دبستان نمونه اصفهان – بخش سوم
در مجموع دبستان نمونه نقش سازنده و اثر بخشی در محیط و بر سایر واحدهای آموزشی مشابه داشت.
دبستان نمونه اصفهان بر اساس اصل 4 ترومن با شیوه جدیدی کار خود را آغاز کرد.
روش تدریس و اداره مدرسه با سایر واحدهای آموزشی تفاوت داشت. در هر روز به دانش آموزان، یک نوبت شیرخشک می دادند. اما در دبستان ما به جای شیرخشک به دانش آموزان بستنی می دادند.
شیرخشک و بستنی
در مقابل مدرسه ما یک بستنی فروشی بود که مدیر مدرسه شیرخشک اهدایی اداره بر اساس اصل چهار ترومن، را که باید در زنگ تفریح به ما بدهند طبق یک قرارداد به بستنی فروش می داد که با همان شیر خشک بستنی درست کند و به دانش آموزان بستنی بدهد چرا که گویا درست کردن شیر دردسر زیادی داشت و وقت گیر بود.
انجمن خانه و مدرسه ( انجمن اولیاء و مربیان)
فراموش نمی کنم که از قدرت و توان فرهنگی و اجتماعی اعضای انجمن اولیاء و مربیان که در آن روزگار با عنوان زیبای “انجمن خانه و مدرسه” فعالیت داشت، حداکثر استفاده را می کردند. با کمک های معنوی و مادی این انجمن، بسیاری از امور مدرسه، بدون تشریفات اداری رفع و رجوع می شد. با کمک این انجمن با فوت و فن های روزنامه نگاری، آشنا شدیم، برنامه مشاعره و مناظره ، نمایش نامه نویسی راه اندازی شد و در ضمن به شکل بسیار آبرومنداته یی تحت عنوان جایزه، به دانش آموزان بی بضاعت کمک می کردند.
کمک شرافتمندانه
یکی از دوستان من که از این جایزه ها بهره مند شده بود تعریف می کرد: مدیر مدرسه پس از زنگ عصر مرا خواست و نگاهی به کارنامه من انداخت و پس از تشویق که نسبت به قبل وضع بهتری داشته ای، گفت: همراه این آقا برو و جایزه خود را دریافت کن! من این آقا را نمی شناختم. او مرا به یکی از بهترین فروشگاه های کفش و لباس، در خیابان چهارباغ، که نزدیک مدرسه بود، بُرد و به کفش ها و جوراب ها اشاره کرد و گفت: هرکدام را که می خواهی انتخاب کن. این ها جایزه توست به ما خبر داده اند که تسبت به قبل نمرات خوبی آورده ای. من که اصلاً مغازه های خیابان چهارباغ را ندیده بودم هیجان زده شدم و در عالم کودکی آنچه لازم بود شامل کفش و جوراب و دستمال برداشتم. در حالی که در پوست خود نمی گنجیدم، مرا روانه خانه کرد. بعدها فهمیدم آن ها برای این که من عزّت نفس خود را از دست ندهم و در نزد خانواده سربلند باشم، به طور غیر مستقیم و به شکل بسیار محترمانه و آبرومندانه ای این هدایا را در اختیار من قرار داده اند.
دانشجو معلمان
و نیز قابل ذکر است که در یک بعد از ظهر بهاری تعدادی از دانش آموختگان دانشسرای مقدماتی وارد دبستان ما شدند، که برای ما تازگی داشت. همگی جوان و آراسته بودند و کت و شلوار ایشان قهوه یی روشن بود.
دو نفر از این گروه، به همراه استاد خود، به کلاس ما آمدند و به ما علوم تدریس کردند و این در حالی بود که با خود وسائل کمک آموزشی آورده بودند. در پایان از ما خواستند توضیح بدهیم که حضور ایشان استفاده کرده ایم یانه؟ و اگر سؤالی داریم بپرسیم. در پایان درس استاد این دو نفر، ما را تشویق کردندکه از هر فرصتی برای یادگیری استفاده کنیم.
بعد ها متوجه شدیم این دو نفر و بقیه گروه برای تمرین دبیری یا به اصطلاح امروز کارورزی خود، مدرسه ما را انتخاب کرده بودند.
پس از چند سال، دبستان ما از کنار دبیرستان سعدی به ضلع شرقی دبیرستان ادب انتقال یافت.
همکلاسی هوشمند
کلاس چهارم بودیم که یک روز، دو نفر بازرس تعلیماتی به کلاس ما آمدند. از آقای محمد صمدانی که معلم ما بود در باره آنچه خوانده بودیم پرسش کردند و سپس چند سؤال مطرح کردند که دوستان ما جواب دادند به خصوص فراموش نمی کنم که پرسیدند : بدیع یعنی چه؟ و آیا کسی می تواند با آن یک جمله بسازد؟
همه ساکت بودیم. فقط یکی از همکلاسی های ما به نام آقای تورج شجاعی دست بلند کرد و اجازه خواست جواب دهد. سپس گفت: کفش های من تازه و بدیع است؟ که او را تشویق کردند. تشویق او باعث سرافرازی ما و معلم ما شد. بعد از رفتن بازرسان آقای صمدانی از رفتار همه ما اظهار خوشحالی کردند و از ما خواستند بیشتر تلاش کنیم.
ویزگی ظاهری معلمان
در آن دوران مدیریت و معلمان ما نسبت به بهداشت، نظافت و آراستگی ما حساس بودند و همواره در این دو مورد تأکید داشتند. معلمان ما خودشان لباس تمیز می پوشیدند، کروات می زدند، کفش های خود را هر روز واکس می زدند و با موی شانه زده و معطر وارد کلاس می شدند.
فعالیت های کناری
روزنامه دیواری از فعالیت های دائمی کلاس ها بود. دانش آموزان با ابتکار و خلاقیت سعی می کردند، در مسابقه و ارزشیابی رتبه برتر را کسب کنند.
یکی از این ابتکارات برنامه کلاس درسی بود که تمام ساعات درسی را با نقاشی نشان داده بود. مثلاً درس موسیقی که جزئی از برنامه بود و شادروان محمد نیکنام با ویلن ویژه خود تدریس می کرد را با نقاشی کردن انواع سازها، ساعت خط و نقاشی را با قلم درشت و دوات و خط زیبا و تصویر یک چهره دوست داشتنی و ساعت ورزش را با توپ های والیبال و فوتبال و لباس ورزش نشان می داد.
برنامه صبحگاهی که شامل نیایش دسته جمعی بود یادم هست که همه ما به ترتیب کلاس به طور منظم صف می کشیدیم و یکی از دانش آموزان خوش بنیه با لباس تمیز و صدای رسا فقرات دعا را با اهنگی خوش می خواند و ما تکرار می کردیم. ضمناً در برنامه صبحگاهی سرود ای ایران از برنامه های همیشگی بود.
ای ایران ای مرز پُر گهر/ ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان/ پاینده مانی و جاودان
ای …دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم/ جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام/ در راه تو،كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما/
برای ما توضیح دادند که این سرود را یکی از شخصیت های برجسته علمی و فرهنگی به نام استاد حسین گل گلاب سروده است.
جشن پایان سال تحصیلی
جشن پایان گرفتن دوره ابتدایی هم فراموش نشدنی بود عکس دسته جمعی گرفتند و در بعد از ظهر اواخر خرداد ماه در فضای بهاری مراسم با شکوهی را ترتیب دادند و دانش آموزان و پدر و مادرها بعضی از شخصیت های اجتماعی شرکت داشتند. مدیر مدرسه خیر مقدم گفت و ضمن گزارش فعالیت های سال تحصیلی برنامه را اعلام کرد و تعدادی از معلمان را مورد تقدیر قرار داد. یکی از دانش آموزان هم مقاله تشکر آمیزی قرائت کرد. سپس نمایشنامه اجراء شد و در پایان به همه دانش آموزانی که دوره ابتدائی در این دبستان به پایان رسانده بودند، جایزه دادند.
بدین ترتیب دوره شش ساله ابتدایی ما، در دبستان پهلوی و نمونه به پایان رسید.
دریغ و افسوس
اما افسوس و هزار افسوس که هرسه محل استقرار این دبستان ها را ویران ساختند و کاربری آن را تغییر دادند. دو مدرسه یی که ما دوران شادابی و نشاط خود را می گذراندیم مدارس ابتدایی زیر نظر معلمان مهربان، دوست داشتنی، دلسوز و تأثیر گذار و نیز همکلاسی ها یی که هر روز از دیدن همدیگر خوش حال می شدیم، هر گز از یاد و خاطره ما محو نمی شود.
اگر چه در ساختمان های جدید هم ممکن است به عنوان مرکز پژوهش، مورد استفاده قرار گیرد، اما ساختمان دبستان چیز دیگری است. هر سه مدرسه آینده ما را شکل می داد. وجب به وجب آن برای ما یادآور خاطرات زیادی را زنده می کند.
باری خراب کردن مدارس یکی از بزرگترین ضربه های هولناکی است که به پیکر آموزش و پرورش و فرهنگ جامعه وارد می شود. اگر مدرسه یی را بازسازی یا نوسازی می کنیم نباید هویت واحد آموزشی را به دست فراموشی بسپاریم.
چرا باید از نظامیه های اصفهان هیچ اثری نباشد، از محل زندگی و مدرسه بوعلی سینا یا محل کار حکیم عمر خیام ؟ چرا فقط باید در کتاب های تاریخ ذکر آن را بخوانیم؟ در حالی که در کشورهای پیشرفته که فرهیختگان با عقل و درایت آن را اداره می کنند، این مواریث ارزشمند و ارزنده و آموزنده را به خوبی نگهداری و حفظ می کنند.
ما و بیگانگان نگهداری از آثار فرهنگی
قدیمیترین دانشگاههای جهان همچون دانشگاه آکسفورد و کمبریج و نیز دانشگاه الازهر مصر با قدمتی نزدیک به هزار سال، هنوز هم در سطح بالای آموزش قرار دارند. این دانشگاه ها، به عنوان موزه های میراث دانش بشر نوعی جاذبه گردشگری به شمار میروند.
دانشگاه بولونیا University of Bologna (در ایتالیا در سال ۱۰۸۸ پایهگذاری شده و تا به امروز هیچگاه تکاپوی خود را متوقف نکرده است و به عنوان قدیمیترین دانشگاه در جهان شناخته میشود. دانشگاه بولونیا تا دورهای از دوره معاصر تنها دورههای دکترا ارائه میداد ولی امروزه دورههای متنوع در همگی مقاطع در این دانشگاه تدریس میشود.
دانشگاه بولونیا واقع در شهر بولونیا، ایتالیا در حال حاضر دارای ۸۵,۰۰۰ دانشجو است که از این شمار ۳۰,۰۰۰ دانشجو در دوره کارشناسی ارشد و بالاتر مشغول به تحصیل هستند.
۲- دانشگاه آکسفورد (University of Oxford) بنیانگذاری: سالهای ۱۱۶۷ تا ۱۰۹۶ میلادی در انگلستان
دانشگاه آکسفورد با فهرست طویل ۲۶ نخستوزیر انگلستان، ۲۰ اسقف اعظم کانتربوری، ۱۲ قدیس، ۴۷ برنده جایزه نوبل و همچنین استفان هاوکینگ به اندازه قدمت خود مورد احترام نیز است. دانشگاه آکسفورد که به طور قطع یکی از قدیمیترین و معتبرترین دانشگاههای جهان است در حال حاضر دارای ۲۲,۰۰۰ دانشجو است.
چرا باید مفاخر خود را از یاد ببریم؟ آموزش و پرورش نمی داند که اگر هویت دبستان پهلوی یا دبستان نمونه را حفظ می کرد، دانش آموزان آن روزگاران که اکنون 80 – 70 سال یا کم تر و یا بیشتر سن دارند و چه بسا در پایگاه علمی، آموزشی، صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، ادبی، سیاسی، هنری و……. در داخل و خارج کشور از موقعیت های ویژه یی برخوردارند، می توانند از امکانات و نفوذ خود استفاده کنند و به حق، مدرسه و معلم و آموزش و پرورش را از کمک های مادی و معنوی خود برخوردار نمایند. در توسعه آموزش بکوشند و زمینه ساز شکوفایی استعدادهای نسل نو باشند.
دبیرستان سعدی کنار میدان نقش جهان
نگهبان دبیرستان سعدی جنب میدان نقش جهان اصفهان که در سال 1316 بنا شده و از زیباترین دبیرستان ها است و اکنون در اختیار آموزش و پرورش نیست، می گوید:
“گاهی افراد سالخورده با لباس تمیز کراوات و عینک و عصا وارد می شوند و وقتی سؤال می کنم آقا، چه فرمایشی دارید؟
جواب می دهد من در دوره جوانی در این دبیرستان درس می خواندم و امروز آمده ام با دیدن این ساختمان با شکوه خاطرات دوران جوانی خود را تجدید کنم. در پاسخ به پرسش های بیشتر می فهمم در خارج از کشور زندگی می کنند و برای خود مقام و منزلت درخور ستایش دارند. ساعتی در حیاط دبیرستان قدم می زنند به کلاس ها نگاه می کنند اشعار اطراف ساختمان را مطالعه می کنند و با در و دیوار مدرسه وداع می کنند!!”
با کمال تأسف ما از مبانی فرهنگی و دینی خود نیز بهره نمی گیریم!
باری در دوره دبستان، دوستان با صفا و مهربانی هم داشتیم. که اکنون هریک در جائی در این کره خاکی زندگی می کنند و حتماً منشاء خدمات ارزنده یی هستند که موجب افتخار ایران و ایرانی و ممکن است با این دنیای خاکی وداع کرده باشند.
اما دوره متوسطه را در دبیرستان صائب اصفهان گذراندم. و این در حالی بود که بسیاری از همکلاس های دوره ابتدایی من در دبیرستان سعدی یا دبیرستان ادب ادامه تحصیل دادند. من هم اشتیاق فراوان داشتم که همراه آنان باشم امابه دلیل موقعیت جغرافیائی و جا به جا شدن محل کار پدرم از میدان نقش جهان و با صلاحدید والدین مجبور شدم از آنان جدا شوم. بقیه در (7)
سایت آئین فرزانگی

اولین باشید که نظر می دهید