اندیشه های اخلاقی و فرهنگی
در ادبیات منظوم فارسی
با تشکر از استاد محمود صالحی
مقدمه
پیدایش تمدن جدید و کشف و اختراع وسائل و لوازم تازه و نوین به جهت نیازی که در زندگی به آنها محسوس است موجب شده است تا انسان عصر فضا برای رسیدن و نیل به امکانات تازه در جهت رفع مشکلات و پیروزی بر موانع و بهره مندی بیشتر از لحظات زندگی به تکاپوی بیشتر پردازد و به منظور تحقق بخشیدن به آمال و آرزوها و نیل به آنها لحظه های از برنامه ریزی و کوشش و پیگیری در راه وصول به آن غفلت نورزد.
پدیده های جدید و آرزوی رسیدن به آن و تحرکی که در این مورد مشاهده می شود سبب شده است که به یکباره مبنای کهنه و فرسوده زندگی کهن و منفور و مردود گردد، راه و روش های دیرین زندگی به کلی منسوخ شود و افکار تازه به جای اندیشه های کهنه به وجود آید و بنای کاخ جدید و روی خرابه های کاخ قدیم پی ریزی و استوار گردد.
ایجاد و بنای این کاخ که چهره جدیدی به اجتماع کنونی داده است بر شالوده دو نیروی مادی و معنوی استوار است و پایداری یا پیشروی آن نیز مبتنی بر ثبات یا تحرک این دو نیرو است و دگرگونی و تغیر حالت و احتمالاً تغیر چهره اجتماع هم بر همین دو نیرو متکی است.
یکی از این نیروها که در بالا به آن اشاره شد عبارت است از نیروی تفکر و تعقل در مسائلی که موجب سلامت جامعه و بهبود روابط اجتماعی است و نیروی معنوی نامیده می شود و دیگری نیروی مادی است که در پرتو نیروی تفکر و قوه ابتکار و تحصیل دانش برای رفع نیازمندی های زندگی حاصل می شود و موجب پیدایش روز افزون مسائل و اختراعات جدید می گردد.
چیزی که همواره مورد توجه و علاقه انسان بوده و بعد از این نیز مسلماً مورد توجه خواهد بود، افزایش رفاه و بهزیستی است که تمام تلاش ها و کوشش های شبانه روزی برای وصول به آن است.
تمام ترقیات و پیشرفت های بشر زائیده همین نیازها و کشش به سوی تسهیلات و فرار از ناملایمات است خواه این پیشرفت ها در جهت اکتشافات علوم یا دسترسی به سرزمین های جدید یا غلبه بر امراض یا مبارزه با نادانی های گذشته باشد نقطه نهائی و هدف یکی است.
تمدن نتیجه مستقیم این پیگیری و کوشش است که انسان از راه به کار انداختن قوه تفکر و استفاده از دانش و تجربه های که اندوخته بتواند ناهمواری های زندگی را هموار نموده و در سایه تجربه های فردی و استفاده از این تجارب به طور جمعی در راهی قدم بردارد که تجربه در راه بهبود زندگی فرد و اجتماع برای بهتر زیستن به کار رود. هر قدر انسان از مرحله انزوا و تک زیستی بیرون آمد و زندگی گروهی را آغاز کرد برای برقراری روابط بهتر و بیشتر به منظور رفع احتیاجات به تفکر بیشتر نیز احتیاج داشت و ایجاد قول و قرارهائی برای بهبود این روابط مادی و معنوی لازم به نظر می-رسد زیرا مبادلات کالا بین افراد و دسته های مختلف همچنین برخورد افکار و پیدایش عقاید مختلف و تعاطی این افکار لزوم این قراردادهای اجتماعی را کاملاً محسوس می کرد، برخورد این اندیشه ها و مسئله مبادلات و زندگی و داد و ستد موجب پیدایش عقاید مختلف و تعاطی این افکار لزوم این قراردادهای اجتماعی را کاملا محسوس می کرد، برخورد این اندیشه و مسئله مبادلات و زندگی و دادستد موجب پیدایش بسیاری مسائل تازه در زندگی انسان شد دگرگونی های در مراحل مختلف زندگی انسان به وجود آورد (از جمله برقراری روابط انسانی و ایجاد قراردادهائی به منظور حفظ روابط افراد و تعیین مجازات برای کسانی¬ که به عقاید و افکار پذیرفته شده پشت پا می¬زدند).
از این زمان به بعد به تعداد متفکرین و خیراندیشان یا ناصحان و بالاخره روحانیان به طبقات جدیدی به نام مصلحین یا خیر اندیشان یا ناصحان و بالاخره روحانیان به طبقات دیگر اضافه شدند، کار این عده ایجاد حسن رابطه بین افراد و جماعات بود چون گفتار ایشان معمولاً موجب برقراری نظم و ایجاد حس دوستی و کمک و مساعدت به همنوع بود این گروه در بین مردم از احترام خاصی برخو ردار شدند و دارای نفوذ فوق العاده¬ای گردیدند.
از نظر پیشرفت و توسعه صنایع از قرن 17 به بعد دگرگونی بی مانندی در رشته های مختلف به وجود آمد و انقلابی ایجاد کرد که به انقلاب صنعتی معروف است، تا این زمان پیشرفت هایی مادی تدریجی و آهسته و آرام بود ولی از این زمان بر سرعت سیر آن افزوده شد، این انقلاب اساس کهنه و فرسوده زندگی قدیم را یکباره بهم ریخت و نظام تازه ای در زندگی اجتماعی پدید آورد، هر روز کشفی و اختراعی بر آنچه در گذشته بود اضافه شد که موجب حیرت و مورد تحسین قرار گرفت. در میان این اجتماعات آنهایی که صاحب و مبتکر این پدیده ها بودند قرب و منزلتی پیدا کردند و در ردیف پیشین کاروان تمدن قرار گرفتند و توجه جهانیان به ایشان معطوف شد. بدون شک رفاه مادی که در اثر پیشرفت صنعت نصیب مردم گردید موجب شد که افکار ایشان را هم بیشتر در همین جهت و به سوی همین هدف های مادی موجه سازد و کم کم معنویت و عواطف انسانی و احساسات عالیه بشری و علت گرفتاری و توجه به مادیات رو به نقصان رود، گرچه عده تحت عنوان های مختلف پیدا می شدند که مسائل معنوی را برتر از مسائل مادی زندگی دانسته و کوشش ایشان در این زمینه بود که توجه مردمان زمان خود را به این مسئله جلب نماید مع ذالک از یک طرف پیشرفت سریع و بی امان علم و صنعت و از طرف دیگر احتیاج روز افزون مردم به نتایج و دست آورد این پیشرفت همچنین پیدایش وسایل تفنن و سرگرمی های مختلف که غالباً باعث انحراف از راه واقعی زندگی و ایجاد فساد در نتیجه نزول مکارم اخلاقی بود باعث شد که مسیر تفکر انسان را کاملاً در یک جهت معین که همان مسیر فکر امروزی است قرار دهد و خلاصه آن که هر اندازه که دنیای مادی با سرعت سریع راه می پیمود دنیای معنوی یا در محل خود متوقف شده و یا حرکتی بسیار کند و نامحسوس داشت و این همان حالتی است که هم اکنون جامعه در آن بسر می برد.
نتیجه این که فاصله ای بزرگ بین این دو اصل به وجود آمد و شکافی عمیق این دو را از هم مجزا ساخت. دیواری بلند بین این دو مرحله گذشته شد که در یک سوی آن دنیای مادی با تمام مظاهرش و در یک سوی دیگر دنیای معنوی با تمام امکاناتش قرار داشت این دو نیرو بجای آن که یکدیگر را تقوین کند و دوش به دوش هم پیش روند و مکمل یکدیگر باشند به عکس رودرروی هم قرار گرفتند و به تعارض و درگیری پرداختند.
ظهور رهبران و خیر اندیشان
از ابتدای پیدایش زندگی گروهی و شهرنشینی به ویژه از آن زمان که خط اختراع شد و نوشته های به جای ماند از بین مردم هر اجتماع افرادی پیدا شدند که به ظواهر زندگی و تعلق به این ظواهر و آنچه که برای گذرندن زندگی زمان خود غیر لازم بود به دیده تحقیرآمیز نگاه کرده به آن پشت پا زدند، همت و نیروی این افراد بیشتر صرف دانش اندوزی و خیرخواهی و نوع دوستی و ارشاد و راهنمائی دیگران از طریق گفتارهای حکمت آمیز و پندهای اخلاقی و دستورهای مفید مذهبی برای زندگی بهتر بود که بعداً بعضی از آن ها بصورت کتاب های مفید و جامعی درآمد و برای آیندگان نیز راهنمائی بسیار سودمند گردید که رعایت و به کار بردن این دستورها موجب زندگی بهتر و مسالمت آمیز تر و آرامش خاطر بیشتر خواهد گردید.
پیدا شدن این افراد برجسته که تعدادشان زیاد هم نبود با مکتب اخلاقی و اصول انسانی که ارائه کردند و به آن ایمان داشتند و خود نیز با آن عمل می نمودند موجب شد که توجه و افکار دیگران به ایشان معطوف شود و گفته ها و نوشته هایشان مورد توجه و تفسیر قرار گیرد و مانند خورشیدی در آفق آسمان تیره روزگار خویش بدرخشید و سبب روشنائی و گرمی دیگران گردند.
در میان این ستارگان درخشان اشخاصی پیدا شدند که بر خلاف اکثریت که آمدند و رفتند ( و هر روز می آیند و می روند) و وجودشان از نظر معنوی تأثیری چندان در جهان آفرینش ندارد، گفتار و کردار ایشان برای همیشه زبان زد و سرمشق دیگران قرار گرفت، در میان این عده مصلحان و پیامبرانی نظیر بودا و زرتشت و محمد یا بزرگان و فلاسفه ی نظیر افلاطون و ارسطو و یا خیر اندیشان و بزرگوارانی نظیر ابو سعید ابی الخیر و مولوی و بالاخره در این اواخر با نام افرادی نظیر گاندی، برتراندراسل، آلبرت شوایتزر بر می خوریم که مصلحت دیگران را بر نفع شخصی ترجیح دادند و خدمت به خلق را تا سر حد امکان وجهه همت خود ساختند.
از مطالعه زندگی و شرح احوال و مرور در عقاید و نوع تفکر این خیر اندیشان و وارستگان و بزرگان اجتماعی و مذهبی چنین مستفاد می گردد که برای بهبود زندگی و آسایش خاطر و آرامش وجدان باید به استحکام مبانی اخلاقی همت گماشت و به تزکیه نفس پرداخت، اینان معتقدند که با تلفیق مسائل اخلاقی همت گاشت و به تزکیه نفس پرداخت، اینان معتقدند که با تلفیق مسائل اخلاقی و تعالیم مذهبی که می توانند مکمل خوبی برای هم باشند و بلند نظری و رعایت عدل و حق و حقیقت و کشش به سوی نیکی ها و گریز از بدیها میتوان جامعه ای بهتر و مرفه تر به وجود آورد و از فاصله ای که بین پیشرفت های صنعتی و اقتصادی از یک طرف و دنیای معنویات از طرف دیگر به وجود آمده است کم کرد در نتیجه از سعادت واقعی بهره مند گردید.
درگیری مسائل مادی و معنوی در قرون اخیر:
در قرن نوزدهم و بیستم به علت پیدایش رشته های گوناگون علمی و بسط و توسعه و تکامل هر یک از این رشته ها مطالعه و پژوهش دانشمندان و علاقه مندان معمولاً در یک رشته صورت گرفت و دنبال می شود، بیشتر نیروی پژوهشگران در رشته معینی از علوم که بیشتر مورد علاقه و توجه ایشان بود صرف گردید، جنبه تخصصی تحقیقات بسیار قوی شد، در این زمان با کشف نیروی الکتریسته و استفاده بیشتر از قوه بخار و به کار بردن نیروهای مولد حرارت و حرکت در وسایل ارتباطی و سایر موارد و همچنین استفاده از اکتشافات و اختراعات و پیروزی بر امراض، ترقیات عمده ای نصیب انسان شد و وسایل رفاهی تازه در دسترس انسان قرار گرفت.
در نتیجه پیشرفتی که از این راه نصیب انسان شد و شوق و خوشحالی و گشادگی خاطری که به او دست داد به خیال افتاد که دامنه تخیلات علمی خود را تا هر اندازه که بخواهد توسعه دهد و محیط و طبیعت را به طور کامل تحت اختیار و اراده خود در آورد و به واسطه همین تفکرات یا گرفتاری ها مجالی برای تفکر و اندیشه در اصول اخلاقی و انسانی و معتقدات مذهبی نداشت و از این زمان پایه اخلاقیات سست تر شد.
« در نتیجه این تصور سطحی عامیانه اکثر معتقدات اخلاقی و دینی قدیم از قبیل:
فداکاری و گذشت از خود در راه مصلحت عام یا فرد و دستگیری از ضعفا و بینوایان و اقدام به امور خیریه و رعایت جانب عدل و انصاف و مسائل راجع به مرگ و عالم عقبی مورد بی اعتنائی بلکه استهزاء عمومی قرار گرفت و کسانی که به تصور خود مردمی روشنفکر و متجدد به شمار می رفتند اعتقاد به این گونه امور را نا متناسب با عصر ترقی و دوره طلائی می پنداشتند و هر کس را که گرد این افکار می گشت کهنه پرست و از قافله تمدن عقب مانده می¬شمردند».1
متأسفانه در این زمان به واسطه آمیخته شدن اوهام و خرافات با عقاید مذهبی و اخلاقی و توجه بیشتر مردم به جنبه های پوچ آن برای منکر شدن و پشت پا زدن به اصول واقعی و حقیقی باعث تزلزل بیشتر در پایه های اصول معنوی و زندگی گردید زیرا افرادی بودند که اعتقاد داشتند از وسائل جدید و اختراعات تازه سهمی بسزا در زندگی متمدن امروزی و تسهیلات این زندگی دارند باعث عدم توجه به امور مذهبی و اخلاقی و در نتیجه عدم رستگاری است و با استفاده از این امکانات و پدیده ها بنیاد مکارم اخلاقی و در نتیجه عدم رستگاری است و با استفاده از این امکانات و پدیده ها بنیاد مکارم اخلاقی و فضایل انسانی تضعیف می شود.
مسئله دیگری که باعث گردید که اعتقاد مردم به اصول مذهبی و اخلاقی کم شده و فرار از معنویات و گرایش به سوی زندگی مادی را سبب گردد پیدا شدن افرادی بود که زیر ماسک انسان دوستی و خیرخواهی همچنین تظاهر به انسانیت و روحانیت به عوام فریبی و تزویر و بالاخره ارضاء منافع شخصی پرداختند و با سوء استفاده از خوش بینی دیگران مقاصد خود را به ایشان برداشته شد خود موجب شدند که غیر مستقیم در سستی بنیان عقاید و افکار و کردار صحیح سهمی بسزا داشته باشند و به قول سعدی به مردم ترک دنیا آموختند ولی خودشان سیم و غله اندوختند.
اندیشه های معنوی خردمندان:
از میان گویندگان و نویسندگان و رهبران اجتماع که خود به گروه های مختلف تقسیم می شوند، در ادوار مختلف و قرن های گذشته عده ای ظهور کردند که علاوه بر جنبه های معنوی و اخلاقی، جنبه های علمی و عملی و مادی زندگی را نیز مورد نظر قرار داده و معتقد بودند که چون انسان موجودی است اجتماعی و قوای فکری و ذهنی او در اثر برخورد افکار و تعاطی اندیشه ها در جامعه کاملتر و مترقی تر می شود بدین جهت فرد باید با یاری افراد دیگر به زندگی ادامه دهد و خود نیز منشاء خدمت و اثر نیک در زندگی باشد، از دیگران یاد بگیرد و آنچه فرا گرفت در اختیار انسانی به انسان دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
اینها می گویند کسب دانش و فضیلت برای هر انسانی از اصول مسلم و لازم زندگی است و از این دانش اندوخته شده سایر افراد جامعه نیز باید برخودار بشوند.
این برجستگان می گویند که همراه با زندگی اجتماعی و با استفاده از دانش و امکاناتی که از راه این دانش در اختیار انسان قرار گرفته است می توان به تقویت معنویات پرداخت و هیچ گاه از مسیر انسانیت و مردمی منحرف نگردید و با رعایت اصول مسلم و غیر قابل انکار انسانی و اخلاقی به تقویت قوای معنوی همت گماشت و فضایل را از دست نداد و در واقع این دو نیرو را با هم تلفیق کرد و از تلفیق این دو نیرو زندگی را به سرحد سعادت واقعی رسانید.
گفته ها و نوشته های نیکوکاران و مصلحت اندیشان و زاهدان و پاکان اجتماع که با صرف نیرو و گذشت و احتمالاً استقبال از مخاطرات برای بهزیستی در اختیار ما قرار گرفته است موهبت و غنیمتی است که بسیار جالب و ارزنده است.
بنابرین با توجه به اینکه در عصر حاضر بسیاری از ابنیه و آثار باستانی و اشیاء قدیمی مورد توجه و حفظ و نگاهداری قرار گرفته و برای زحماتی که دیگران در زمان های قدیم متحمل شده اند ارزش و اعتباری قائل گردیده اند، افکار عالی انسانی و اصول اخلاقی و معنوی گذشته نیز مورد توجه و نگاهداری قرار گیرد و آنچه برای سلامت و سعادت اجتماع مفید تشخیص داده می شود در زندگی مورد استفاده واقع گردد.
به طوری که قبلاً گفته شد در میان این بزرگان اخلاقی و بلند نظران اجتماعی و گروهی در زمرعه شعرا و نویسندگان و تعدادی در کسوت زهد و تقوی و تصوف افکار عالی و نیات انسانی خویش را در قالب گفتارها و نوشته هائی بسیار ارزنده و جالب در اختیار آیندگان قرار داده اند که هر یک از گفته های ایشان از نظر قیمت غیر قابل سنجش است.
سیری در ادبیات ایران بعد از اسلام شاهد این مدعاست که این گویندگان و نویسندگان ارجمند با دادن دستورها و پندها و آوردن نکات و حکایات اخلاقی چه خدمت پر ارج و گرانبهائی به فرهنگ و مردم این کشور نموده اند.
در این یادداشت ها سعی شده است که در نوشته ها و گفته های گویندگان و نویسندگان ایرانی از نظر اخلاقی مرور شود و گلچینی از پندها و دستورها و نکته-های اخلاقی این رادمردان و نیک اندیشان نقل گردد شاید از این راه اصول مسلم و ارزنده ای که احتمالاً به فراموشی می رود احیاء گردد و خدمتی به فرهنگ عمومی و استحکام بانی اخلاقی بنماید.
نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که غرض از گردآوری این مجموعه تاریخ نویسی یا نوشتن تاریخ ادبیات نیست و به همین لحاظ از ذکر سنوات و نوع افکار و سبک شعری گویندگان چشم پوشی شده و تنها به ذکر نکات بر جسته اخلاقی و نقطه های روشن تفکرات فرهنگی هر گوینده اکتفا گردیده است که آن هم قبل از شروع هر گفتار به عنوان تکیه گاه فرهنگی و اخلاقی شاعر یادآور شده است.
بدون تردید این مجموعه به هیچ وجه نمی تواند خالی از اشتباه و نارسائی باشد که آنهم امید است خوانندگان محترم از آن چشم پوشی فرمایند.
محمد صالحی

اولین باشید که نظر می دهید