این نوشته مربوط به سال 1370 است با “عنوان:
“اولین سال تدریس شما” نوشته:
ماریو لامپ Marion Julia Lamb (29 July 1939 – 12 December 2021)
ترجمه و اقتباس شد. ودر مجله رشد معلم در شماره های 6 و 7 و 8 در سال تحصیلی 1371-1370 چاپ و منتشر شد. با توجه به اهمیت موضوع تعلیم و تربیت برای همگان به ویژه معلمان جوان با تجدید نظر در زیر مطالعه می فرمایید.
(بخش 2)
مسایل رفتاری
گرچه ممکن است شما صمیمانه در نظم بخشیدن به کلاس تلاش کنید و حتی نمونه بسیار خوبی از حضور ذهن و کاردانی باشید اما اتفاق می افتد که پاره ای از مسائل رفتاری دانش آموزان به شما رنج دهد وقتی مسائل رفتاری و به خصوص بهداشت فکری یا مسائل مربوط به شخصیت را دلسوزانه بررسی کنید بصیرت و اطلاعی پیدا می کنید که توانایی حل مسائل را کسب خواهید کرد.
گاهی ممکن است به دانش آموزانی که حالت جدی ندارند توجه کنیم، می بینیم به دلیل نداشتن قدرت کنترل جریان کلاس را می شکنند و گاهی حتی، کلاس و مدرسه را ترک می کنند. برای مثال در مورد گفتگوی جوانان حس می کنید که آنها برای ایجاد ارتباط با کسانی که در کنارشان نشسته اند یک اصرار اجتناب ناپذیری دارند. این فقط ادب و کمالات شماست که همگام با با کلمات ملایم آنان را متقاعد سازد که در حرکاتشان آثار تندی دیده نشود و برای اینکه حالت تعادلی داشته باشند باید تحت تاثیر گفتار و رفتار شما قرار گیرند.
یک قاعده به ما می گوید تنبیه باید متناسب با خطا و سرپیچی از مقررات باشد. وقتی یک دانش آموز در کلاس حرفی را برای گفتن دارد از او دعوت کنید که از سر جایش بلند شود و جلوی کلاس بیاید و سه دقیقه درباره هر موضوعی که می خواهد یا درباره ترکیبی از موضوعات صحبت کند.
او ممکن است قطعه شعری را از بر بخواند یا خطابه ای ادا کند یا چیز دیگر را بدون وقفه بیان کند. اگر چنین کاری را انجام داد، یک بار دیگر از او بخواهید در زمان کوتاه تری خطابه خود را تکرار کند.
در این صورت،این عکس العمل شما منطقی به نظر می رسد زیرا دیگران را نیز تشویق می کند که باید فی البداهه قطعه ای را بخواند که نه تنها ضرر ندارد بلکه موثر نیز خواهد بود.
اگر شاگردی نسبت به سایر همکلاسی های خود یا نسبت به معلم ایجاد ناراحتی کند و قیافه حق به جانب بگیرد و این طور وانمود کند که دیگران در اشتباهند و نسبت به این کار اصرار ورزد، بهتر است به او آنقدر فرصت دهید که که بر خودش مسلط بر خطایش آگاه شود.
در این حال ممکن است با خوشحالی آن موقعیت را بگذراند. اما به هر حال در تنهایی به جنبه تاریک و مبهم کار خود که توام با سکوت و آرامش نیز خواهد بود، پی خواهد برد.
او به شکل واضح و برجسته ای حقیقت را ارزیابی می کند و به اشتباه خود از یکسو و بزرگواری شمااز سوی دیگر، خواهد رسید.
وقتی شاگردی به جای کار و کوشش، تنبلی نماید به او امکان دهید تا وظایفی را انجام دهد، که شما انجام می دهید.
برای تصحیح اوراق امتحانی یا برای صورت برداری از وسایل ازمایشگاه یا تهیه یک مقاله به عنوان وسیله کمک آموزشی و نظیر این کارا، به عبارت دیگر فرض کنید او وظیفه قبلی خود را انجام داده و برای کار بعدی آماده است.
همیشه به خاطر داشته باشید که نقطه حساس در زمان بروز ناراحتی ها عقب کلاس است معمولا ردیف آخر کلاس باید بیشتر تحت نظارت و کنترل باشد و اگر درس شما جنبه تکراری دارد گاهی در عقب کلاس قدم بزنید. شاگردان وقتی این عمل را به طور تکراری از شما می بینند نه تنها سر خود را برنمی گردند بلکه به کار خود مشغول می شوند و اطمینان پیدا می کنند و آنها را در نظر دارید و مواظب آنها هستید.
معلمی که فقط در جلوی کلاس می ایستد. مانند هنرپیشه ای است که نقش معینی را در جای معینی ایفا می کند. شما سعی کنید آزادانه در اطراف کلاس بگردید و گاهی در عقب کلاس بایستید. در این صورت کلاس زودتر نظم پیدا می کند.
برای معلم تنبیه بدنی قدغن است مواظب حرکت دست های خود باشید. این قاعده را مرا به یاد داستانی می اندازد که به وسیله یکی از آشنایانم برای من به شرح زیر نقل شده است:
او قبل از ازدواجش در یک روستای کم جمعیت به تدریس اشتغال داشته است. شما ممکن است پس از خواندن این داستان واقعی، طرز تلقی خود و فلسفه انضباط مدرسه ای خود را بیابید.
وی که اخلاق تندی داشت، یکی از شاگردان کلاس را به دلیل کار بی شرمانه ای، تنبیه گرد. شاگرد بر سر وی فریاد کشید اما ظاهراً این فریاد به خاطر درد ناشی از تنبیه بدنی نبود.
پس از این عکس العمل، مسئله دیگری پیش نیامد و به طور طبیعی، معلم پس از یکی دو ساعت، حادثه را فراموش می کند.
وی می گفت:
“در آخر وقت همان روز وقتی کار مدرسه تمام شد و معلمان برای ترک مدرسه در کلاس معلمان جمع شده بودند، خانمی وارد اتاق شد و خیلی مودبانه مرا صدا کرد.
من دانستم که این خانم از دفتر مدرسه برای بررسی وضع پیشرفت تحصیلی فرزندش به اتاق معلمین معرفی شده با لبخند به او خوش آمد گفتم، اما آن زن بی درنگ به صورت من کوبید و گفت می خواستم بدانید سیلی زدن به صورت یک فرد یک نفر در جلوی همکلاسی هایش چه مزه ای دارد. آن زن در حالی که این کلمات را ادا می کرد سخت متشنج بود و به همکاران من نگاه می کرد.
نویسنده در نظر ندارد جزئیات اهانت و خوار کردن معلم را نشان دهد. فقط مسئله توهین و فریاد کشیدن را مطرح می کند. مدیر مدرسه، شاگرد و مادر وی فقط از یک تجربه غیرعادی رنج بردند.
اگر میز و نیمکت مدرسه را روی سر دانش آموز خراب کنند، بهتر از خراب کردن شخصیت وی است. وقتی کارشناس اداره از قضیه اطلاع پیدا کرد، بدون تعارف اعلام کرد::
«هر معلمی باید ارزش و موقعیت حساس شغل معلمی را بداند و اختلاف بین توهین و سرزنش را یاد بگیرد و بداند که نباید فریاد کشید.»
شاید برای شما شگفت آور باشد که بدانید مادر دانش آموز، خود قبل از ازدواجش معلم بود؛ آن هم معلم افراطی. ممکن است تب معلمان، پس از شنیدن این داستان بالا رود. اما درباره مقام معلم چه می گویید؟ در باره بی شرمی محصل چه فکر می کنید؟ در باره موقعیت و شرایط چه باید کرد؟
قواعد زیر هر چند سخت است، ولی باید مورد اجرا قرار گیرد:
۱) وقتی سوء تفاهمی پیش می آید، آن را به نفع دانش آموز حل کنید.
۲) در موقع بروز مسائل رفتاری، مسئله را در کلاس بسط ندهید، بلکه در یک جلسه خصوصی، شاگرد را ارشاد و هدایت کنید.
۳) سعی کنید تمام شاگردان را با اسم بشناسید..
در هر موقعیتی، دانش آموز را به خاطر تشویق یا تنبیه با اسم صدا بزنید و مطالب را برای او روشن کنید. عدم تأیید و یا تأیید خود را نسبت به مسائل رفتاری وی به او نشان دهید؛ در این صورت او می فهمد که شما او را دوست دارید و کلمات شما، روی او مؤثرتر خواهد بود.
۴) هرگز شرایطی به وجود نیاورید که شاگرد به خاطر سخن یا عمل شما، حالت شکست پیدا کند. عزت نفس و اعتماد به نفس، در زندگی مهم است. بعضی از معلمین در رشته درسی خود، خوب تدریس می کنند؛ اما برخی از اعمالشان آزاردهنده است و احساسات شاگرد را با بی توجهی های بی رحمانه خود جریحه دار می کنند؛ به طوری که وضعیت تقریباً غیرقابل تحمل می شود. اگر والدین بفهمند که بعضی از معلمان در درونشان نسبت به شاگردان چه برداشتی دارند و بر فرزندانشان از نظر روحی چه می گذرد، ممکن است بر علیه معلمان اقدام نمایند.
اگر جزء معلمان ناراحت و غرغرو هستید، یا در مسیر زندگی دچار ناکامی یا شکست هایی شده اید، یا صرفاً آدم حساس و زودرنجی می باشید، باید صبر کنید و عقده های خود را به خانه خود ببرید؛ زیرا حداقل در خانه، افرادی هستند که شما را می شناسند و پاسخ مناسب به شما میدهند.
۵) در مورد بعضی از مشکلات رفتاری باید مطالعاتی زیادی نمود. اگر در حین انجام وظیفه مشاهده کردید شاگردی به پیشنهاد شما پاسخ مثبت نمیدهد و رسماً شما را سرزنش می کند، ابتدا با مدیر مدرسه مشورت نمایید؛ زیرا بسیاری از مشکلات رفتاری، آن طور که هستند، به نظر نمی رسند و تنها متخصصان باید آنها را ریشه یابی کنند.
برخوردهای نامناسب
معلمان با نوجوانان و جوانانی سر و کار دارند که دارای روحی سرکش اند و بعضی از آنها پای بند دلیل و منطق و یا راه حل منطقی نیستند. در این صورت، معلمان و مدیران به سختی ممکن است نتایج یک حادثه را که پای دانش آموزان در کار است، به درستی ارزیابی نمایند؛ زیرا ممکن است دست به دست هم بدهند و مبارزه طلبی و لجبازی و آشوبگری نمایند؛ یا شاید هم،حالت تخریب به وجود آورند. اگر مدیران برای چنین وضعیتی طرح سازنده ای داشته باشند و بخواهند مسئولانه عمل کنند، ممکن است نظم برقرار گردد. در غیر این صورت، وضع مدرسه حالت بسیار بدی پیدا خواهد کرد.

اولین باشید که نظر می دهید