
دکتر اکبر اعتماد
در صفحه 340 کتاب در پرتگاه حادته آقای محمد حسین یزدانی راد، مصاحبه کننده و تدوین کننده کتاب آز آقای دکتر اکبر اعتماد بنیانگذار سازمان انرزی اتمی ایران، می پرسد:
در همین زمان (سال 1977) شما به برگزاری کنفرانس هستهای تخت جمشید اقدام کردید. هدف از برگزاری این کنفرانس مقابله با تصمیمات کلوپ لندن بود یا اهداف دیگری داشتید؟
دکتر اکبر اعتماد:
از همان ابتدای این تحولات، با علم به اینکه مسئلهی انتقال تکنولوژی هستهای برای ایران جنبهی حیاتی دارد، مذاکراتی با جامعهی هستهای آمریکا و سپس با جامعهی هستهای اروپا و جامعهی انرژی اتمی ژاپن برای بررسی مسئلهی انتقال تکنولوژی هستهای داشتیم و در نتیجهی این مذاکرات قرار شد سازمان انرژی اتمی یک کنفرانس بینالمللی در ایران تشکیل دهد و سه جامعهی نامبرده هم در تشکیل آن با ما مشارکت داشته باشند و بهاصطلاح حامی کنفرانس باشند.
این کنفرانس که کنفرانس انتقال تکنولوژی هستهای نامیده شد در آوریل ۱۹۷۷ به مدت یک هفته در تخت جمشید برگزار شد. بدون شک برگزاری کنفرانس در این زمینه بهوسیلهی سازمان انرژی اتمی ایران یک عمل سیاسی بیسابقه بود. گرچه موضوع فنی به نظر میرسد ولی در اصل بحث سیاسی است آنهم در جو بینالمللی آن روزها.
مقدمات برنامهریزی و برگزاری کنفرانس بیش از یک سال طول کشید و در این مدت سیاست آمریکا در جهت ایجاد محدودیتهای جدید تحول پیدا میکرد و جنبهی سیاسی این کنفرانس را تقویت میکرد..
پرسش:
این کنفرانس تا چه اندازه موفق بود؟
این کنفرانس بیش ازحد تصور ما موفق بود، به دلایلی که در زیر عرض میکنم:
۱. بیش از ۵۰۰ نفر از مسئولین برنامهریزی انرژی اتمی، دانشمندان، متخصصین تراز اول و اساتید دانشگاهها از ۴۱ کشور در این کنفرانس شرکت کردند و حدود ۲۳۰ مقاله در کنفرانس ارائه شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این کنفرانس مشارکت زیادی داشت و تعداد زیادی از مسئولان آنها از جمله مدیرکل و نیز رئیس شورای حکام آژانس در آن شرکت داشتند. آنچه به کنفرانس وزن فوقالعادهای داد حضور تعداد زیادی از بزرگترین و معروفترین دانشمندان اتمی جهان در کنفرانس بود که هرکدام نقش رهبری قابلملاحظهای در توسعهی علوم و فنون اتمی داشتند. از سوی دیگر، حضور عدهای از افراد کلیدی و تصمیمگیرندهی کشورهای مختلف و رویارویی آنها با دانشمندان و کارشناسان اتمی، این کنفرانس را از سایر کنفرانسهای اتمی متمایز کرد.
۲. نقش عمدهای که سازمان انرژی اتمی ایران در این کنفرانس بازی کرد موجب تحسین تمام شرکتکنندگان گردید. در این کنفرانس شاید بیش از ۲۰ سخنرانی در همهی زمینهها بهوسیلهی همکارانم در سازمان انرژی اتمی ارائه شد که این خود مشارکت با ارزشی بود و حاکی از ظرفیت علمی و فنی موجود در سازمان بود. این امر اعتبار خاصی برای همکارانم نزد شرکتکنندگان ایجاد کرد.
از سوی دیگر، تشکیلاتی که برای اجرای کنفرانس ایجاد کرده بودیم بسیار خوب کار کرد و کنفرانس از هر لحاظ بهخوبی انجام شد و هیچ نوع مسئلهی ناراحتکنندهای پیش نیامد. محل تشکیل کنفرانس هم جلای خاصی به آن داد. از تسهیلاتی که در تخت جمشید ایجاد شده بود استفاده کردیم و کنفرانس و جلسههای مختلف آن در تخت جمشید و یا در شیراز برگزار میشد. اداره ی این کنفرانس آبرومند در تخت جمشید و شیراز کار سادهای نبود. اقدامات مختلفی انجام داده بودیم که مشکلی برای میهمانان ایجاد نشود. برای اینکه شرکتکنندگان که از کشورهای مختلف، بهویژه اروپا و آمریکا میآمدند در فرودگاه مهرآباد گرفتار پیچوخمهای تعویض هواپیما نشوند با شرکت هواپیمایی هما قراری ترتیب داده بودیم که در روزهای قبل از تشکیل کنفرانس پروازهای مستقیم از اروپا و نقاط دیگر به شیراز ترتیب دهند و بدین ترتیب توانستیم بخش عمدهای از شرکتکنندگان را مستقیم به شیراز بیاوریم.
برای جلوگیری از تغذیهی نامناسب شرکتکنندگان همهروزه غذای مناسب (اغلب غذای ایرانی) به شرکتکنندگان عرضه میشد و بدینترتیب در تمام مدت کنفرانس از ایجاد هر نوع ناراحتی برای میهمانان جلوگیری کردیم و همه خیلی راضی و خوشحال بودند.
در مورد جابهجایی شرکتکنندگان بین شیراز و تخت جمشید و نیز حفاظت میهمانان و محلهای کنفرانس نیز اقداماتی انجام شده بود که هیچ نوع دردسری پیش نیامد.
در اینجا لازم است توضیح دهم که سازمان انرژی اتمی متحمل هیچ هزینهای بهجز هزینههای عمومی و شرکت افراد خود در کنفرانس نشد و پرداخت هزینههای رفتوآمد، هتل، غذا و نیز هزینههای شرکت در کنفرانس بهعهدهی شرکتکنندگان بود که قبل از شروع کنفرانس پرداخت کردند.
۳. حدود ده روز قبل از شروع کار کنفرانس، جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا سیاست تازهی آمریکا را در زمینهی انرژی اتمی اعلام کرد. در این سیاست تصمیماتی از لحاظ داخلی گرفته شده بود که بسیار مهم بود و سیاست اتمی آمریکا را بهطرف بیسابقهای تغییر میداد. این تغییرات بر سیاست خارجی آمریکا در این زمینه نیز تأثیر شدید میگذاشت. چون این کنفرانس بیفاصله بعد از اعلام سیاست جدید آمریکا تشکیل شد، این سیاست بهصورت مهمترین موضوع بحث کنفرانس درآمد و در جلسههای کنفرانس و بیشتر در گفتوگوهای خارج از کنفرانس مورد بررسی قرار گرفت.
آمریکا در این کنفرانس مشارکت وسیعی داشت و تعدادی از مسئولان تراز اول سیاست اتمی آمریکا در آن شرکت کردند. جیمی کارتر که از اهمیت سیاسی این کنفرانس آگاه شده بود در یک اقدام سیاسی بیسابقه پیامی به شاه فرستاد و ضمن اشاره به اهمیت کنفرانس، برای کنفرانس و شرکتکنندگان آن آرزوی موفقیت کرد و شاه به این پیام پاسخ داد.
۴. همانطور که ما انتظار داشتیم مذاکرات کنفرانس جریانی پیدا کرد که بهطور صریح و روشن در جهت عکس سیاست اتمی آمریکا مبنی بر جلوگیری از اشاعهی تکنولوژی هستهای و نه جلوگیری از اشاعهی سلاح اتمی بود. جالب این که اغلب متخصصان آمریکا حاضر در کنفرانس سیاست جدید آمریکا را مورد انتقاد قرار دادند.
کشورهای دریافتکنندهی تکنولوژی هستهای نیز به صورت طبیعی مخالفت شدید خود را با سیاست جدید آمریکا اعلام داشتند. البته این کنفرانس جنبهی دولتی و اجرایی نداشت و نمیتوانست منشأ تصمیمگیریهایی باشد، ولی نشان داد که سیاست جدید آمریکا در جهت عقیم کردن فعالیتها و برنامههای اتمی است و شانس اینکه مقبولیت جهانی پیدا کند نخواهد داشت.
در پایان کنفرانس روسای جامعهی هستهای آمریکا، جامعهی هستهای اروپا و جامعهی انرژی اتمی ژاپن بیانیهای صادر کردند که در آن سیاست جدید آمریکا مورد انتقاد شدید قرار گرفت. همچنین والتر مارشال انگلیسی در پایان کنفرانس به نمایندگی از سوی شرکتکنندگان در کنفرانس سخنانی دربارهی موفقیت کنفرانس و تشکر از دستاندرکاران این کنفرانس ایراد کرد.
5. با موفقیت این کنفرانس و لزوم ادامهی بررسی مسائل مربوط به انتقال تکنولوژی هستهای، کمیتهی اجرایی تصمیم گرفت چهار سال بعد دومین کنفرانس را هم در ایران تشکیل دهد اما به علت انقلاب در ایران عملی نشد و در بوئنوسآیرس پایتخت آرژانتین تشکیل شد. در آن زمان در فرانسه زندگی میکردم و از من دعوت شد که بهعنوان میهمان و اولین رئیس کنفرانس شرکت کنم. من در این کنفرانس شرکت کردم. کنفرانس سوم در مادرید تشکیل شد، ولی به علت فروکش کردن فعالیتهای اتمی در جهان انگیزهای برای ادامهی کار وجود نداشت.
کنفرانس تخت جمشید موجب شد که نوعی روحیهی مقاومت در کشورهای گیرندهی تکنولوژی هستهای ایجاد شود که روحیهی تخت جمشید نام گرفت. سالها بعد از کنفرانس تخت جمشید در سمینارها یا جلسههایی شرکت داشتهام که سخنرانان آنها مستقیم به روحیهی تخت جمشید اشاره کردند؛ بنابراین تخت جمشید در تاریخ روابط بینالمللی در زمینهی انرژی هستهای جایگاه ویژهای به خود اختصاص داد.
کنفرانس تخت جمشید بازتاب وسیعی در جامعهی انرژی اتمی پیدا کرد. حدود سه هفته بعد از این کنفرانس، یک کنفرانس بینالمللی مهم درباره انرژی اتمی و چرخهی سوخت هستهای به دعوت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شهر سالزبورگ در اتریش تشکیل شد. در این کنفرانس حدود ده نفر از همکارانم با ارائهی مقاله، ایراد سخنرانی و شرکت در میزگردها، مشارکت چشمگیری داشتند.
موضوع یکی از میزگردها، ارزیابی نتایج کنفرانس تخت جمشید بود. از من دعوت شده بود که خلاصهای از نتایج کنفرانس تخت جمشید را برای شرکتکنندگان در میزگرد ارائه دهم. مجموع بحثهای این میزگرد نشان داد که کنفرانس تخت جمشید و نتایج آن تأثیر زیادی در جامعهی انرژی اتمی داشته و افکار دستاندرکاران را متوجه نقش اساسی انتقال تکنولوژی هستهای در تأمین امکانات و رشد استفاده از انرژی هستهای در جهان کرده است.
پرسش:
ریاست کنفرانس تخت جمشید با چه کسی بود؟
ریاست کنفرانس با من بود ولی زحمت اصلی کنفرانس را همکارانم کشیدند که در رأس آنها باید از مجتبی طاهرزاده که ریاست کمیتهی اجرایی کنفرانس را داشت و مهدی صرام که رئیس کمیتهی فنی و برنامهریزی بود نام برد. هر دوی آنها در نقش خود موفق و مایهی افتخار سازمان انرژی اتمی بودند. گروه بزرگی از همکارانم در این امر مشارکت مؤثر و مثبت داشتند و موفقیت این کنفرانس زاییدهی زحمات و کاردانی آنها بود.
در اینجا لازم میدانم از امیرعباس هویدا (نخستوزیر وقت) یاد کنم که از این کنفرانس حمایت بیدریغ کرد و خود در آن شرکت و در روز اول سخنرانی جالبی کرد. علاوه بر این، در مدتی که در تخت جمشید بود با عدهی زیادی از شرکتکنندگان صحبت کرد و از نظرهای آنها آگاه شد. یکشب هم در چادرهای تخت جمشید ضیافت بزرگی بهافتخار شرکتکنندگان بر پا کرد که بسیار جالب بود. آنچه در این زمینه مرا متعجب کرد این بود که او بهراحتی با گروههای مختلف شرکتکنندگان همزبان میشد و آنها را دور خود جمع و از هر دری صحبت میکرد.
بد نیست یادآور شوم که آنچه تاکنون در این مصاحبه گفتم پیشتر از حافظه است و مدارک کمی در دست دارم که بهآنها مراجعه کنم. در این مورد یک استثنا وجود دارد و آنهم کنفرانس تخت جمشید است. پس از کنفرانس، سخنرانیها و نتایجی که از کنفرانس گرفته شد در چهار جلد، مجموعاً در بیش از دو هزار صفحه بهوسیلهی سازمان انرژی اتمی به چاپ رسید که در کتابخانهها و مراکز علمی کشورهای خارج موجود و در دسترس است.
متن سخنرانی اینجانب در جلسهی افتتاحیه کنفرانس بهخوبی موضوع اصلی و هدف کنفرانس را تشریح میکند و نشان میدهد که در جو آن زمان موضع ایران چه بوده است.
یک موضوع کوچک را هم بد نیست بگوییم، چون از لحاظ مطالعه روانشناسی اجتماعی آن زمان اهمیت دارد. در زمان کنفرانس، هر روز عصر کنفرانسهای مطبوعاتی برقرار میشد و شرکتکنندگان در بحثهای روز به پرسشهای رسانههای گروهی پاسخ میدادند. من در بعضی از این کنفرانسهای مطبوعاتی شرکت میکردم. یک روز در مقابل پرسش یک خبرنگار خارجی که پرسشش را در حال حاضر به خاطر ندارم گفتم: فراموش نکنید که سیاست انرژی اتمی ایران در تهران تعیین میشود. بعد از کنفرانس که به تهران برگشتم برادر بزرگم که بر من سمت پدری داشت و همیشه تکیهگاه من بود به دیدنم آمد و با لحن آمرانه و حاکی از نگرانی زیاد گفت: در روزنامه خواندهام که تو چنین حرفی زدهای. با این حرفها خودت را با خطری بزرگ روبرو میکنی. این نوع حرفهای درشت را نباید در برابر مطبوعات گفت.به طور حتم کشورهای مقتدر خارجی آن را هضم نخواهند کرد و بلایی سرت میآورند..
پرسش:
نتیجه ملموس کنفرانس تخت جمشید چه بود؟
همان طور که پیشتر گفتیم باید متذکر بود که این کنفرانس یک حادثهی غیرمترقبه نبود که یکباره ظهور کند و بعد هم فروکش کند. کنفرانس را باید در چهارچوب تحولات سیاسی آمریکا و سیاستهای اتمی آن کشور و واکنشهای کشورهای دیگر چه دریافتکنندهی تکنولوژی هستهای و چه صادرکنندهی تکنولوژی هستهای قرار داد. البته کنفرانس یک نقطهی عطف در این تحولات بود.
نتیجهی ملموس آن را میتوان به طریق زیر خلاصه کرد:
۱. ایجاد یک هوشیاری تازه در بین کشورهای گیرندهی تکنولوژی هستهای در مورد ماهیت سیاسی و غیرمنصفانهی فشارهای کشورهای بزرگ، بهویژه آمریکا و محدودیتهایی که این کشورها ایجاد میکردند.
۲. برای اولین بار جامعهی نخبهی علمی کشورهای صنعتی و بهخصوص آمریکا تقریباً به شکل هماهنگ در این کنفرانس اعلام کردند که مسئلهی جلوگیری از گسترش سلاح اتمی در ماهیت یک مسئلهی سیاسی است و نه تکنولوژیک و هر نوع اقدام در این زمینه باید تنها از طریق سیاسی انجام پذیرد و نه از طریق ایجاد فشارهای تکنولوژیکی. این امر اهمیت زیادی داشت و نشان داد که جامعهی علمی آن روز – متخصصان تراز اول تکنولوژی هستهای – با سیاستهای آمریکا و همدستان غربی آن در این زمینه مخالف بودند.
۳. در مورد روابط ایران و آمریکا، تأثیر کنفرانس این بود که موقعیت ایران تقویت شد و به خصوص شاه احساس کرد که سیاستی که تاکنون اتخاذ شده بوده و ایران در این زمینه تنها نیست و زمینهی مقاومت در برابر فشارهای آمریکا در کشورهای گیرندهی تکنولوژی مستحکمتر شده است. علاوه بر این، شاه از نقش رهبری ایران در این زمینه بسیار خوشحال بود و فکر میکرد که این امر به سیاست خارجی ایران استحکام تازهای میبخشد.
در آن زمان شاه سیاست تازهای را در اقیانوس هند تعقیب میکرد که اساس آن بهطور خلاصه بر این اصل قرار داشت که اقیانوس هند باید از زیر نفوذ قدرتهای جهانی بیرون آید و صحنهای برای قدرتنمایی آنها نباشد. برای اعمال این سیاست مذاکراتی با کشورهای حاشیهی اقیانوس هند شروع شد و زمینهی مناسب برای ایجاد یک نوع همبستگی بین کشورهای حاشیه اقیانوس هند ایجاد میشد. بنده در این زمینه نقش مهمی بازی کردهام. بهاینترتیب که در چند نوبت حامل پیامهای محرمانه از سوی شاه برای نخستوزیران هند، استرالیا و آفریقای جنوبی بودم که نقش کلیدی در اقیانوس هند داشتند و پاسخهای آنها را برای شاه آوردم.
با توجه به این زمینهی سیاسی و اینکه دو کشور مهم حاشیهی اقیانوس هند، یعنی هندوستان و پاکستان، ازجمله کشورهایی بودند که از لحاظ اتمی با آمریکا کشمکش داشتند بهخوبی میتوان دریافت که موفقیت کنفرانس تخت جمشید و تحکیم نقش ایران در زمینهی اتمی موقعیت تازهای برای ایران ایجاد کرد تا سیاست ابرقدرتزدایی در اقیانوس هند را استحکام بخشد و در این زمینه مدعی یک نوع نقش رهبری باشد.
اما دربارهی مذاکرات ما با آمریکا تغییری ایجاد نشد. یعنی موضع ایران همان موضع سابق بود. از طرف دیگر در اثر سیاست تازهی کارتر موضع آمریکا بیشتر آشتیناپذیر شده بود؛ بنابراین فاصلهی میان موضع دو طرف زیاد بود؛ اما شاید بتوان گفت که موفقیت این کنفرانس و موضعی که کشورهای گیرندهی تکنولوژی و نیز جامعهی اتمی کشورهای صنعتی گرفتند و همچنین نقش کلیدی ایران در مبارزه با فشارهایی که کشورهای صنعتی در انتقال تکنولوژی اعمال داشتند زمینه را فراهم کرد تا در تابستان ۱۹۷۸، همانطور که پیشتر توضیح دادم، مسئلهی موافقتنامهی دوجانبه با آمریکا حل شود.
آنچه مهم بود تأثیر کنفرانس در روحیهی شاه بود. شاه نسبت به این کنفرانس علاقه شدیدی نشان داد. در مدت کنفرانس چند نفر از شرکتکنندگان نامدار ازجمله مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی را با هواپیما به تهران آوردم و با شاه ملاقات کردند. در این دیدارها شاه بهطور مفصل دربارهی پیشرفت کنفرانس و نیز مسائل بینالمللی انرژی اتمی با میهمانان خود مذاکره میکرد و همیشه خوشحال به نظر میرسید. بعد از کنفرانس هم سه جامعهی اتمی آمریکا، اروپا و ژاپن یک لوح سپاس بسیار زیبا درست کردند و به شاه تقدیم کردند و از ایران برای برگزاری کنفرانس و از شاه برای حمایت از کنفرانس قدردانی کردند. همچنین یک لوح سپاس برای قدردانی از بنده تهیه کرده بودند. (این لوح در پیوست آخر کتاب آمده است.) این عوامل موجب شد که شاه با استحکام بیشتری با آمریکاییها روبرو شود و این بار احساس میکرد که ایران تنها نیست و کشورهای گیرندهی تکنولوژی هستهای با ایران هستند و حتی این امر یک نوع مسئولیت و تعهد جدید برای ایران ایجاد کرده بود..
پرسش:
موضعی که ایران در این زمینه گرفته بود مفهوم مخالفت با غرب یا تنش با جهان غرب نبود. احتمالاً یک موضعگیری انتقادآمیز و درعینحال فعال و سازنده میتوانست باشد. نظر شما چیست؟
بله. درست میفرمایید، ما هیچوقت با غرب سر نزاع نداشتیم و سیاست شاه درگیری با غرب نبود. به نظر من فلسفهی سیاست خارجی شاه همان است که شما گفتید. یعنی یک نوع سیاست خارجی مبتنی بر احترام متقابل و در عین حال محکم و انتقادآمیز. این روحیه را در پیامی که شاه برای کنفرانس تختجمشید فرستاد بهخوبی میبینیم.
بنده ضمن سرسختیهایی که در ارتباط با کشورهای خارجی بروز میدادم به این امر آگاهی داشتم که انجام برنامهی انرژی اتمی ایران در ستیزهجویی با کشورهای دارندهی تکنولوژی میسر نبود و صلاح این بود که در پی راهحلهای بینالمللی معقول باشیم که در چهارچوب آنها منافعمان تا حد ممکن حفظ شود. البته لازمهی این کار و شرط مفهوم پیدا کردن این سیاست در عمل، ایجاد یک موقعیت دادوستد بود. به این مفهوم که اگر غرب اهرمهایی در دست دارد که با آنها از منافع خود دفاع میکند ایران هم میبایست اهرمهایی داشته باشد که بتواند در ارتباط با غرب از منافع خود دفاع کند و بهاینترتیب یک دادوستد منطقی، منصفانه و سازنده ایجاد شود، و باز لازمهی این موقعیت این بود که ایران در منطقه موضع پرتوانی داشته باشد و با ایفای نقش سازنده و تا حدی رهبری در منطقه بتواند در مقابل قدرتهای غرب و نیز شوروی وزنی داشته باشد و به بازی گرفته شود. در آن زمان در اغلب گردهماییها و کنفرانسهای بینالمللی از من دعوت میشد که بهعنوان سخنگوی کشورهای دریافتکننده تکنولوژی هستهای صحبت کنم. در واقع در آن موقع من این نقش را ایفا میکردم و مشکلها را مطرح میکردم.
در سخنرانیها لحنم همیشه ملایم ولی انتقادآمیز و در جهت رفع موانع بود. نمونهاش نطقی است که در کنفرانسهای بینالمللی داشتم؛ برای نمونه به نطقی که در کنفرانس Nucles78 ایراد کردم، اشاره می کنم.
Nucles78 نام پنجمین نمایشگاه و کنفرانس بینالمللی صنایع هستهای بود که در اوائل اکتبر 1978 در شهر بازل در سوئیس تشکیل شد.، مسئولان این کنفرانس از من دعوت کردند که بهعنوان سخنران میهمان در این کنفرانس سخنرانی کنم. در این سخنرانی موضع ایران در قبال مسائل بینالمللی انرژی اتمی تشریح شده است.
متأسفانه ما در منطقهی بدی قرار داشتیم و داریم. تا آنجا که من احساس کردم شاه تمایل زیادی نسبت به سرمایهگذاری سیاسی در کشورهای عربی و اتکا سیاسی به آنها نداشت و از درگیری زیاد در مسائل کشورهای عربی خودداری میکردید؛ مگر در مورد شیخنشینهای جنوب خلیجفارس که جنبهی دیگری داشت؛ بنابراین اجرای یک سیاست منطقهای برای شاه بسیار مشکل بود. من گاهی سفرهایی به کشورهای هندوستان، استرالیا و آفریقای جنوبی داشتم. یک روز شما بحث مفصلی با من داشت و مشکلاتی را که ایران در مقابل مسائل خاورمیانه داشت مطرح کرد. نظر شاه این بود که مادام که قدرتهای خارجی، بهویژه غربیها با دخالتهای خود در امور منطقه مانع از این میشوند که منطقه حالت عادی و صلحآمیزی به خود بگیرد و روابط سیاسی معقولی بین کشورهای منطقه برقرار شود، ایران نمیتواند نقش مؤثری در تأمین منافع خود بازی کند؛ بنابراین در پی برنامهای بود که دست خارجیها را بهویژه از خلیجفارس و کشورهای مجاور آن قطع کند و یا دستکم نفوذ آنها را تا حد معقولی پایین آورد. شاه در نظر داشت ابعاد مسئله را بزرگتر کند، بهاینترتیب توجه خود را روی اقیانوس هند برده بود. آمریکا در این اقیانوس پایگاه نظامی داشت. شوروی، انگلستان و شاید دیگر کشورهای غربی هم با ناوگان خود در آنجا در رفتوآمد بودند و کوشش در اعمال نفوذ در کشورهای مجاور اقیانوس هند داشتند.
اساس طرح شاه این بود که اقیانوس هند از نیروهای خارجی تخلیه شود و کشورهای مجاور اقیانوس، امنیت اقیانوس هند را تأمین کنند. برای این امر میبایست یک نیروی دریایی مشترک بهوسیلهی کشورهای منطقه ایجاد شود که تمام منطقهی اقیانوس را زیر نظر داشته باشد. بهاینترتیب بهانهی قدرتهای خارجی برای داشتن پایگاه نظامی یا مداخلهی نظامی در منطقه توجیهی نخواهد داشت.
در آن موقع شاه مذاکراتی سری را با سه کشور مهم منطقه اقیانوس هند شروع کرده بود. این سه کشور هندوستان، استرالیا و آفریقای جنوبی بودند.
هندوستان بزرگترین قدرت منطقه بود و آفریقای جنوبی و استرالیا در دو طرف بخش جنوبی اقیانوس درواقع درهای ورودی این منطقه بودند.
ایران هم قدرت برتر خاورمیانه و خلیجفارس بود. اگر این چهار کشور در این زمینه به توافق کامل میرسیدند میتوانستند سایر کشورهای اقیانوس هند را هم متقاعد کنند که منطق این طرح را بپذیرند و به آن بپیوندند.
شاه این موضوع را به تفصیل با من در میان گذاشت و از من خواست که در سفرهایم به این کشورها پیام محرمانهی شاه را با نخستوزیران این کشورها در میان بگذارم و بازتاب و پاسخ آنها را برای شاه بیاورم.
این موضوع کاملاً محرمانه بود و از قرار معلوم شاه از طریق مسیر معمول روابط خارجی آن را مطرح نکرده بود، ولی استنباط من این بود که نخستوزیران این کشورها یک سابقهی ذهنی در این مورد داشتند ولی در ایران کسی از این موضوع اطلاعی نداشت و شاه از من خواست که دراینباره با کسی صحبت نکنم و موضوع بین شاه و من محرمانه بماند.
در این راستا طی چند ملاقات با خانم ایندیرا گاندی که کلید اصلی این طرح بود مذاکراتی انجام دادم و نظر و پیام او را برای شاه آوردم. با نخست وزیران استرالیا و آفریقای جنوبی نیز ملاقات داشتم و پیامشان را برای شاه آوردم. آفریقای جنوبی با این طرح موافق بود ولی استرالیا ضمن پذیرفتن اصل طرح نگرانیهایی داشت که مطرح میکرد و مشکلاتی را پیش میکشید که باید مورد مطالعه قرار میگرفت. البته اجرای این طرح کار آسانی نبود و نیاز به زمان داشت.
این موضوع مرا به یاد جمشید قراچهداغی انداخت. او سالها رئیس سازمان مدیریت صنعتی بود و سالها در دانشگاه فیلادلفیا با سمت استادی تدریس کرد. او میگفت یکی از راهکارهای حل بعضی از مسائل این است که ابعاد مسئله را بزرگتر کنید یعنی مسئله را در ابعاد وسیعتری مورد بررسی قرار دهید. تجربه نشان داده است که در خیلی از موارد از این طریق میتوان مسئلهی مورد نظر را حل کرد. داستان امنیت اقیانوس هند با همین بینش مطرح شده بود. من اطمینان دارم که سیاست پایان دادن به تسلط قدرتهای خارج از منطقه در اقیانوس هند از تنگ بودن و نامساعد بودن عرصهی سیاسی در آنچه خاورمیانه مینامند ناشی میشد؛ یعنی چون در منطقه مشکلات فراوان وجود داشت که حل آنها آسان به نظر نمیرسید یک راهحل مناسب دیگر برای ایران، نزدیک شدن به کشورهای حاشیهی اقیانوس هند بود. در این مورد با شاه گفتوگوهای زیادی داشتم و مطمئن هستم که موضوع برای شاه مخالفت منفی با غرب نبود، بلکه حرکت سازندهای بود تا به منطقه امکان دهد که با قدرت بیشتر مسائلش را با کشورهای بزرگ غربی و شوروی حل کند.

اولین باشید که نظر می دهید