
به نام خداوند جان و خرد کزین بر تر اندیشه بر نگذرد
نگاهی گذرا به سیرت نیکو و منش مدیریت استاد حسین مصاحبی، به ویژه درانجمن معلمان فیزیک اصفهان
وقتی در سال 1355 از خرمشهر به اصفهان منتقل شدم، استاد حسین مصاحبی که در آن زمان ریاست ناحیه (2) آموزش و پرورش را به عهده داشت محل تدریس مرا در دبیرستان بهشت آیین تعیین فرمود.
با همکاری صمیمانه خانم ملوک ربانی رییس مقتدر دبیرستان، آزمایشگاه فیزیک دبیرستان رونق گرفت و جناب آقای مصاحبی که سال ها در اجرای آزمایش در آزمایشگاه فیزیک پر بار دبیرستان ادب تسلط داشت، در روزهای جمعه در گردهمایی های دبیران فیزیک حضور می یافت و تجربیات خود را در اختیار همکاران قرار می داد.
پس از مدتی آگاهی یافتم که وی در سال 1340 به عنوان نماینده منتخب دبیران فیزیک اصفهان در انجمن معلمان تجربی ایران شرکت فعال داشته و در همان سال پس از بازگشت از تهران با همکاری آقایان سید علی عین الیقین از رشته شیمی و رضا جهاد اکبر از زیست شناسی، انجمن معلمان علوم تجربی اصفهان را تشکیل می دهند، که پس از چند سال در سراسر ایران در بین تمام انجمن های علوم تجربی درخشش ویژه ای پیدا می کند.
اما چیزی نگذاشت که به دلیل تخصصی شدن رشته های علمی یک تنه و با همکاری آقایان: جواد عریضی، حسن نیلفروشان، اسدالله ذکری و محمد حسن باقی، انجمن معلمان فیزیک اصفهان را پایه گذاری می کند.
انجمن مذکور جلسات پر بار خود را به طور متناوب و با شرکت فعال دبیران علاقه مند فیزیک به ویژه آقای اکبر محقق طباطبایی، در آزمایشگاه های دبیرستان های ادب، سعدی، بهشت آیین و هنرستان شماره یک (ابوذر) و… تشکیل می داد و پیشکسوتان علمی رشته فیزیک تجربیات و اندوخته های علمی خود را همراه با اجرای آزمایش، در اختیار معلمان جوان قرار می دادند.
پس از انقلاب، با تاسیس مرکز تحقیقات معلمان در سال 1360 گردهمایی های علمی و آموزشی انجمن معلمان فیزیک رونق چشمگیری پیدا کرد، به طوری که گاهی از مولفین کتاب های درسی فیزیک برای بحث، انتقاد و تبادل نظر دعوت می شد که دعوت از استاد ابوالقاسم قلمسیاه نمونه بارز این فعالیت بود.
در این گردهمایی ها حضور دائمی و موثر موسس انجمن آقای مصاحبی چشمگیر بود.
استاد مصاحبی بدون استثناء در تمام جلسات سالانه انجمن و به وبژه در زمان انتخابات اعضای شورای اجرایی انجمن شرکت می کردند و ریاست جلسه را عهده دار و ضمن سخنرانی بر حسن اجرای انتخابات نظارت تام داشتند.
سخنرانی ها و مقالات آن مرد بزرگ، در گردهمایی های اعضای انجمن و مناسبت های دیگر آموزنده و فراموش نشدنی است که به طور متناوب در مجموعه کتاب های آیین فرزانگی و به ویژه در فرآیند، نشریه انجمن معلمان فیزیک اصفهان چاپ و منتشر شده و هنوز هم از مقالات خواندنی و اثر بخش و راهنمای معلمان است.
مدیریت نافذ استاد مصاحبی، در کلاس درس، در معاونت و ریاست دبیرستان ادب و دبیرستان جامع سعدی ریاست آموزش و پرورش ناحیه(3) و ناحیه(2) و پس از بازنشستگی در مجتمع آموزشی غیر انتفاعی دانشگاه صنعتی ونیز در همکاری صمیمانه و خالصانه کانون بازنشستگان مثال زدنی است و آنچه اهمیت بیشتری دارد خلق و خوی نمونه ایشان است.
وقتی در سال 1378 با بخشنامه آقای دکتر محمد علی نجفی، وزیر آموزش و پرورش، انجمن های علمی و آموزشی نفس و قدرت تازه ای یافتند، اداره کل آموزش و پرورش اصفهان به همت آقای سید رحیم مدنیان، واحد آموزشی مستقلی در خیابان احمد آباد، در اختیار انجمن ها قرار گرفت که جلسات هفتگی و ماهانه فعال انجمن ها، در آنجا ادامه یافت.
پس از چند سال فعالیت درخشان، مرکز انجمن ها به خیابان آپادانا و اخیراً به مرکز تحقیقات معلمان انتقال یافته است.
انجمن معلمان فیزیک اصفهان، تا این زمان ( سال 1404) همچنان با سرافرازی به حیات علمی و آموزشی خود ادامه می دهد و این روزها ریاست انجمن به طور متناوب با فعالیت چشمگیردبیران ارجمند آقایان: مهدی سلماسی و مرتضی میرزائی و فرشاد ایرجی و سایر همکاران شریف، پرشتاب پرچمی را که حدود 64 سال قبل به همت استاد حسین مصاحبی به اهتزاز درآمد، در دست گرفته و با قدم های استوار مسیر علمی و آموزشی انجمن را با پویائی هرچه بیشتر رو به جلو سوق می دهند.
اعتقاد راسخ داریم که پویائی این انجمن به این دلیل است که بنیانگرار انجمن استاد حسین مصاحبی، با نیت پاک و خلوص کامل، انجمن را تاسیس کرده است.
اگر بخواهید بدانید، چرا حیات علمی و آموزشی استاد همواره قرین موفقیت و اثر بخشی بوده است،این مقاله را با دو نوشته استاد که به این سوال پاسخ می دهند، به پایان می بریم.
1 – استاد در سال 1374 در صفحه 239 جلد سوم کتاب آئین فرزانگی می نویسد:
“پویائی از ویژگی های هنر معلمی است. با همین حرکت و پویائی، در کنکور دانشسرای عالی تهران قبول شدم و با استفاده از بورس وزارت فرهنگ ( آموزش و پرورش) در سال 1344 در دانشسرای عالی تهران ، از محضر استادان بزرگی همچون: پروفسور تقی فاطمی، پروفسور محسن هشترودی، دکتر محمود حسابی، دکتر کمال الدین جناب، دکتر اصغر آزاد، دکتر عیسی صدیق اعلم، دکتر محمد باقر هوشیار، دکتر علی اکبر سیاسی و سایر معلمان فرهیخته برخوردار شدم.
در کلاس های درس این بزرگان علاوه بر مطالب علمی، عشق به انسانیت و معنای معلمی را فرا گرفتم. آنان در این راه، از هیچ کوششی فرو گذار نکردند و همواره با هدف تربیت معلمانی دلسوز و آگاه وارد کلاس می شدند و درس عشق و امید و پویائی را آموزش می دادند.
دکتر صدیق اعلم آثار جان دیوئی را به ما آموزش می داد که از آموزشگاه های فردا سخن می گفت و افق دید ما را ارتقاء می بخشید. نظریات ارسطو،کانت، روسو،پستالوژی و سایر برجستگان جهان را در گوش ما زمزمه می کرد.“
2 – استاد در سال 1378 درصفحه 140 جلد هفتم آئین فرزانگی می نویسد:
“من یک معلم هستم، حدود نیم قرن وجود و هستی و سلامتی و همت و کوشش خود را در دست گرفتم و به وادی عشق ، عشق حقیقی، عشق به انسان و ترقی روح او قدم گذاشتم تا این که با قطره قطره وجود خود، شاخه های جوان را در گلستان حیات انسان ها تربیت کنم و بپرورانم.
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
**********
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل
در این سال ها که به خدمت تعلیم و تربیت مشغول بوده ام و یا با درس و کلاس و معلم و متعلم محشور و به حقیقت بگویم که با چشمه عشق سر و کار داشته ام، نکته ها بر من معلوم شد و از همین جهت با مطالب کوتاه خود پاره ای از این تجارب را به آگاهی می رسانم.
در نگاه اول و در عالم تدابیر حیات، معلمی را می توان به صورت یک شغل به حساب آورد. منظور از شغل این است که انسان با اعضاء و جوارح خود به انجام کاری مشغول گردد، همانند کارگری که با نیروی جسم خود و با استعانت از فکر خود به کاری مشغول است و کار خود را به انجام می رساند. اما اگر با نگاهی مو شکافانه تر به تعلیم و تربیت بنگریم، می بینیم تعلیم و تربیت در حقیقت آب دادن به جوانه نهال کوچک و ضعیفی است از سرچشمه روح و توان معنوی معلم.
معلم برای برای این که گوهر تعلیم را در جان متعلم بیفکند، تا به خوبی بماند و موثر واقع گردد، باید از جان خود مایه بگذارد، تا جان ها به هم نیامیزد کار او موثر واقع نمی گردد.
این که معلم را به شمع تشبیه می کنند، مطلب قابل تعمقی است. به عبارتی اگز شمع نسوزد محیط اطراف خود را نمی افروزد. شمع با سوختن خود، با آب شدن خود، سببروشنی جمع می شود. شمع می سوزد و هستی او قطره قطره فرو می ریزد تا روشنی بخش مجلسی گرددو از این بابت است که تعلیم و تربیت از سایر حرفه ها جدا می شود.
آن کس که عاشق نیست، آن کس که سوختنی نیست و حاضر نیست جان و دل و حیاتش را قطره قطزه فرو ریزد، در این راه جایی ندارد و نباید شغل معلمی را پیشه خود کند، که نمی تواند معلم موفقی باشد.
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم
بسیار بوده اند که در آغاز خدمت، به دنبال آب و نان بودند و لذا در راه تعلیم و تربیت فرو ماندند.گله گزاری و شکوه و شکایت سر دادند، خستگی آنان را در خود غرق کرد و به زودی دست از کار کشیدند. ولی آنان که با قدم عشق و صدق پیش آمده اند، دریافته اند که آدمی از همه اعیان جهان شریف تر، پاک تر و دوست داشتنی تر است که باید به آن عشق ورزید.
شخصیت هایی همچون: عبدالحسین قدسی،بدرالدین کتابی، محمد مهریار،حسین عریضی، احمد مدرس صادقی، جواد ربانی و…..معلمان بزرگی بودند که به شاگردان و کلاس و مدرسه، عشق می ورزیدند.
آنان می دانستند که هر دم و هر ساعت در کنار دانش آموز و کلاس و مدرسه بودن، سپری کردن لحظه های عمر در راه خدمت به انسان ها و انسانیت و در حقیقت بودن در راه عشق و بودن با معشوق است و چقدر دلاویز و دوست داشتنی خواهد بود…..
لذات دنیوی همه هیچ است نزد من در خاطر از تغیٌر آن هیچ باک نیست
روز تنعم و شب عیش و طرب مرا غیر از شب مطالعه و روز درس نیست
این سخن از معلم بزرگ شیعه خواجه نصیرالدین طوسی است که به حق او را معلم سوم خوانده اند و او بود علم و دانش را به اقوام مغول و نسل های بعد رسانید و مغول در مقابل عظمت علمی و اخلاقی وی سر تعظیم فرود آوردند.
راست می گفت مه سعادت معلم در زمانی است که مطالعه می کند و خشنود ترین ساعت زندگی معلم زمانی است که در کلاس تعلیم می دهد.
پستالوژی پدر تعلیم و تربیت جدید در جایی گفته است که اگر آدمیان می دانستند که معلمان برای آنان چه کرده اند، آنان را از تمامی گوهر ها و ثروت های جهان گرامی تر می داشتند. معلمان بودند که میراث گرانبهای گذشته را در اختیار ما قرار دادند و زمینه پیشرفت علم و دانش و کمالات اخلاقی را فراهم می ساختند……
ژان ژاک روسو، بوکا چیو، جان دیویی و همه بزرگان تعلیم و تربیت این نکته را درک کرده اند که سعادت آدمی در شناخت است و از شناخت بالاتر آموختن و از آن بالاتر یاددادن است. چرا که آموختن و تدریس که فرد می آموزد و به دیگران نیز یاد می دهد.
حافظ نیز عاشق گوهر وجود آدمی و تعالی فکراوست.
عشق می ورزم و امید که این فن شریف چون هنر های دگر موجب حرمان نشود
ذزه را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود
امید است که معلمان جوان با الگو قرار دادن معلمان عاشقی که سوختند و قطره قطره آب شدند تا توانستند اثر وجودی خود را ظاهر ساخته و وجود خود را وقف نونهالان و آینده سازان ای مملکت کنند و بتوانند جزیی از وظیفه خطیر معلمی را ایفا نمایند.“
والسلام عباس – دهکردی
جناب آقای عباس کیانوش درباره استاد حسین مصاحبی می نویسد:
آشنایی من با مرحوم حسین مصاحبی از زمان تحصیل در دانشسرای عالی و دانشگاه تهران شروع شد.
بعد از فراغت از تحصیل هر دو در دبیرستان سعدی اصفهان (جنب میدان نقش جهان) به تدریس اشتغال داشتیم. ایشان در هر پست و مقامی که بودند،به بهترین وجه انجام وظیفه می نمودند و در کارها بسیار جدی بودند.
سل های بسیار زیادی را در صبحگاهان همراه ایشان پیاده روی می کردم و از ایشان درس زندگی می آموختم.
از خدای بزرگ برای ایشان طلب آمرزش و برای بازماندگان سلامتی آرزو دارم.
عباس کیان وش دبیر شیمی

اولین باشید که نظر می دهید