ادب و دانش در شعر و سخن مانند: جریر، فرزدق، ابن مقفع، ابوتمام، ابن فارض، ابن عمید و…….. طلوع  کردند و نه تنها نیروی معارضه با قرآن را نداشتند، بلکه همه به اعجاز قرآن اعتراف کردند و جز اینکه آن را وحی الهی بدانند گزیری نداشتند.

از جمله نوشته اند:  چهار نفر از مشاهیر مادیین عرب عبدالکریم بن ابی العوجاء و ابو شاکر و عبدالله بن المقفع و عبدالملک البصری در مسجدالحرام گرد آمده در موقع حج و اسلام و پیامبر سخن گفتند و ناراحتی خود را از نیرومندی مسلمانان بازگو می کردند. سپس به اتفاق آراء تصمیم گرفتند با قرآن که اساس و محور اسلام است معارضه کنند هر یک از آنها تعهد کرد که تا سال آینده هر یک، ربع قرآن را مورد نقض قرار دهد.

سال دیگر که در موسم حج به همدیگر رسیدند و از عملکرد همدیگر جویا شدند هر کدام آیه ای را ذکر کردند که آن ها را به حیرت انداخته و به زانو درآورده واز معارضه چشم پوشیده:

ابن ابی العجاء گفت آیه*:

لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ(21-22)

اگر در آسمان و زمین معبودانی جز خدا بود بی تردید آن دو تباه می شد؛ پس منزّه است خدای صاحب عرش از آنچه [او را به ناحق به آن] وصف می کنند.

مرا به حیرت انداخته.

دیگری گفت: آِیه:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ(73-22)

ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.

مرا متحیر ساخته و به خود مشغول کرده است.

سومی آنان گفت آیه:

وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ۖ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(11-44)

و [پس از هلاک شدن کافران] گفته شد: ای زمین! آب خود را فرو بر، و ای آسمان! [از ریختن باران] باز ایست، و آب کاستی گرفت و کار پایان یافت و کشتی بر [کوهِ] جودی قرار گرفت و گفته شد: دوری [از رحمت خدا] بر گروه ستمکاران باد.

چنان مرا متحیر کرده که دیگر به آیه دیگری نرسیده ام

چهارمی اظهار داشت من در آیه:

فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا ۖ قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ(80-12)

پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است.

متحیر مانده ام. بلاغت توام با ایجاز این آیه چنان مرا در تفکر فرو برده که به دیگر آیات نپرداخته ام.

گویند در این هنگام امام صادق (ع) که در کنار ایشان بود، فرمود:

 

قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً(17–88)

بگو: قطعاً اگر جنّ و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند مانندش را بیاورند، و اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند.

* تذکر: آیات مذکور را این جانب به طور کامل همراه با ترجمه آورده ام. در متن کتاب تنها قسمتی از آیات و بدون ترجمه آورده شده است.(عباس – دهکردی)

 

منتشر شده در مطالب آموزنده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *