رفتن به نوشته‌ها

سید محمد جواد موسوی غروی

 

 

محمدجواد غروی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

سید محمد جواد موسوی غروی به سال 1282 هجری شمسی در دهستان آلون آباد از توابع کوهپایه واقع در شمال شرق و یکصد کیلومتری اصفهان، دیده به جهان گشود.

نزدیک به دوازده سالگی از روستای نیسان، پس از گذراندن مقدمات صرف و نحو، به حوزه اصفهان آمده و در مدرسه ملاعبدالله به فراگرفتن علوم دینی مشغول می‌شود.

در حدود بیست و چند سالگی، در حالی که حافظ قرآن و نهج‌البلاغه و چند هزار حدیث بوده به درجه اجتهاد نائل می‌گردد.

در سال ۱۳۱۲ شمسی از دست مرحوم حاج شیخ رضا نجفی از علماء برجسته آن زمان اجازه اجتهاد دریافت می‌کند.

از همان ابتدای تحصیل و آشنایی با قرآن و تفسیرو فقه ، روشهای معمول بر حوزه های علمیه را مغایر با هدف اصلی قرآن و اسلام و بعثت انبیاء و انزال کتب، خصوصاً رسول الله (ص) و قرآن کریم را تشخیص داد و چون روش آنها را در جهت هدایت و ارشاد مردم بر طبق کتاب خدا و سنت رسول او ندید، دامن همت بر کمر زد تا آن همه را تغییر دهد و تصحیحی پدید آورد و طرحی نو دراندازد.

در هنگامی که گام‌های نخست را در این راه برداشت و در تدریس حوزوی خود به بیان حقایق و تفریق حق از باطل پرداخت، با مخالفت های سخت روبه رور شد. از این رو به حمایت و ترغیب مرحوم حاج آقا رحیم ارباب (که از حکماء بزرگ معاصر اصفهان بود) به منبر و وعظ و خطابه پناه برد.

سیاق رفتاری آیت‌الله غروی در مسائل دینی به ویژه دریافت و جوهات  شرعی، موجب پدید آمدن جبهه‌ای بی‌سروسامان در برابر او گردید. این همه سرانجام به آنجا انجامید که وی در مرداد ماه ۱۳۵۵ شمسی در یک سخنرانی، با برشمردن اصول فکری خود و بیان کارهایش در سی سال مبارزه با خرافات و موهومات، از منبر خدا حافظی گفت و دیگر هیچ گاه بر منبر نرفت و در مدرسه حاضر نشد..

علامه غروی در باب مستندات احکام فقهیه، بر این منهج رفته که در روایات احکام باید حتماً شاهد از کتاب یا عمل قطعی رسول خدا (ص) داشته باشد و خبر واحد غیر محفوف به قرائن صدور محسوب می گردد.

این نظریه را در کتاب «حجیت ظن فقیه و کاربرد آن در فقه» تدوین نموده که به زبان فارسی در ایران و به زبان عربی در لبنان تحت عنوان «مصادر المعرفة الدینیة» خبر واحد نموذجاً، چاپ و نشر یافته است.

وی نظریات شیخ بهائی و شیخ انصاری و دیگران را در این کتاب به نقد کشیده و رأی ایشان را در حجت دانستن خبر واحد مردود اعلام کرده است.

غروی بر این پایه، در استنباط مسائل شرعی و احکام فقهیه فقط سه رکن را قبول دارد:

«کتاب، سنت و عقل»

وی «اجماع» و «شیاع» را غیر قابل استناد می‌شمارد و معتقد است که اجماع (نه محصل و نه منقولش) هرگز محقق نمی‌شود و دومی یعنی شیاع نیز در احکام الهی نمی‌تواند اساس قرار گیرد. از این رو به رد آراء فقهی که بر این دو پایه بنا شده پرداخته است.

غروی بیشتر یک حکیم است تا فقیه و آراء فقهی او کاملاً متأثر از اندیشه‌هایش در باب حکمت می‌باشد. کسانی که از نزدیک با او مباحثات کلامی و حکمی در باب توحید و معرفت الله و معاد و خلقت داشته‌اند، او را در چارچوب آراء فقهی‌اش می‌شناسند و نه بیشتر.

اما او بر حکمت متعالیهٔ صدرالمتألهین احاطهٔ کامل داشت و خود را از پیروان آن مکتب می‌دانست و معتقد بود از این منظر نگریستن به قرآن، فهم عمیق و عقلی از آیات کتاب و کون (هستی) به دست می‌دهد. علاوه بر آراء فقهی او که تعلیل حکیمانهٔ آیات خداوند است، بیانش از آیات متشابهات و مشکل قرآن حاکی از تأثیرپذیری او از حکمای سلف خصوصاً میرداماد و صدرالمتألهین است.

از عرفاء، حکیم سنایی و جلال‌الدین بلخی (مولانا) را در اوج می‌دانست و معتقد بود قرآن را عمیقاً درک کرده‌اند. از میان مفسران، هیچ کس را سراغ نداشت که از عهدهٔ حل همه آیات مشکلۀ قرآن برآمده باشند، با این حال در حل غموضات ادبی قرآن و بیان لغت، زمخشری را پیشتاز می‌دید و فخر رازی را علی‌رغم اینکه جبری مذهب بوده، صاحب بدعتی در تفسیر نمی‌دانست و حکیم صدرا را در بیشتر تفسیرش مصیب می‌شمرد.

از متأخرین، تفسیر المنار را با اینکه تا میانه‌های سورهٔ یوسف بیشتر نیست، تفسیر خوب و قابل قبولی می‌داند.

نظر غروی نسبت به تفسیر المیزان علامه طباطبایی نظری است مثبت، ولی معتقد است در آیات متشابهات، نشان کمتری از حکمت دیده می‌شود.

در علم اخلاق هم معتقد است امام محمد غزالی در بیان اصول و فروع این علم، سرآمد می‌باشد. غزالی به حکمت مشاء و مکتب اشراق کاملاً محیط بود و بر آثار ابن سینا، فارابی، سهروردی و امثال آنها اشراف داشت. وی در مباحث علم کلام به رد و ابرام اندیشه‌های اشاعره و معتزله پرداخته و اندیشه معتزله را در بسیاری از مسائل کلامی خصوصاً در جبر و اختیار مصیب می‌دانست و خود نیز پیرو مکتب اختیار بود؛ یعنی بشر را در انتخاب روش فکری و دین و عمل مختار و آزاد می‌دانست.

غروی، اندیشه‌های حکمی خود را مکرراً به رشته تحریر درآورده است و در آیات مشکله و معجزات قرآن (قصص انبیاء) بر اساس این بینش تفحص نموده و همه‌جانبه نگریسته است.

بخشی از این آراء در سه مجلد تحت عنوان «آدم از نظر قرآن» بین سالهای 1332 تا 1384 شمسی به طبع رسیده و قسمتی از آنها همچنان در انتظار ویرایش، ترجمه و طبع مانده است.

غروی حکمت را به جهت عقل‌گرایی پذیرفته، بسیاری از مباحث علم اصول را بی‌حاصل دانسته و خواندن آنها را اتلاف وقت می‌شمارد. همچنین روش اخباریون را نا درست قلمداد می کند و می‌گوید: اوامر الهی حلالند  و نواهی حرام است که کردن و نکردنشان واجب است. پس مکروه و مستحب و مباح، حواشی این دو اصلند و از احکام الهی محسوب نمی‌شوند.

بنابراین در مقام بیان حکم، هیچ کس نمی‌تواند نه تقیه نماید، نه احتیاط و نه حلال را حرام و نه حرام را حلال کند.

در ادب عرب بر دیوان شاعری همچون شعر خاطی؟ و اشعار جاحظ، متنبی و نابغه ذبیانی احاطه داشت و در زبان فارسی در آثار شعراء و ادباء بزرگ تفحص نموده و در آثارش به وضوح از اشعار آنان استفاده نموده است. مسائل زیر از اهم احکام فقهی است که وی با استناد به آیات کتاب و سنت قطعیه و اخبار محفوظ به قرائن صدور، خلاف نظر عموم فقها (خاصه و عامه) فتوا داده است:

1) بلوغ دختران و پسران: تابع جغرافیای محیط است و ربطی به سن آنان ندارد. قرآن برای بلوغ دو جنبه قائل است: فکری و جسمی، که تا هر دو در یک شخص پدیدار نگردد، مسئولیتی متوجه او نیست و مکلف به انجام حکمی نمی‌باشد. این دو بلوغ، علامتی دارد که قرآن تعیین می‌نماید. بلوغ جسمی وقتی است که دختر و پسر بتوانند تولید مثل کنند، پس بلوغ دختران به حیض است و بلوغ پسران به انزال. و بلوغ فکری منوط است به آزمونی که در مسائل اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی از دختران و پسران به عمل می‌آید. این مسأله را در «رساله بلوغ» در پایان کتاب «مبانی حقوق» به اثبات رسانده است.

2) طهارت اهل کتاب: وی رجس و نجاست مذکور در قرآن را که برای کافران و مشرکان آورده، پدیده اخلاقی آنها می‌داند که موجب اخلال در نظم حیات مادی و معنوی است، بنابراین چنین صفاتی در هر که باشد (کافران، مشرکان و …) موجب نجاست ظاهری نمی‌گردد. این موضوع را در کتاب «فقه استدلالی» آورده است.

3) حلیت ذبایح اهل کتاب: باز با استناد به آیات و احادیث قطعیه الصدور به اثبات این معنی پرداخته که نام و ذکر خدا در ذبح حیوان، آن است که هم در نیت ذابح (که اصولاً قصاب است) و هم مصرف‌کننده گوشت این باشد که گوشت حیوان مذبوح در راه خدا و برای اعلای کلمه الله مصرف شود. بنابراین اگر ذابح مسلمان باشد و به هنگام ذبح هم بارها نام خدا را بر زبان جاری کند، ولی قدرتی که از این گوشت حاصل می‌شود در راه حمایت از ظالمان و جباران صرف شود، یا هر انسانی که از آن قدرت جسمی و ذهنی یافته، دست به معصیت و سرپیچی از اوامر و نواهی الهی بزند، در واقع این حیوان «ما ذُبح علی النُّصُب» بوده و گوشتش حرام گشته است.

4) حلیت انواع ماهی ها: طبق آیه قرآن «أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ» هر چه از دریا صید شود برای شما حلال است.

5 ) طهارت ظاهری خمر و خبث باطنی آن.

6. عدم حرمت ریش تراشی.

7. لاک ناخن و سایر رنگ‌ها که زائل کردن آنها موجب عسر و حرج می‌کند، مبطل وضوء و غسل نیستند.

8. ارث زوجه را از تمام ترکه می‌داند (طبق آیات کتاب) و آن را به منقول و غیر منقول تقسیم نمی‌کند.

9. حکم رجم (سنگسار کردن زانی و زانیه) را از احکام دین بنی‌اسرائیل می‌داند نه موسی که خود بر دین خود افزوده‌اند و ذکری از چنین حکمی در قرآن نیامده و در عمل قطعی پیامبر (ص) نیز وارد نشده است.

10. حکم قتل مرتد نیز در قرآن نیست و در زمان رسول خدا و پس از او که (رده)پدید آمد و گروه مرتدان بسیار گشتند، کسی از آنها به حکم خلیفه اربعه به قتل نرسید. بنابراین مرتد را نمی‌توان به قتل رساند، زیرا خلاف اختیار و آزادی است که خدا به بشر عطا فرموده.

11. خمس را در ارباح مكاسب واجب می‌شمارد و یک ششم آن را طبق آیه، متعلق به فقراء بنی‌هاشم می‌داند و معتقد است ارباح مكاسب امروز که رنج تولید را ندارد، همان غنیمت است و باید خمس آن را در شش موردی که قرآن تعیین نموده هزینه کرد و ضرورت ندارد حتماً به علماء و مراجع داده شود. خود شخص می‌تواند خمس را به مصرفی که خداوند تعیین فرموده برساند.

12. آب کر رامنتفی و بلا موضوع می داند و برای آب فقط سه خصوصیت قائل است: رنگ، بو و مزه.

13. با هر غسلی می‌توان نماز خواند و کفایت از وضو می‌کند.

14. نفساء را تا طهارت کامل مکلف نمی‌داند، حتی اگر یک ماه یا بیشتر طول بکشد.

15. در زمان یائسگی زنان بین سیده و غیر سیده و قرشیه و غیر آن تفاوتی قائل نیست و آغاز این دوران را بر حسب مناطق و اقوام مختلف، بین پنجاه تا شصت سالگی می‌داند که باید بر قاعده استصحاب عمل نمایند.

16. غیبت از کفار و اهل باطل و اهل کتاب و نیز بهتان زدن به آنها را حرام می‌داند.

17. مقبوله عمر بن حنظله و روایت «مَن بَلَغَه ثَواب» را از مجعولات اکیده شمرده و این را از مؤثرترین اخبار مجهوله در ایجاد انحراف و کژی  در شیعه قلمداد کرده است.

شرح و تفصیل مسائل شماره ۴ تا ۱۷ در کتاب «فقه استدلالی در مسائل خلافی» مذکور است.

18. زکات را منحصر به نه چیز نمی‌داند، چون قرآن همه تولیدات را ذکر فرموده که صنعتی، کشاورزی و غیر آنها را شامل می‌شود.

19. آیت‌الله غروی معتقد است خداوند متعال در قرآن به صراحت و تبیین بیان فرموده که زن و مرد را از یک نفس آفریده و شرط کرامت انسان را (چه زن باشد یا مرد) تفاوتی نمی‌داند و هر دو را در حقوق مادی و معنوی برابر قرار داده و حتی در برخی موارد زن را ترجیح داده است. کتاب «مبانی حقوق». بنابراین باید در فهم آیاتی که معنای تقابل و تفاوت درجه بین زن و مرد از آنها استنباط می‌شود، تأمل و تفصیل نمود و حکمتشان را دریافت.

وی در همین کتاب به توضیح پاره‌ای از آیات پرداخته است.

20. در موضوع مغرب؛ زمان فرا رسیدن وقت نماز مغرب و افطار را همان غروب آفتاب می‌داند و به فاصله احتیاطی قائل نیست.

غره  ماه‌های قمری را هم طلوع ماه بر کره زمین دانسته و قائل به افق و تفکیک کشورها بر حسب مرزهای جغرافیایی نمی‌ داند و اختلاف موجود بین کشورهای اسلامی را یک امر سیاسی و زیان‌ بار می‌داند نه یک مسئله شرعی.

زیرا همه احکام اسلام، جنبه غالب و عملی آنها، ایجاد وحدت بین امت واحد است نه تفرقه. در کتاب «مغرب و هلال» این دو حکم را با تمسک به آیات و اخبار ثابت نموده است.

21. در باب موسیقی (که نظرات او هنوز به چاپ نرسیده) قائل به حرمت مطلق نیست و موسیقی و آلات آن را هم مثل سایر پدیده‌ها، دو وجهی می‌داند که هم جنبه منفعت و سودبخشی دارد و هم می‌تواند مضر و آسیب‌رسان باشد، مانند چاقو و امثال اینها.

این انسان است که باید این ابزار را در راستای شکوفایی معنویات و اخلاقیات و تلطیف احساسات ،یا ایجاد شور و شجاعت در جامعه به کار گیرد.

22) در باب مناسک حج: معتقد است این اعمال باید در حد یک کنگره عظیم سالانه برای جهان اسلام و رفع مشکلات آن باشد و علماء و نخبگان هر کشور اسلامی در این ایام به بازنگری مسائل سال پیش و بررسی معضلات و موانع پیش رو بپردازند، همان گونه که خداوند در کتابش مقرر فرمود: «لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ حج 28» (کتاب «فلسفه حج»).

23) در خصوص قربانی در منطقه منی و یا نزدیک آن که گوشتش به مصرف نرسد، نظر مخالف مشهور و مطابق با قرآن دارد. می‌گوید: قرآن دستور داده است از گوشت آن بخورید و به آبرومندان و بی‌نوایان و فقرا بخورانید، و در وضع فعلی قربانی از این هر دو فرمان الهی به وضوح سرپیچی می‌شود. بنابراین چون قربانی‌کننده می‌تواند گوشت را تبرکاً نگه دارد و نیز زمان قربانی تا پایان ذی‌الحجه است، نباید در منی قربانی کند.

24) در مسئله اجتهاد: می‌گوید مجتهد باید در احکام الهی به علم یقینی برسد، زیرا احکامی را که خداوند مقرر فرموده همه تعلیلی است و بنا بر حکمتی آنها را معین کرده است. طبق آیات کتاب مهم ترین اثری که خالق متعال از وضع این احکام، اراده فرموده،ایجاد امت واحد و رفع اختلاف و تفرقه بوده است. پس نباید ظن فقیه در بیان حکم الهی دخیل گردد و بر این اساس، وجوه متفاوت در یک حکم خداوند، مغایر و ضد هدف منشود از وضع آن حکم می‌باشد. به همین سبب احتیاط در بیان حکم بی‌ مفهوم و بی معناست و به معنای آن است که مجتهد خود در آن حکم شک دارد؛ پس چگونه از مقلد خود می‌خواهد به شک او عمل کند؟

غروی در شرحی که بر رساله عملیه آیت‌الله بروجردی نگاشته، چگونگی عملی کردن مسائل و نفی احتیاط را نشان داده است. 25) تقلید: مقلد هم باید در شناخت احکام الهی به علم برسد؛ از این رو تبعیت از یک فقیه، رفع مسئولیت از او نمی‌کند و باید با حکمیت عقل از هر فقیهی که مسئله یا مسائلی از احکام را با استناد به کتاب خدا و سنت قطعیه بیان نموده، پیروی کند. پس هر مقلدی می‌تواند در هر حکمی از یک مجتهد، مستقلاً تبعیت نماید، نه اینکه فقط از یک فقیه تبعیت کند، و در مسائل ثابت شرع نیازی نیست که فقیه در قید حیات باشد.

26) در باب قضا: عدالت و آگاهی و شجاعت و استقلال قاضی را بر اساس آیات و اخبار قطعیه متواتره شرط در داوری و حکم می‌داند. بر همین پایه، شدیداً مخالف است که قاضی بر مبنای علم خود به صدور حکم مبادرت نماید که این خلاف صریح قرآن است (زیرا قرآن برای اقامه هر دعوایی شاهد عادل می‌طلبد). در رساله‌ای که در باب علم قاضی نگاشته، تفصیلاً به این موضوع پرداخته است. این مکتوب هنوز به طبع نرسیده است.

27) در باب حکومت: آیت‌الله غروی حکومت را یک امر دنیایی می‌داند نه الهی، که مردم بر اساس همفکری و مشورت و ایجاد هم‌رأیی به تشکیل آن مبادرت می‌کنند. استدلال او این است که کلمه «امر» (که جمع آن امور است) در قرآن به معنای کارهای دنیایی مردم از جمله تشکیل دولت و حکومت است. چنانکه پیامبر اکرم (ص) هم در یک عبارت کوتاه فرموده: «کَمَا تَکُونُونَ یُولَى عَلَیْکُمْ»؛ همان گونه که شما هستید، بر شما حکومت می‌شود. اگر مردمی هستید مسلمان و مؤمن و اهل تقوی و خداترس و عادل و صادق، حکومت و دولت شما هم همین‌طور خواهد بود؛ و اگر ظالم و فاسق و خائن باشید، حکمرانان بر شما هم همین گونه هستند. بنابراین وصایت پیامبر در غیر از غدیر و معرفی مولی امیرالمؤمنین (ع) برای جانشینی ایشان در امور دنیوی و حکومتی نبود، ضمن اینکه اصلاً امر الهی در این باب نبود. اگر امر خدا بود، علی (ع) نباید اجرای آن را به تعویق می‌انداخت و نادیده می‌گرفت و بیست و پنج سال سکوت می‌کرد. بلکه این یک وصیت بود به مردم که علوم دین خود را از چه کسانی فراگیرند و الگوهای عملی دین چه کسانی هستند. از این گذشته، علی (ع) حداقل در یازده جای نهج‌البلاغه تأکید می‌کند که من حکومت را به خواست شما مردم قبول کردم و هرگاه از سپردن آن به دست من ناخشنودید، همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته و رهایش می‌کنم. کتاب «چند گفتار».

28) در مسئله تقیه هم، نظر او خلاف مشهور است. آن را برای امام در مقام بیان حکم، خلاف قرآن می‌داند. بنابراین احادیثی را که ائمه صلوات الله علیهم در برخی مسائل گفته‌اند و نظرشان با اهل سنت یکی بوده است، چون در مقام بیان حکم بوده‌اند، نمی‌توان حمل بر تقیه نمود و باید به آنها عمل کرد. زیرا اگر امام از بیان حکم پروا داشته باشد، از مقام امامت ساقط می‌گردد. کتاب «چند گفتار».

29) نماز جمعه را واجب عینی می‌داند؛ یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود، و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمارد. کتاب «نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته».

30) برده‌داری را نه تنها از مسائل مورد تأیید قرآن یا سنت نمی‌داند، بلکه ثابت کرده است که این عمل مغایر با کرامت انسانی و مخالف با احکام کلی و حقوقی قرآن می‌باشد. پیامبر اسلام (ص) در صدد بود آن را از جامعه اسلامی که هنوز با عادات جاهلی آمیخته بود، حذف فرماید. قرآن کریم روش رهایی جامعه از برده‌داری و خرید و فروش انسان را به مسلمانان آموزش داده است؛ به این معنی که برای بخشش گناهان، عتق و آزادی بردگان را واجب ساخته، ولی هرگز خرید و فروش آدمیان را تأیید نفرموده. متأسفانه این اقدام ضدبشری، خصوصاً داد و ستد زنان و دختران در جهان به اصطلاح مترقی و متمدن امروز، رواج چشمگیری دارد؛ به طوری که به صورت بردهگان مسلوب‌الاختیار به مراکز فساد فروخته یا اجاره داده می‌شوند. در صورتی که قرآن مجید همه این جنایات را مردود و منافی حقوق بشر و از گناهان کبیره شمرده است. کتاب “نماز جمعه یا قیام توجیدی هفته”

31) نوع حکومت: قرآن را مخالف و در تقابل با اصول دموکراسی نمی‌داند، ولی معتقد است در جوامع عقب‌افتاده، رأی اکثریت غالباً به نفع هواهای نفسانی و عوام‌فریبان بوده و منجر به انزوای و طرد اندیشمندان و نخبگان از عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان شده است. در همین چارچوب، برای آزادی قلم و بیان برای همه اقشار و انواع افکار (از مؤمن تا کافر) اعتبار ویژه قائل است و آن را از ضروریات و لوازم غلبه عدل بر ظلم و آزادی بر استبداد می‌داند. همچنین با استناد به آیات کتاب و سنت قطعیه رسول (ص) به اثبات این معنی پرداخته که قرآن نه تنها با حقوق شهروندی مخالف نیست، بلکه عمیق‌تر از هر مکتب دیگری از آن دفاع کرده است. (کتاب «نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته»).

32) قطع ید سارق و سارقه را به معنای بریدن دست، غلط فاحش می‌داند و می‌گوید: آنچه باید قطع شود، تکیه بر مقام و منصب و قدرتی است که توان و ابزار و امکان دزدیدن را برایش فراهم می‌آورد. بنابراین باید دست او را از آن مقام و قدرت قطع نمود؛ یعنی توان و ابزار دزدی را از او گرفت. و اگر کسی به جهت نیاز و فقر دست به دزدی زد، حرج و گناهی بر او نیست و با توسعه عدالت و توزیع عادلانه ثروت، باید دست او را هم از این کار قطع نمود. این معنی در لغت و ادب و روایت وارد است. (کتاب «حجیت ظن فقیه»).

33)  غروی به ناسخ و منسوخ در آیات کتاب معتقد نیست و آن را موهن مقام الهی و مغایر علم خداوند می‌داند. و آیه «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ…» را متضمن ادیان پیشین و آیات کونی می‌شمارد؛ یعنی قرآن ادیان قبل از خود را نسخ نموده و هر پدیده در اثر مرور زمان از بین برود یا از کار بیفتد، مثل یا بهتر از آن ساخته می‌شود. (کتاب «آدم از نظر قرآن»، جلد ۳).

برگرفته از کتاب دایره المعارف تشیع جلد دوازدهم حرف (غ)

آثار و تألیفات  غروی:

آثار گرانقدری که از ایشان باقی مانده، عبارتند از:

چند گفتار، نشر نگارش ·

حواشی سید محمد جواد غروی بر رساله عملیه آیت‌الله بروجردی، نشر نگارش ·

فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال ·

حجیت ظن فقیه و کاربرد آن در فقه، نشر اقبال ·

مبانی حقوق در اسلام، نشر جهاد دانشگاهی ·

مغرب و هلال، نشر حجت ·

قربانی در منی، دفتر نشر جمعه ·

نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته، فهرست قرآن، دفتر نشر جمعه ·

آدم از نظر قرآن، مجلد اول (منظر نو در فهم عقلی و استدلالی قرآن)، فهرست قرآن (نشر نگارش) ·

آدم از نظر قرآن، مجلد دوم (نشر نگارش) – این کتاب به این بحث می‌پردازد که «شیطان»، «ابلیس» و «جن» موجوداتی خارج از وجود انسان نیستند، بلکه نام‌هایی هستند که به صفات و حالات مختلف انسان اطلاق می‌شوند. یعنی انسان به اعتبار موقعیت و صفاتش دارای اطلاقات گوناگون می‌گردد؛ گاهی «شیطان» است و گاهی «جن»

مولف نظرات مفسران مختلف در این موضوعات را آورده و بحث های مبسوطی با استناد به آیات و روایات در نقد آراء آنان آورده است. در فصل پایانی کتاب ” شیوه یهود در جعل خرافه” مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده است که بسیاری از خرافات در کتب مسلمین (اعم از شیعه و سنی)، میراثی است بجا مانده از تورات و ثمره کوشش یهود در جعل و تحریف تعالیم قرآن، که متاسفانه مفسران و محدثان نیز، خواسته یا نا خواسته،در گرداب بسط و گسترش این خرافات گرفتار آمده اند.

آدم از نظر قرآن، مجلد سوم (نشر نگارش) – این کتاب حاصل پنج سال تحقیق پیگیر و متواصل در گردآوری، تنظیم و ترجمه مباحث مربوط به سه موضوع اصلی است که غروی در طرح کلی خود برای معرفی انسان و حرکت او در دو جهت متخالف و متغایر در نظر داشته است. پس از تفصیل دو حالت و خصوصیت انسان (یعنی «شیطان» و «جن») در مجلد دوم، “آدم از نظر قرآن” مؤلف به معرفی سه رکن اساسی دیگر در مجلد سوم پرداخته است که عبارتند از:

نخست: انسان، به ما هو انسان، فطرت و ذات او. . دوم: فرشتگان – یعنی همه نیروهای بالقوه موجود در انسان و در عالم.  سوم: خلیفه‌الله – یعنی انسانی که توانسته است در اثر اطاعت از هدایت الهی، تمام فرشتگان درون و بیرون خود را در جهت کسب صفات خالق و متخلق شدن به اخلاق الهی به کار گیرد و جانشین خدا در روی زمین و تجلی‌گاه صفات او گردد. این سه رکن در سه فصل مورد بررسی قرار داده و در دو فصل پایانی کتاب به سرانجام می‌رسد: یعنی مقامات و مراتب خلیفه در سیر الی الله و معراج او، و نیز حقیقت قصص انبیاء که به اوج مقام متعالی و شأن خلیفه‌اللهی نائل آمده‌اند. در طول مباحث و فصول این اثر – جدید  در تاریخ حکمت و تفسیر، بسیاری از آیات مشکل قرآن که مورد نقاش و اختلاف مفسران بوده، بر اساس مبانی حکمت قرآنی و عقلانی (فطری و اکتسابی) حل و فصل گشته و در دسترس عامه مردم قرار گرفته است، به امید آن که گامی باشد در هدایت و سیر و تعالی به سوی صفات کمالی و تخلق به اخلاق الهی.

· خورشید معرفت، مجلد اول (گناه و طاعت) ·

خورشید معرفت، مجلد دوم (کار در اسلام) ·

خورشید معرفت، مجلد سوم (اقتصاد در اسلام) – انتشار در دو دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی ·

فلسفه حج، نشر اقبال ·

حکومت در اسلام، آماده چاپ ·

مجموعه سخنرانی‌های علامه حکیم غروی (۱۴۵ جلسه سخنرانی در ۱۲ عدد لوح فشرده)

منتشر شده در داستانشخصیت هاشخصیت های علمیشخصیت های مذهبیمطالب آموزندهمعرفی کتابمقالات

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *