رفتن به نوشته‌ها

به یاد پروفسور رنالدالین نیکلسون

 

به نام خدا

در روز 18 اسفند 1404 در موزه آموزش و پرورش اصفهان کتاب چهل گفتار از آقای دکتر عیسی صدیق را ورق می زدم مطلب بسیار جالبی در صفحه 43 از پروفسور نیکلسون بود که فکر کردم دانستن آن برای همه علاقه مندان به فرهنگ ایران مفیدیم باشد:

این سحنرانی در تاریخ 21 آبان ماه 1324 نوسط آقای دکتر صدیق اعلم، در تالار سخنرانی دانشسرای عالی تهران ایراد شده بود

کاروان شهید رفت از پیش           وان ما رفتگی رو می اندیش

از شمار دو چشم یک تن کم          از شمار خرد هزاران بیش

وقتی یکی از افراد عادی بشر از این جهان رخت بر می بندد دو چشم از شماره چشم ها، کاسته می شود ولی هرگاه خردمند عالی مقام و دانشمند بلندپایه ای چون دکتر نیکلسون که بیش از نیم قرن به فرهنگ ما خدمت کرده به عالم دیگر می شتابد، در حقیقت مثل این است که هزاران وجود شریف از میان ما رفته باشد.

خبر درگذشت مرحوم دکتر نیکلسون که به ناگهان توسط رادیو لندن در ایران انتشار یافت عموم فضلا و دانشمندان کشور به ویژه اعضای فرهنگستان ایران با استادان دانشگاه را محزون و مغموم ساخت این است که امروز در اینجا گرد آمده ایم تا مراتب تالم و تاثر خود را از این ضایعه بزرگ ابراز داریم و مراتب تجلیل و احترام و حق گزاری را به جا آوریم و از خدمات او بدید مملکت یاد کنیم و شرکت خود را در این مصیبت به دوستان انگلیسی اظهار نماییم.

دکتر رنالدالین نیکلسون در نوزده اوت 1868 متولد شد. پدر او استاد دانشگاه ابرین در اسکاتلند بود به همین مناسبت تحصیلات عالی را در آنجا شروع کرد سپس به دانشگاه کیمبریج رفت و به فراگرفتن ادب یونانی و لاتینی مشغول شد و در سال 1890 در امتحانات آن رتبه اول شد چون جدش عربی دان بود هنگام طفولیت رغبتی به آموختن این زبان و معارف اسلامی پیدا کرد و در گیمبریج به تحصیل زبان عربی همت گماشت و سفری برای تکمیل معلومات عربی به لندن و استراسبورگ نمود در سال 1891  برای نخستین بار او را سعادت دیدار پروفسور براون دست داد و به آموختن فارسی مشغول شد زبان هندی را نیز فرا گرفت و در سال 1892  در امتحانات فارسی و هندی هندوستانی با احراز رتبه اول توفیق حاصل کرد.

چون پروفسور براون دلبستگی خاص به آثار عرفای ایرانی داشت، نیکلسون برای پایان نامه دکترای خود، به راهنمایی او دیوان شمس تبریزی برگزید و در سال 1898 یعنی در سی سالگی منتخبی از دیوان مذکور را به انگلیسی ترجمه کرد و با متن آن به چاپ رساندید در سال 1901 به معلمی زبان فارسی دانشگاه لندن منصوب شد و یک سال بعد همین سمت را در دانشگاه کیمبریچ عهده دار شد و این مقام را تا فوت مرحوم پروفسور براون  در سال 1026 دارا بود. از این تاریخ کرسی زبان عربی به او تفویض گردید.و در سال 1933  چون به سن شصت و پنج سالگی رسید، مطابق مقررات بازنشسته شد و سمت استادی افتخاری دانشگاه را تا روز درگذشت حائز بود.

به ترتیبی که عرض شد دکتر نیکلسون در تحت تاثیر دو عامل متوجه مشرق زمین و مخصوصاً ایران و آداب علوم اسلامی گردید. یکی محیط خانواده که پدر و مادر و بزرگ او هر دو از اهل علم و فضل بودند و مثلا پدربزرگ علاقه خاطر به زبان تاریخ عرب داشت دیگری تربیت و نفوذ معنوی مرحوم پروفسور براون از سال 1891 تا 1926 که گاهی به عنوان تلمذ و زمانی به عنوان همکاری و همنشینی از هدایت و راهنمایی و انفاس قدسیه و حرارت شور و عشق براون نسبت به سرزمین ما شاداب گردید.

راجع به تاثیر مرحوم براون در شاگردانش دکتر نیکلسون در مجله آسیایی همایونی در آوریل 1926 به عنوان “سه ماه پس از مرگ او” نوشته است کسانی که به اتاق درس براون  داخل می شدند اگر ملاحظه می کردند برای خاطر تحصیل علم آمده اند برای افاضه ی آنان از منبع بی کران فضل خویش و الهام شور و شعف در وجود آنها از هیچ اقدامی دریغ نمی کرد.

شاگردانش همه گواه اند چگونه به نحو دلپسند روزی دو سه ساعت صرف تعلیم می نمود و چقدر از مراقبت تقریبا پدرانه خود آنان را برخوردار می ساخت. دانشجویان مقام علمی علوم می ستودند و او را چون دوستی که همیشه کمک می کرد و اندرز می داد و نفوذ خود را برای آنان به کار می برد می پرستیدند.

باید مطمئن بود که این شاگردان مشعلی را که او برافروخته است روشن نگاه دارند و از آنان برای تحقیق و تتبع و تربیت یافته اند، علاوه بر آنچه در گذشته کرده اند خدمات به علوم و ادبیاتی که براون عمر خود را در آن صرف نمود انجام دهند.

دکتر نیکلسون خود از جمله همین شاگردان بود چنان که در حیات استاد تالیفات بسیار نفیس بیرون داد و ترجمه های بسیار عالی از کتب فارسی و عربی طرح نمود و متون بسیار سودمند تصحیح و منتشر کرد پس از درگذشت مرحوم براون، نیز مشعل افروخته را روشن نگاه داشت و کارهایی که شروع کرده بود به پایان رسانید و عده ای خاورشناس نیز تربیت کرد از آن جمله: پروفسور جالز استوری که جانشین او در دانشگاه کیمبیریچ شد و دکتر آربری که کتابدار وزارت هندوستان است.

دکتر نیکلسون در مدت نیم قرن اخیر دقیقه لاحت ننشست و پیوسته با نهایت دلبستگی و مخصوصا تتبع و دقت که از خواص اهل دانش و معرفت است به طبع و نشر مقالات فاضلانه و تحقیقات مفید و کتب بسیار نافع و گرانبها پرداخت که باید از آنها به طور فهرست اسمی در این محفل برده شود. آثار مهم فقید دانشمند را می توان به چهار بخش  تقسیم کرد.

بخش اول کتبی راجع به زبان و ادبیات و متون عرب مانند تاریخ ادبیات عرب به انگلیسی که در سال1907 در لندن به چاپ رساند و اکنون کتاب درسی در این موضوع است.

دیگر کتب دروس عربی در سه جلد و متن و ترجمه شرح دیوان این ابن عربی موسوم به ترجمان الاشواق که در سال1911 در لندن منتشر شده و کتاب اللمع فی التصوف تالیف ابونصر سراج طوسی که با مقدمه و ترجمه و ملخص به انگلیسی به انضمام فهرست رجال و اماکن و اصطلاحات صوفیه در سال 1914  در لندن به چاپ رسیده است.

بخش دوم کتبی از که مرحوم دکتر نیکلسون در باب تصوف اسلامی به زبان انگلیسی تالیف کرده و درجه تعمق و تبحر و هوش سرشار و قریحه نیرومند او را می رساند از جمله این کتب باید کتاب های زیر را نام برد.

کتاب عرفای اسلام چاپ لندن در سال 1914 و کتاب مطالعات در باب تصوف اسلامی که در کیمبریج درسال 1921 به چاپ رسید و کتاب “معنی شخصیت در تصوف” که در سال 1923 در کیمبریچ انتشار یافته است.

بخش سوم چاپ متون و آثار فارسی عرفان ایران که با مقدمه و حواشی و فهرست. از این دست نام منتخابات دیوان شمس تبریزی در آغاز و دیگر کتاب تذکره الاولیاء عطار را باید نام برد که جلد اول آن در سال 1905 و جلد دوم درسال 1907 در لندن به انضمام فهرست اسامی و اماکن و کتب و فرهنگ لغات نادر و مقدمه ای به قلم استاد علامه بزرگوار آقای محمد قزوینی در شرح حال فریدالدین عطار منتشر شده و از کتب بی نظیر و بسیار گرانبهای زبانی فارسی هست چه از حیث قدمت متن و مضامین اخلاقی و چه از حیث انشا و اسلوب عبارت.

ولی مهم ترین کتاب در این دست متن مثنوی مولوی است که در سه جلد که سالیان دراز صرف تصحیح وتنقیح و چاپ آن شده و استاد محترم آقای بدیع الزمان فروزانفر در آن باب  حق فقید معظم را ادا خواهند کرد و به همین جهت در این جا تنها به ذکر اسم کتاب قناعت می شود.

بخش چهارم ترجمه هایی است که مرحوم دکتر نیکلسون از متون فارسی به انگلیس کرده با شرح هایی که در خصوص متون مذکور به انگلیسی نوشته از این دسته ترجمه کشف المحجوب هجویری که یکی از معتبرترین کتب فارسی است در تاریخ تصوف و عقایدی صوفیه و یک بار در سال 1911 و بار دیگر در سال 1936 در لندن به چاپ رسیده است. ولی بزرگ ترین و مهم ترین تالیف در این قسمت همانا ترجمه مثنوی به انگلیسی در سه جلد و شرح بر مثنوی به انگلیسی در دو جلد که شاهکار فقید بزرگوار است و تبحر او را در زبان فارسی و فلسفه و مذهب و اخبار و احادیث اسلامی می رساند. و چون آقای دکتر صورتگر استاد دانشگاه در آن بسط مقال خواهند داد در این خصوص بیشتر تصدیع داده نمی شود.

آخرین تالیف آن مرحوم که برای این بنده فرستاده رساله ای است موسوم به “یک ایرانی پیشرو و دان پیشرو دانته بوده است” که سال گذشته در شهر توین در مملکت گال به چاپ رسیده و نشان داده است سنایی با سرودن سیر العباد الی المعاد نسبت به دانته که بزرگترین شاعر ایتالیاست و معاصر حافظ بوده و عالم بازگشت را در شاهکار خود توصیف کرده فضل تقدم داشته است.

در عرضه داشتن فهرست مذکور متعمدا مهم ترین آثار ذکر شده تا از اطناب اجتناب شود والا می بایست لااقل متن فارسنامه ابن البلخی که دکتر نیکلسون با کمک لوسترنج چاپ کرده یا از کتاب حواشی و مقدمه به ترجمه رباعیات خیام( از طرف ادوارد فیتزجرالد، یا فهرست کتب خطی مرحوم پروفسور براون یا ترجمه جنگ اشعار فارسی و عربی به انگلیسی در این مجلس سخنانی معروض افتاد ولی همین قدر که به عرض حضار رسید ظاهر می سازد که این استاد عالی قدر با چه همت و پشتکاری این همه آثار گرانبها را که شماره آن از سی جلد متجاوز است به وجود آورده تا چه اندازه عالم علم و ادب و ما ایرانیان را مرهون خدمات خود ساخته است. به پاس این خدمات و برای حق شناسی از این زحمات فرهنگستان ایران در خرداد 1322 او را به اتفاق آرا به عضویت وابسته فرهنگستان انتخاب کرد. این سپاس دانی مایه خرسندی او شد چندان که در نامه خصوصی به تاریخ سوم مارس 1044 به این بنده نوشت:

“از اینکه من به فرهنگستان ایران و دانشمندان بزرگ آن کشور وابستگی پیدا کردم مشعوفم و بدان مباهات می کنم بزرگترین افتخاری که ممکن بود نصیب من شود همین است که کارهای من در ادبیات و فلسفه و مذهب ایران نزد فرهنگستان مورد قبول واقع شده است.”

افسوس چه همکاری مرحوم با فرهنگستان خیلی طول ه کوتاه بود و به واسطه زحماتی که استاد در نتیجه جنگ جهانگیر متحمل و مجبور شد متجاوز از چهار سال خانه و زندگی و کتابخانه خود را در کیمبریج رها کند و به مملکت گال برود خانمش مدتی سخت بیمار شد و در اثر کار زیاد چشمان نیکسون بسیار ضعیف شد و تا در پنجم شهریور ماه 1324 (اوت 1945) به عالم جاودانی شتافت و دوستان خود را غمگی ساخت .

به نظر من بزرگترین خدمتی که مرحوم دکتر نیکلسون به کشور ما کرد شناساندن یک قسمت از مهم ترین فرهنگ ایران است به جهانیان.

شاهنامه را ژول مل دانشمند فرانسوی به زبان فرانسه ترجمه کرد و بدین ترتیب متن کامل حماسه ملی ما را دسترس عاشقان علم و ادب گذاشت.

رباعیات خیام را فیتزجرالد به شعر انگلیسی ترجمه کرد و مهر و محبت عالم اگل ساکسون را به سوی ما جلب کرد

تاریخ ادبیات ایران را مرحوم پروفسور براون به انگلیسی تدوین کرد و مغرب زمین را متوجه فرهنگ و تمدن معنوی ما بود.

مرحوم دکتر نیکلسون به واسطه ترجمه متن کامل مثنوی انگلیسی که نتیجه تمام عمر اوست خدمت بسیار بزرگی به عالم علم و معرفت نمود و دنیای غرب را از این منبع بیکران تصوف و عرفان ایران آگاه ساخت و ما را مرهون خدمات خویش نمود و گرچه ظاهرا از میان ما رفت ولی اثری از وجود خود بر جای گذاشت که همیشه اسم نون را جاوید نگاه خواهد داشت.

 گفت یکی خواجه سنایی بمرد           مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

قالب خاکی به زمین باز داد              روح طبیعی به فلک وا سپرد

ماه وجودش به در آمد ز ابر             آب حیاتش به درآمد ز درد

صافی انگور به میخانه رفت            چون اجل خوشه تن را فشرد

شد همگی جان مثل آفتاب               جان شده را مرده نباید شمرد

منتشر شده در مطالب آموزنده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *