رفتن به نوشته‌ها

خاطرات عباس دهکردی (31) درس هایی از دوران تحصیل در آمریکا

درس هائی از دوران تحصیل در آمریکا
دوره آموزشی ما در سال های 57 و 58 به سرعت به پایان رسید و البته دوران پُر التهابی بود. زیرا هر روز اخبار هولناکی از ایران می رسید. زن و مرد، کوچک و بزرگ از شهری و روستایی در تظاهرات شرکت می کردند و رسانه های آمریکا بدون ملاحظه اخبار را منتشر می کردند. تعداد شبکه های تلویزیونی بسیار زیاد و هریک گوشه ای از تظاهرات را نشان می دادند.
پس از پخش اخبار نوبت به تجزیه و تحلیل کارشناسان می رسید. و ما نمی توانستیم نسبت به آنچه در ایران می گذرد بی تفاوت باشیم. یک روز خبرهای خوش و یک روز خبرهای دردناک می رسید و ما همچنان در اضطراب و نگرانی به سر می بردیم. اما در عین حال سعی می کردیم از شرایط دانشگاه استفاده کنیم.
*******************
برای مثال: روزی وارد ساختمان بزرگ آموزش و پرورش شدم. در هر اتاق روی میز کارمندان اداری و آموزشی، جعبه ای بود که یک بسته شامل تعدادی گزارش خبری روی هم قرار داشت در کنار آن نوشته بود take one (یکی از این نوشته ها را بردار) دیدم این چند صفحه مربوط به آخرین سخنرانی آقای pullias (پولیاس) استاد برجسته و باز نشسته همین دانشکده است.
آقای پولیاس در جمع معلمان با موضوع، معنی دار کردن آموزش و پرورش سخنرانی کرده بود. که دانشگاه چکیده آن را در چند صفحه در اختیار همگان قرار می داد.
فرازهایی از این مقاله نشان می داد که باید در آموزش به معنویت و خود سازی روانی بیشتر توجه شود. در آموزش هر موضوعی باید بُعد معنوی موضوع را هم در نظر گرفت. آموزش و یادگیری فقط به فراگیری اصطلاحات و واژه های ظاهری خلاصه نمی شود. در هر آموزشی باید به ابعاد انسانی و معنوی آن هم توجه شود. در آموزش باید به انسان و ساختار باطنی انسان توجه بیشتری شود. نباید به انسان فقط به عنوان یک ابزار نگاه کرد.
در حاشیه همین گزارش در ستونی ، به طور مختصر، به زندگی نامه آقای پولیاس اشاره شده بود.
آقای پولیاس گام به گام تمام مدارج ترقی و تکامل را طی کرده بود از معلمی گرفته تا معاونت دانشگاه و ریاست دانشگاه و تألیف کتاب های متعدد در زمینه علوم تربیتی و راه و رسم کلاسداری و ویژه گی های معلمان برتر و سخنرانی های فصلی برای معلمان و علاقه مندان. وی همواره، در صف مقدم پیشروان تعلیم و تربیت بوده است.
من موفق شدم در یک فرصت مناسب، خود را به طبقه هشتم به دفتر وی برسانم. با منشی وی رو به رو شدم. گفت:
وقتی استاد بازنشسته شدند، دانشگاه از ایشان تقاضا کرد تا آن جا که توان دارند، به میل و انتخاب خود هر چند روزی در هفته که مایلند، در دانشگاه، پاسخگوی سؤالات مراجعه کنندگان باشند و ضمناً به تحقیقات خود ادامه دهند. این دفتر با منشی و کلیه وسائل لازم در اختیار ایشان است. ابتداء هفته ای چهار روز، پس از دوسال هفته ای سه روز و در این سال هفته ای دو نصف روز در دفتر به سؤالات کتبی و شفاهی و تلفنی معلمان سراسر ایالات متحده آمریکا پاسخ می دهند و در ضمن به تحقیقات خود ادامه می دند و دعوت دانشکده ها و مدارس را برای سخنرانی می پذیرند.
منشی گفت: من سؤالات و دعوت نامه های ایالت های آمریکا را دریافت و طبقه بندی می کنم و در اختیار استاد قرار می دهم. وی پس از بررسی و مطالعه، پاسخ ایشان بدین ترتیب می دهند: گاهی پاسخ نامه ها را به کتاب های خود ارجاع می دند مثلاً می نویسند: فصل سوم فلان کتاب را مطالعه کند، یا تصویر یک صفحه از فلان کتاب را برای او بفرست. یا او را دعوت کن تا حضوری پاسخ دهم و بدین ترتیب در اختیار دانشگاه و خدمات علم و آموزشی هستند.
با درس آموزی و در عین حال با اندوه فراوان از دفتر استاد پولیاس خارج شدم. با خود می گفتم ای کاش
روزی فرا رسد که ما نیز بتوانیم از ذخائر علمی و فرهنگی خود بهره مند شویم و از معلمان و استادان خود تا آن جا که در توان داریم بهره مند شویم و نگذاریم این سرمایه های گرانسنگ که با پول این ملت ستمدیده (به قول استاد منوچهر قدسی) و با زحمت و رنج شبانه روزی خود به قله رفیع علم و دانش رسیده اند، منزوی شوند و مردم و به خصوص جوانان با استعداد ما از دریای فضل و کمالات ایشان محروم شوند. ما نه تنها نباید این استوانه های علم و خرد را تنها یگذاریم، بلکه در تمام رشته ها، از انسان های ذو فنون به نفع ارتقاء کشور استفاده نمائیم.
من توانستم یکی از کتاب های ایشان را تحت عنوان Ateacher is many things ( معلم دارای شخصیتی با ابعاد گوناکون است) را تهیه نمایم. آقای پولیاس این کتاب 295 صفحه ای را به اتفاق یکی از استادان علوم تربیتی به نام یونگ تألیف کرده است.روی جلد کتاب نوشته بود:

Ateacher is many things
By EarlV.Pullias
and JamesD.young
این کتاب دارایی دو بخش است که در بخش اول زمینه معلمی و راه هایی که به تدریس برتر منتهی می شود را مورد مطالعه قرار می دهد و به یک سؤال پاسخ می دهد. سؤال این است که تدریس چیست؟ Wath is teaching ? و سپس موانع و مشکلات راه رسیدن به تدریس برتر را توضیح می دهد. Some obstacles to growth toward excellence in teaching.
در بخش دوم 22 مورد از ویژه گی های معلم را بر می شمارد:
که عبارتند از:
معلم یک راهنماست.
معلم یک مربی است.
معلم پل و رابطی بین نسل هاست.
معلم یک دوست مورد اعتماد و مشاور نیک اندیش است.
معلم مسؤول و صاحب نظری آگاه است.
معلم روشنی بخش دل هاست.
معلم سالک راه راست و عامل نظم و انضباط است.
معلم شکننده موانع و هموار کننده راه پیشرفت است.
معلم بازگو کننده واقعیت های تاریخ است.
معلم همچون یک هنرمند نقش های گوناگون بازی می کند.
معلم طراح صحنه آموزش است.
معلم سازنده اجتماع است.
معلم دانش پژوه واقعی است.
معلم یک حق طلب واقعی است.
معلم کاشف استعداد هاست.
معلم یک داور بصیر است.
معلم یک ناجی و هادی واقعی است.
معلم یک انسان کمال دهنده است.
معلم یک انسان معمولی است.
پولیاس و یانگ این کتاب را با توجه به مطالعات و تجربیات ارزنده خود، برای دانشجویان رشته تعلیم و تربیت و به ویژه کسانی که می خواهد لباس پُر افتخار معلمی را بر تن کنند تألیف کرده اند و در دانشکده آموزش و پرورش برای سالیان دراز تدریس شده است. کتابی که اثر تحقیقی دو کارشناس عالی رتبه رشته تعلیم و تربیت است.
این کتاب شخصیت معلم را از زوایای گوناگون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد.و می نویسد یک معلم کامل و تمام عیار چه ویژه گی هایی باید داشته باشد.
در پایان هر فصل تعدادی سؤال برای بحث و تبادل نظر در کلاس درس مطرح می کند. و موضوعاتی را برای تحقیق بیشتر پیشنهاد می کند.
*****************
یک روز بعد از ظهر هم وارد دانشگاه شدم محوطه بزرگ دانشگاه پُر از جمعیت بود. پیر و جوان، زن و مرد با لباس های رنگارنگ شادی می کردند و بساط عیش و نوش و شادی و سرور، خورد و خوراک جور بود. بلند گوها سر و صدای زیادی داشتند. موسیقی پخش می شد، سخنرانی می کردند. دونفره و چند نفره باهم صحبت می کردند. سرگرمی های متنوع همه را مشغول کرده بود.
وقتی پرس و جو کردم به من گفتند: دانشگاه در هرسال روزی را برای گردهمایی دانشجویان فارغ التحصیل از ده ها سال قبل اعلام می کند و در این روز دانش آموختگان این دانشگاه دور هم جمع می شوند با همکلاسی های خود، با معلمان و استادان خود و مدیران دانشگاه دیدار و گفت و گو می کنند و خاطرات خود را بازگو می کنند.
از هزینه سؤال کردم. پاسخ دادند: اتفاقاً یکی از راه های مهم درآمد دانشگاه از همین مراسم تأمین می شود. بدین ترتیب که دانشگاه از چند ماه قبل برای تمام دانش آموختگان دانشگاه، در هرجای دنیا که باشند، دعوت نامه ای ارسال می کند و از آن ها می خواهد در این مراسم باشکوه شرکت نمایند. در ضمن اشاره می کند که می توانید هر چقدر که مایلید جهت هرچه برگزاری باشکوه تر این مراسم کمک کنید. حالا حساب کنید از بین فارغ التحصیلان این دانشگاه قدیمی که جمعیت دانش آموخته ی آن به چندین هزار نفر می رسد و در میان فارغ التحصیلان افراد سرشناس و ثروتمند و دارای پُست و مقام بالا به تعداد زیاد دیده می شوند، چه مبلغ قابل ملاحظه ای به حساب دانشگاه واریز می شود؟
دانشگاه آدرس و مشخصات همه دانش آموختگان و دوره دیدگان دانشگاه را در هر نقطه ای از کشورهای دیگر هم که باشند، ثبت کرده است ف با دانش آموختگان خود ارتباط دارد، آنان را دعوت می کند و تشویق می کند تا در این مراسم شرکت نمایند و اصرار می کند که مقداری از هزینه را هر چند جزیی باشد به میل خود پرداخت نمایند!!
در این گردهمایی شرایط جدید فارغ التحصیلان را از نظر شغل و جایگاه معنوی و مادی و میزان نفوذ در مسائل فرهنگی و علمی و فنی و…….. ثبت می کنند و از آن ها می خواهند از موقعیت و امکانات خود برای پیشرفت کمی و کیفی دانشگاه کمک کنند و تعدادی از این دانش آموختگان هم سخاوتمندانه به دانشگاه کمک می کنند.
عده ای در رأس شرکت های قدرتمند ساختمانی هستند که یک باره ساختمان بزرگی مثل آمفی تأتر، سالن ورزشی، کتابخانه و نظیر این ها را به عهده می گیرند و به پایان می رسانند. عده ای کمک علمی و فنی می کنند عده ای هم قسمتی از دارائی خود را وقف دانشگاه می کنند که صد البته همه این ها به نحوه و روش تربیت و آموزش و مدیریت دانشگاه برمی گردد.
ما در این دوره مطالعات زیادی در زمینه های مختلف به عمل آوردیم و برای پیشرفت و سربلندی کشور پیشنهاد هائی را آماده کرده بودیم تا عملی گردد. در آرزوی عملی کردن افکار و اندیشه های خود بودیم و با این که
استادان ما برای ادامه تحصیل و شرکت در دوره دکترا، همواره ما را مورد تشویق قرار می دادند، اما شوق و ذوق بازگشت به ایران سخت گریبان ما را گرفته بود به طوری که حاضر بودیم حتی یک روز هم در آمریکا بمانیم. زیرا تصور می کردیم به هنگام بازگشت از ما به خوبی استقبال می شود و امکانات لازم را به سادگی و سهولت در اختیار ما قرار می دهند تا در حداقل زمان گوی سبقت را در آموزش از دیگر کشورها بربائیم. یکی از استادان ما به طور کتبی درتاریخ بیستم جولای 1979 با اعلام رضایت کامل، این جانب را برای ادامه به دانشگاه معرفی کرد.

********
دربازگشت به ایران خود را به اداره کل آموزش وپرورش اصفهان معرفی کردم. وضعیت وزارت آموزش و پرورش دگرگون شده بود و وزیر و معاونان وزیر به جرم همکاری با رژیم سابق طرد، دستگیر و زندانی شدند که خود داستان مفصلی دارد که جداگانه باید مطالعه کرد.

منتشر شده در خاطرهداستانشخصیت های علمیشخصیت های فرهنگیمطالب آموزندهمقالات

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *