رفتن به نوشته‌ها

عدالت علی علیه السلام

عدالت علی (ع)
تبعیض و رفیق بازی و باند سازی و دهان ها را با لقمه های بزرگ بستن و دوختن، همواره ابزار لازم سیاست قلمداد شده است. اکنون مردی زمامدار و کشتی سیاست را ناخدا شده است که دشمن این ابزار است، هدف و ایده اش مبارزه با این نوع سیاست بازی است. طبعاً از همان روز اول ارباب توقع، یعنی همان رجال سیاست، رنجش پیدا می کنند، رنجش منجر به خرابکاری می شود و دردسرهائی فراهم می آورد، دوستان خیراندیش به حضور علی علیه السلام آمدند و با نهایت خلوص و خیر خواهی تقاضا کردند که به خاطر مصلحت مهم تر، انعطافی در سیاست خود پدید آورد، پیشنهاد کردند که خودت را از دردسر این هوچی ها راحت کن، این ها افراد متنفذی هستند، بعضی از این ها از شخصیت های صدر اولند، تو فعلا در مقابل دشمنی مانند معاویه قرار داری که ایالتی زرخیز مانند شام را در اختیار دارد، چه مانعی دارد که به خاطر مصلحت فعلا موضوع مساوات و برابری را مسکوت بگذاری؟ علی علیه السلام جواب داد: «اَتَامُرُونی اَن اَطلُب النَصر بِالجُور فیمَن وَلَیتُ عَلَیه! و اللهِ لا اَطُورُ بِهِ ما سَمَرَسَمیر، و اَم نَجم فی السَّماء نَجما، لُو کانَ المال لی لَسَوَّیتُ بَینَهُم، فَکَیفَ وَاِنَما المالَ مالُ الله؛ شما از من می خواهید که پیروزی را به قیمت تبعیض و ستمگری به دست آورم؟ از من می خواهید که عدالت را به پای سیاست و سیادت قربانی کنم؟، خیر سوگند به ذات خدا که تا دنیا دنیا است چنین کاری نخواهم کرد و به گرد چنین کاری نخواهم گشت، من و تبعیض؟ من و پایمال کردن عدالت؟ اگر همه این اموال عمومی که در اختیار من است مال شخص خودم و محصول دسترنج خودم بود و می خواستم میان مردم تقسیم کنم هرگز تبعیض روا نمی داشتم، تا چه رسد که مال مال خدا است و من امانت دار خدایم» (خطبه 126).
علی علیه السلام در نامه به یکی ازعمالش می نویسد: وَ بُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اَللَّهِ اَلْفُقَرَاءُ وَ اَلْمَسَاكِينُ وَ اَلسَّائِلُونَ وَ اَلْمَدْفُوعُونَ وَ اَلْغَارِمُونَ وَ اِبْنُ اَلسَّبِيلِ وَ مَنِ اِسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ اِنَ اَعظَم الخیانة خیانة الامة، و افظع الغَش غَش اَلائمَة؛ وای به حال آن کس که مخاصم و جلوگیرش در نزد خدا فقرا و ضعفا و بیچارگان و قرض داران و راه ماندگان باشند. بالاترین اقسام خیانت، خیانت به اجتماع است و بدترین اقسام دغل بازی دغل بازی با پیشوایان است» (نهج البلاغه، نامه 26 ).
علی علیه السلام در خطبه 214 نهج البلاغه می فرماید: حق یک طرفی نیست. هر کسی که بر عهده دیگری حقی پیدا می کند، دیگری هم بر عهده او حقی پیدا می کند. تنها ذات احدیت است که بر موجودات حق پیدا می کند و موجودات در برابر او وظیفه و مسؤولیت پیدا می کنند اما هیچ موجودی ” بر او ” حق پیدا نمی کند

منتشر شده در شخصیت هاشخصیت های مذهبیمطالب آموزندهمقالات

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *