مهدی محقق
به مناسبت دهم بهمن ماه سالروز تولد استاد دکتر مهدي محقق
حديث نعمت خدا
الهه غلامي ـ عضو هيأت علمي دانشگاه فرهنگيان
اشاره: بي هيچ تعارفي، استادِ خليق و خلاق و فروتن، آقاي دكتر مهدي محقق از معدود كساني است كه توانسته است ميان سنتهاي متفاوت علمي و روشهاي متنوع تحقيق و پژوهش و نيز نسلهاي مختلف ايران و بيرون از آن، پلي دلپذير و مستحكم بزند كه بعيد است ديگر كساني همچون او را بيابيم و ببينيم. با شادباش تولد استاد، از خداوند بزرگ براي ايشان عمري دراز و پربار و آكنده از سلامت و توفيق آرزومنديم.
نخستين زندگينامه و کتابنامه دکتر مهدي محقق در سال 1368 به مناسبت شصتمين سالروز تولد ايشان که با همت والاي استاد بهاءالدين خرمشاهي برگزار گرديد، به قلم دکتر محقق تحرير و در محقق نامه به چاپ رسيد. استاد در پيشگفتار اين کتاب با اشاره به آيه کريمة «و أمّا بنعمة ربّک فحدّث»، در خصوص نگارش شرح حال خود مينويسند: «خواستم نعمتهايي را که خداوند به من ارزاني داشته، بازگو کنم…»
اکنون در آستانه هشتاد و نهمين سال زندگي پربرکت دکترمحقق، ضمن آرزوي سلامت و توفيق براي ايشان و همه دانشمندان و بزرگان اين مرزو بوم، «حديث نعمت خدا يا زندگينامه دکتر مهدي محقق» تقديم علاقهمندان فرهنگ و ادب فارسي بهخصوص بزرگواران اهل انديشه و قلم ميگردد.
مهدي محقق، نويسنده، اديب، فقيه، مصحح و شارح کتب فلسفي، طبي و يکي از نوادر سرزمين ما، در دهم بهمن ماه 1308 در مشهد مقدس در خانوادهاي روحاني چشم به جهان گشود و سالهاي متمادي عمر خود را در مسير اعتلاي فرهنگ و ادب فارسي گذراند. پدرش ـ مرحوم شيخ عباسعلي محقق خراساني ـ از وعاظ مشهور و از مبارزان دوران پهلوي، نخستين معلم و راهنماي او بود و دکتر محقق بارها از او به نيکي ياد کرده است، از جمله در مراسم بزرگداشت پدر در سال 1382در انجمن آثار ومفاخر فرهنگي گفت:
«تا آنجا كه به ياد دارم، آن بزرگوار به هيچ عنوان بدون مطالعه و آمادگي به منبر نميرفتند. سخنرانيهاي ايشان بسيار مفيد بود. هميشه در پاي منبرشان عدهاي را ميديدم كه در حال يادداشتبرداري هستند. سخنرانيهاي واعظ خراساني از جهت فني و علمي بسيار مرتب و منظم بود و تسلط خوبي بر تفسير و حديث داشت. من فكر ميكنم يكي از دورههاي پربار سخنراني در منابر، سالهاي 1320 تا 1325 است. البته اين پربار بودن در آن زمان به اين دليل بود كه در سالهاي پيشتر به دليل وجود خفقان، علما در خانه به مطالعه ميپرداختند و زماني كه توانستند سخنراني كنند، سخنرانيهاي آنها پربار بود.»
مهدي محقق کلاس اول و دوم ابتدايي را در مشهد در مدارس علميه و معرفت گذراند و در پي واقعه خونين مسجد گوهرشاد و دستگيري و زندان پدر در تهران، در سال 1317 همراه خانواده به تهران نقلمکان کردند و تحصيلات خود را ادامه داد.
تحصيلات حوزوي
از سال 1323 شروع به تحصيلات حوزوي کرد و در سالهاي 1326 و 1327 براي استفاده از محضر استادان بزرگي نظير مرحوم اديب نيشابوري و حاج ميرزااحمد مدرس به مشهد برگشت و در مدرسة نواب اقامت گزيد. محقق از سالهاي تحصيل در حوزه علميه مشهد به خوبي ياد ميکند و اين ايام را بهترين سنين زندگي خود ميشمارد. در همين ايام از محضر علمي بزرگاني که اهل تقوا و فضيلت بودند و به قصد زيارت به مشهد ميرفتند، از جمله مرحوم شيخ محمدحسين کاشفالغطاء و مرحوم شهرستاني و مرحوم سيدنورالدين شيرازي بهرهمند شد و پس از تکميل تحصيلات حوزوي در مشهد و تهران، در سال 1330موفق به اخذ درجة اجتهاد از آيتالله کاشفالغطاء و آيتاللهالعظمي محمدتقي خوانساري گرديد و در همين زمان مدرک ليسانس دانشکده علوم معقول و منقول را از دانشگاه تهران گرفت.
اما اين پايان دوران کسب علم او نبود و در سال 1330براي اخذ ليسانس دوم که منتهي به دکتري هم ميشد، وارد دانشکده ادبيات دانشگاه تهران گرديد و در همين ايام به توصيه آيتالله کاشاني وارد وزارت فرهنگ شد و به تدريس در دبيرستان ابومسلم واقع در بازارچه شيخ هادي پرداخت.
سال 1338 پس از دفاع از رساله دکتري خود با عنوان «تحقيق در ديوان ناصرخسرو» به راهنمايي دکتر محمد معين و در حضور دکتر ذبيحالله صفا و استاد سعيد نفيسي موفق به اخذ درجة دکتري در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران گرديد و سال بعد پس از موفقيت در آزمون دانشياري، به عضويت هيأت آموزشي گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران درآمد و در کنار استادان برجستهاي نظير مرحومان: پورداوود، صادق کيا، اميرحسين آريانپور، دکتر شفق، محمدامين رياحي، سيدجعفر شهيدي، عبدالحسين زرينکوب و… به تدريس پرداخت وپس از گذشت سالها تدريس در دانشگاه تهران يا انجمن آثار و مفاخر فرهنگي کشور، بسياري از اساتيد خود از جمله آيتالله کاشفالغطاء و آيتالله خوانساري، آقا شيخ محمدتقي آملي و بديعالزمان فروزانفر را مورد تجليل قرار داد.
در سالهاي 1338و 1339که تدريس و تحقيق، جزئي از زندگي دکترمحقق شده بود و هر روز برگي زرين بر دفتر دانش و تجربه او افزوده ميشد، به دنبال بازنشستگي استاد سيد جلالالدين محدث ارموي مسئول نسخ خطي کتابخانه ملي، اين مسئوليت خطير به دکتر محقق واگذار شد و تقريبا مدت دو سال در اين بخش فعاليت کرد.
در سال 1340 با توجه به تسلط محقق به زبان و ادبيات عرب و علوم اسلامي، از طرف دانشگاه لندن براي تدريس در دانشکده زبانهاي شرقي دعوت شد. تدريس در دانشگاه لندن فرصت خوبي براي تسلط يافتن در زبان انگليسي بود؛ زيرا لازم بود قبل از تدريس، متون فارسي را به زبان انگليسي ترجمه و تفسير کند. استاد محقق دو سال در لندن از مصاحبت دانشجويان ايراني برجستهاي همچون مرحوم احمد تفضلي و پروفسور سرکاراتي و مهرداد بهار برخوردار بود.
در سال 1342پس از بازگشت از لندن، به تدريس در دانشگاه تهران پرداخت و در هشتم آذر ماه همين سال با فرزند مرحوم عبدالحسين مسعود انصاري سفير ايران در کشورهاي مختلف، خانم دکتر نوشآفرين انصاري عضو علمي کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران ازدواج کرد كه ثمرة آن دو فرزند با نامهاي عباس و هستي است. البته بعدها محمود و نرگس به جمع اين خانواده پيوستند. بانو نوشآفرين انصاري به دليل زندگي ديپلماتيك پدرشان، به زبانهاي انگليسي و فرانسه کاملاً مسلط بود و در کنار دکتر محقق که به زبان فارسي و عربي تسلط کامل داشت، زوج علمي خوشبختي را تشکيل ميدهند.
فعاليتهاي علمي
در طي سالهاي 1343تا1344قبل از سفر به کانادا، کتابهاي «السيره الفلسفية» رازي، «تحليل اشعار ناصرخسرو» و «لسانالتنزيل» را منتشر ساخت. در سالهاي1347ـ 1344و 1357ـ 1355 و 1361ـ 1360 در دانشگاه مکگيل کانادا به تدريس فلسفه و کلام و عرفان اسلامي پرداخت و در سال 1347 شعبه «مؤسسه مطالعات اسلامي» آن دانشگاه را در تهران تأسيس کرد و نتيجة آن، نشر متجاوز از شصت اثر نفيس در زمينههاي مختلف علوم اسلامي است که با همکاري متجاوز از سي تن از استادان داخل و سي تن از استادان خارجي در دو مجموعة «سلسله دانش ايراني» و «تاريخ علوم در اسلام» فراهم آورد و به جامعة علمي تقديم داشت.
در سال 1353 به عنوان رئيس «انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي» برگزيده شد و با استفاده از امکانات مؤسسه مطالعات اسلامي، ده اثر به استادان آن رشته تقديم داشت و نيز در همين سال به عنوان عضو هيأت امنا با «انجمن فلسفه» همکاري کرد و در نشر آثار علمي دانشمندان شيعي ايراني به وسيلة آن انجمن در اين توفيق علمي سهيم گرديد.
پس از بازنشستگي، سالي سه ماه در کانادا به مدت پنج سال تدريس کرد و پس از آن، پنج سال در مؤسسه بينالمللي انديشه و تمدن اسلامي مالزي به عنوان «استاد ممتاز فلسفه اسلامي» به تدريس و تحقيق اشتغال ورزيد و نشر مجموعهاي از متون و تحقيقات در زمينه علوم اسلامي را بنيان نهاد که تاکنون دوازده مجلدش به وسيله آن مؤسسه در تهران و کوالالامپور در مجموعة «انديشه اسلامي» منتشر شده است.
همچنين به دعوت دانشگاه آکسفورد، سالي يک ماه در آنجا به تحقيق و مطالعه درباره تاريخ پزشکي اشتغال داشته و برخي از استادان را در راهنمايي رسالههاي دکتري در زمينه علوم اسلامي ياري کرده است.
استاد محقق پس از انقلاب اسلامي، به رياست دانشکده دماوند منصوب شد و بعد از آن در سال 1361 سازمان «دايرهالمعارف تشيع» را پايهريزي کرد و همچنين پس از انتصاب به عضويت هيأت امناي «بنياد دايرهالمعارف اسلامي» در سال 1362، مدت دو سال به عنوان مديرعامل، آن نهاد را سازمان داد و اداره کرد.
چهره ماندگار
در سال 1379موفق به دريافت «نشان دانش» و در سال 1380برنده «جايزه پيشکسوتان» و نيز در همان سال به عنوان «چهره ماندگار» شناخته شد.
در سال 1382 «نشان درجه يک ادب فارسي»، در سال1384 لوح تقدير ويژه هشتمين دوره «جايزه انجمن ترويج علم ايران»، در سال 1387 لوح تقدير و جايزه دومين «جشنواره فارابي» به عنوان «مفاخرپژوه برجسته»، در سال 1390 از طرف بنياد ملي نخبگان عنوان «استاد برجسته» جايزة مرحوم علامه طباطبايي را دريافت نمود.
استاد كوشاي ما بعد از بازنشستگي، ضمن راهنمايي دانشجويان در تحرير رساله دکتري زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران، در دورههاي فوقليسانس و دکتري دانشگاههاي مشهد و اصفهان و امام صادق(ع)، الزهراء(س)، تربيت مدرس، تربيت معلم و دانشگاه آزاد اسلامي کرج به تدريس و راهنمايي دانشجويان دوره فوق ليسانس و دکتري همت گماشت.
دکتر محقق در حال حاضر مدير «مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه تهرانـ دانشگاه مکگيل»، رئيس هيأت امناي «انجمن آثار و مفاخر فرهنگي»، مشاور علمي و عضو هيأت امناي «بنياد دايرةالمعارف اسلامي» و عضو «فرهنگستان زبان و ادب فارسي» است. وي همچنين عضو ايراني «فرهنگستان زبان و ادب مصر» است و در فرهنگستانهاي اردن، سوريه، هند و «مجمع بينالمللي فلسفه در قرون وسطي» و «مجمع بينالمللي تاريخ پزشکي» نيز عضويت دارد.
بزرگداشت عالمان
دکتر محقق بارها به دانشجويان در مورد مقام و منزلت استاد و معلم، توصيه نموده است و خود در دانشگاه تهران يا انجمن آثار و مفاخر فرهنگي کشور، بسياري از استادان از جمله: آيتالله جوادي آملي و آيتالله حسنزاده آملي و استاد ميرزاابوالحسن شعراني، آيتالله سيدکاظم عصار، دكتر محمد معين، استاد بديعالزماني کردستاني، بانوان: توران ميرهادي، دكتر نوشآفرين انصاري که تخصص کتاب کودک دارند، و بسياري ديگر از بزرگان علم و فرهنگ ايران و جهان اسلام را مورد تجليل قرار داده است و به ياري جمعي از دانشوران، كتابچه مستقلي درباره هر كدام از آنها به چاپ رسانده است كه در كل دانشنامهاي از عالمان و محققان معاصر است.
دکتر محقق در مورد ارتباط استاد و دانشجو معتقد است: «يکي از سنتهاي علمي فراموششده، ارتباط ميان استاد و دانشجوست، غافل از اينکه در کشور ما علم و اخلاق و دين بر پايه رابطه ميان معلم و متعلّم و مراد و مريد و امام و مأموم بوده است. استادي بازنشسته ميشود و پس از آن دو يا سه دهه عمر ميکند و هر روز از محلي که سي سال درس داده، عبور ميکند، درحالي که يک بار از او خواسته نميشود که بيايد راز توفيق و پيشرفت خود را براي دانشجويان بازگو کند تا آنان سيرة علمي و عملي او را اُسوه خود قرار دهند و يا کوششي به عمل نميآيد که بزرگان دين و دانش و اخلاق به وجه مطلوب به نسل جوان و دانشجو معرفي گردند. وقتي ما اُسوهها و الگوها را از چشم جوانان خود دور داريم، آنان الگو و اُسوههاي نامناسب را از بيرون مرزها براي خود مييابند و کار به آنجا ميرسد که ما فرياد به عرش بر ميداريم که: جوانان ما مورد هجوم غرب قرار گرفتهاند!
سنتهاي علمي ما چنان به باد فراموشي سپرده شده که هرگاه دانشمندي از اين جهان چشم برميبندد، ما با سربلندي از آن دانشمند با تعبير «بدون جانشين» ياد ميکنيم، درحاليکه اظهار اين تعبير، اقرار به افول و انحطاط علم و اعتراف به خفت و سرشکستگي علمي و فراموش کردن سنت گذشته خود است؛ زيرا دانشمندان گذشته ما صريحاً ميگفتند دانش بايد همواره روي به فزوني و تزايد داشته باشد.
محمد ابن زکرياي رازي هزار و صد سال پيش گفت: «علوم بايد دائما در پيشرفت و کمال باشند و اگر استادي در زماني دراز به نتيجهاي علمي رسيده، شاگرد او بايد در زماني کوتاه آن را دريابد و بازمانده زمان را صرف تکميل آن علم کند، و همين سبب ميشود که هميشه شاگردان عالمتر از استادان باشند. بر پايه همين سنت بود که قطبالدين شيرازي در يکي از آثار خود ميگويد: «زيانآورترين عبارت براي علم و دانش جمله «ما ترک الاوّلُ للاخر شيئاً» است، يعني گذشتگان براي آيندگان چيزي باقي نگذاشتهاند!
آثار و تاليفات
استاد محقق در طول ساليان دراز تدريس و تحقيق و سخنرانيهاي علمي و مديريتهاي مختلف فرهنگي و مسافرتهاي متعدد علمي، از تأليف و ترجمه بازنماند و توانست ضمن تربيت چند نسل از دانشپژوهان، به نگارش آثار پربرگ و باري نيز بپردازد كه از مهمترين آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
* همايينامه
* ديوان ناصرخسرو، تصحيح انتقادي با مقدمه استاد محقق و استاد مجتبي مينوي
* شرح بزرگ ديوان ناصرخسرو (مجلد اول و دوم)
* تحليل اشعار ناصرخسرو
* فرهنگ ولغات و ترکيبات و تعبيرات ديوان ناصر خسرو (در دو مجلد، به اهتمام مهدي محقق و کبري بستان شيرين)
* اسماعيليه
* فيلسوف ري، محمدبن زکرياي رازي
* شرح منظومه حکمت ملاهادي سبزواري
* هزار و پانصد يادداشت (در مباحث لغوي و ادبي و تاريخي و فلسفي و کلامي و تاريخ علوم)
* بستانالاطبا و روضهالالبا، ابن مطران (ترجمه و تلخيص)
* درآمدي بر دانشنامه پزشکي در اسلام و ايران (فهرست الفبايي اصطلاحات پزشکي و داروشناسي)
* مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشکي در ايران و اسلام
* طب روحاني رازي، (تلخيص و ترجمه)
* مفاخرنامه
* محققنامه (جلد اول و دوم)
* بيست گفتار (در مباحث علمي و فلسفي و کلامي و فرق اسلامي با مقدمه انگليسي از پروفسور ژوزف فان اس و ترجمه فارسي آن از استاد احمد آرام)
* نخستين بيستگفتار (در مباحث علمي و فلسفي و کلامي و فرق اسلامي)
* دومين بيستگفتار (در مباحث ادبي و تاريخي و فلسفي و کلامي و تاريخ علوم اسلامي)
* سومين بيستگفتار (گزارش سفرهاي علمي به سيزده کشور)
* چهارمين بيستگفتار (در مباحث ادبي و فلسفي و کلامي و تاريخ علوم)
* پنجمين بيستگفتار (در مباحث ادبي و فلسفي و کلامي و تاريخ علم و گزارش سفرهاي علمي)
* ششمين بيستگفتار (در مباحث علمي و ادبي و فلسفي و گزارش سفرهاي علمي و يادبود بزرگان)
* هفتمين بيستگفتار (در مباحث علمي و ادبي و فلسفي و گزارش سفرهاي علمي و يادبود بزرگان علم و دانش)
* هشتمين بيستگفتار (در مباحث علمي و ادبي و فلسفي و تاريخ پزشکي)
اطلاعات شماره 26929


اولین باشید که نظر می دهید