رفتن به نوشته‌ها

دکتر منوچهر ستوده و دریافت جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

 

 

ستوده، منوچهر - ویکی‌نور، دانشنامهٔ تخصصی

دکتر منوچهر ستوده

هشتمین جایزه تاریخی و ادبی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به دکتر منوچهر ستوده تقدیم شد.

 

جلسه شورای تولید بنیاد موقوفات دکتر افشار، در روز دوشنب11 اسفند 1376 برای قدردانی از خدمات فرهنگی و تحقیقات تاریخی و جغرافیایی آقای دکتر منوچهر ستوده تشکیل شد.
در این جلسه که با حضور مسئولین بنیاد برپا شده بود، آقای دکتر سید مصطفی محقق داماد، استاد دانشگاه و رئیس هیأت مدیره بنیاد، شمه‌ای درباره مقاصد و نیات واقف در تخصیص این جایزه و پژوهش‌ها و خدمات متعدد آقای دکتر منوچهر ستوده بیان کردند و از استاد محترم آقای احمد بیرشک، رئیس بنیاد دانشگاه بزرگ زبان فارسی که از پیش کوتاه خدمات فرهنگی و پژوهش‌های علمی کشور هستند، خواستند که لوحه منشور ویژه‌ای را که به همین منظور تدارک دیده شده بود به آقای دکتر منوچهر ستوده اعطا نمایند.
در ادامه مراسم، آقای دکتر منوچهر ستوده با اظهار تشکر، یادداشتی را قرائت کردند که مورد توجه حضار قرار گرفت. میراث جاودان برای مسئولین محترم بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و استاد ارجمند دکتر منوچهر ستوده آرزوی توفیق، سلامت و تداوم خدمات فرهنگی دارد..
 متن منشور
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشمند گرامی آقای دکتر منوچهر ستوده
       نظر به اینکه سال‌های دراز از عمر بارور خود را در راه پژوهش و آموزش دانشگاهی و دیگر کوشش‌های فرهنگی صرف کرده و با نشر تألیفات ارزشمندی چون کتاب از آستارا تا استارباد در زمینه جغرافیای تاریخی کناره‌های دریای خزر و معرفی آثار باستانی بازمانده آن کرانه و .تصحیح متون فارسی معتبری مانند حدود المعالم من المشرف الى المغرب که کتابی هزار و چند ده ساله در جغرافیا به زبان فارسی است و همچنین عجائب المخلوقات طوسی، احیاء الملوک در تاریخ سیستان، مهمان‌نامه بخارا اثر فضل‌الله روزبهان خنجی، هفت کشور، اصفهان نصف جهان، جغرافیای اصفهان و نیز تصحیح چند متن خاص در تاریخ و جغرافیای مازندران و گیلان و متون و رساله‌های دیگر مانند ترجمه کهن صیدنه ابوریحان بیرونی در گیاه‌شناسی و داروشناسی و آثار و احیاء تألیف رشیدالدین فضل‌الله همدانی در کشاورزی، بی‌وقفه در شناسایی فرهنگ گذشته و غنای زبان فارسی گام‌های مؤثری برداشته‌اید و در شمار پایه‌گذاران اصلی رشته جغرافیای تاریخی می‌باشید.
      و نظر به اینکه با چاپ واژه‌نامه‌هایی از گویش‌های ایرانی (گیلکی، کرمانی، سمنانی، نائینی و زردشتیان کرمان و چند گویش دیگر فارسی) دستمایه‌های ارزشمندی را برای پژوهشگران زبان فارسی فراهم کرده‌اید.
      و نظر به اینکه همیشه به اهمیت جغرافیای تاریخی توجه داشته و گویشیده‌اید که با شناخت راه‌ها و کاروانسراها و بیش از همه قلاع باستانی این مبحث علمی را گسترش بدهید و نمونه شاخص آن دو کتاب ارزشمند قلاع اسماعیلیه و استوناوند است که برای هر یک وقف بسیار گذارده و توانسته‌اید که اهمیت آنها را در تاریخ پیشین ما بنمایانید.
      و نظر به اینکه در طول سال‌ها آموزش دانشگاهی رشته‌های کتیبه‌خوانی (مخصوصاً خطوط کوفی) و سندخوانی را مرسوم کرده‌اید و دانشجویان متعددی در این مباحث از شما بهره برده‌اند و خود مجموعه‌هایی چند از آن گونه اسناد و مدارک را منتشر ساخته‌اید.
       و نظر به اینکه در چند سال اخیر سفرهایی در سراسر ماوراءالنهر و ترکستان و بخشی از چین کرده و آثار و ابنیهٔ باستانی آن قلمروها را به دید علمی نگریسته و مجموعه‌ای از کتیبه‌های موجود در آن مناطق را بازرسی و تدوین کرده‌اید.
هشتمین جایزه ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به جناب‌عالی اختصاص یافته است. اینک همراه این منشور، جایزه‌ای که نمودار یکی از هنرهای والای ایرانی است به جناب‌عالی اهدا می‌شود و از درگاه پروردگار خواستار است که خدمات ارزشمند علمی و فرهنگی خود را در زمینهٔ ایران‌شناسی ادامه داده و همه مشتاقان را چه در میهن اسلامی و چه در سراسر قلمرو زبان فارسی از آثار دیگر خود بهره‌ور سازید.
رئیس هیأت مدیره دکتر سیدمصطفی محقق داماد
  رئیس شورای تولیت دکتر محمد فرهادی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی
 بازرس بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی ایرج افشار

********

                                                        یادداشت دکتر منوچهر ستوده
                                  زهشتاد بگذشت دوران عمر       رسیدیم خوش خوش به پایان عمر
                            نه دستی است ما را که بر سر زنیم             نه پایی که از حلقه بیرون رویم
                                      اسیر کمند فلک بوده‌ایم               دمی گرم و آرام نغنوده ایم
                            شب و روز چونانکه بادی به دشت        گذشت و گذشت و گذشت و گذشت
                                کنون خرمن عمر یکسر بسوخت        چو مردی که دار و ندارش فروخت
بنده از ابتدای جوانی سعی کرده‌ام که خرمن عمر را یکجا و یکسر نسوزانم.
در سال ۱۳۰۹ شمسی که این ناچیز کلاس سوم متوسطه را می‌گذراندم، به قصد خرید کتاب تازه به کتاب‌فروشی ادب در خیابان شاه‌آباد روبه‌روی خیابان باغ سپه‌سالار رفتم.
این کتاب‌فروشی ابتدا زیر دست شمس‌العماره، در خیابان ناصریه بود. شیخ محمد ادب این کتابخانه را اداره می‌کرد. خدایش بیامرزاد که در نشر علم و ادب کوشا بود.
این مرد فوت شد و دامادش یعنی محمدجعفر ادب که روزی شاگردش بود، کتاب‌فروشی را از خیابان ناصریه به خیابان شغال‌آباد که تازه «شاه‌آباد» نام‌گذاری کرده بودند، منتقل ساخت.
دیدم مقداری کتاب انگلیسی کهنه میان دکان روی هم انباشته بود. معلوم شد کتابخانه‌ای را خریده و کتب انگلیسی آنها را جدا کرده و با قیمت ارزان به معرض فروش گذاشته است.
مخلص در این وقت چون در کالج امریکایی درس می‌خواند به زبان انگلیسی تسلط بیشتری از فارسی داشت، با شوق و ذوق صندلی را پیش کشید و سر کتابها نشست تا کتبی که به کار می‌خورد، از میان آنها انتخاب کنم.
به دو مجلد کتاب به نام های:
                        (ETIQUETTE FOR GENTLEMEN) و (ETIQUETTE FOR LADIES)
برخوردم. هر دو مجلد را به مبلغ هفت ریال خریدم و به خانه آوردم. (1)
از مقدمه کتاب معلوم شد که این دو مجلد را خانمی تألیف کرده و از زمان کوتاهی که میان مهیا بودن غذا و رسیدن شوهرش به خانه که هفت هشت دقیقه می‌شده، استفاده کرده است.
متوجه شدم که بنده راه استفاده از ساعات و دقایق را نمی‌داند.
گفتهٔ سعدی، علیه الرحمنه، یادم آمد:
صاحباعمر عزیز است غنیمت دانش                         گویی خیری که توانی ببر از میدانش
  چیست دوران ریاست که فلک با همه قدر                       حاصل آن است که دائم نبود دورانش
                       دهانِی شیر به کودک ندهد مادر دهر                          که دگرباره به خون در نبرد دندانش
                    جای گریه است بر این عمر که چون غنچه گل                 پنج روز است بقای دهن خندانش
این کشیده‌ای بود که مرا از عالم بی‌خبری و بی‌هوشی بیرون آورد و از همان وقت سعی کردم که از ساعات و دقایق عمر بهتر و بیشتر استفاده کنم.
در سال ۱۳۱۵ که در محضر استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، رحمه‌الله علیه، خوشه‌چین خرمن فضل و ادب او بودم، روزی در آخر کلاس شاگردان را متوجه گذشت عمر و اغتنام این فرصت چند روزه کردند و گفتند:
«ساعت، یک ساعت است یا در مجالس رقص به رقاصی می‌پردازید یا در خانه می‌نشینید و خطط مقرزی می‌خوانید.»(2)
با شنیدن این کلام باز مخلص توجه بیشتری به نحوه استفاده از ساعات و دقایق پیدا کرد.
از بحث‌های سیاسی و حزبی و مرامی و مسلکی کناره گرفت. از گوش کردن به رادیو و دیدن تلویزیون و حضور در مهمانی‌ها و مجالس تبلیغی غیرعلمی دست کشید تا توانست از باقی عمر که اضافه بر صرف خوردن صیف و پوشیدن شتاست، استفاده کند و بیش از پنجاه مجلد کتاب تصحیحی و تألیفی و تصنیفی به وجود بیاورد تا امروز بتواند در صف النعال بزرگ‌ان علم و ادب جایی برای خود بیابد.
از اولیای امور موقوفات مرحوم دکتر محمود افشار کمال تشکر و امتنان را دارم که از این ناچیز استمالت و دلجویی کرده و دست مهر و محبت بر سر و گوش من کشیده و مرا در عداد اهل تحقیق رده‌بندی کرده‌اند.
توفیق بیشتری برای این دستگاه علمی و تحقیقی از خداوند متعال خواستارم. آمین یارب العالمین.
-1
  (ETIQUETTE FOR GENTLEMEN) و (ETIQUETTE FOR LADIES)
  بانوان بسیار مودب و متین و آقایان بسیار مودب و متین
2-
«المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار»، اثر تقی الدین، احمد بن علی بن عبد القادر مقریزی، معروف به «الخطط المقریزیة»، به بررسی تاریخ سرزمین مصر از سال ۲۰ ق، تا دوران مؤلف پرداخته است.
منتشر شده در خاطرهداستانشخصیت هاشخصیت های علمیشخصیت های فرهنگیشخصیت های ملی

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *