امیر قلی امینی
(قسمت اول)
مرحوم امیر قلی امینی(1357- 1276) تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان های اسلامیه ی اصفهان محله ی لنبان به پایان رسانید.
در اولین سال های تحصیلات دوره ی متوسطه در دبیرستان گلبهار، گرفتار بیماری روماتیسم حاد شد که به دلیل سوء معالجه یک پزشک انگلیسی دو پایش خشک و فاقد حرکت و در سن 21 سالگی با یأس از بهبودی ملازم بستر بیماری شد در همان بستر تنها با کتاب انس پیدا کرد، ابتدا به رمان روی آورد سپس به کتاب های ادبی و تاریخی علاقه مندشد.
با همت و عشق فراوان بدون این که یارای رفتن به کلاس را داشته باشد، زبان های عربی و فرانسه و اسپرانتو را به یاری کتاب های لغت و دستور زبان فرا گرفت.
در آبان ماه 1307 روزنامه ی اخگر را ابتدا به صورت روزانه و سپس در هر هفته دو شماره منتشر کرد. در سال 1311 جمعیت شیر و خورشید سرخ( هلال احمر) را تشکیل داد. در سال 1312 به نمایندگی انجمن شهر اصفهان انتخاب شد و مدت 5 دوره دبیر انجمن بود ولی از دوره های بعد تا سال 1328 ریاست انجمن را به عهده داشت. چند دوره نیز به عضویت شورای عالی فرهنگ اصفهان در آمد.
در سال 1313 دارالایتام( پرورشگاه) را با 120 نفر یتیم دختر و پسر در دو ساختمان جداگانه تأسیس کرد و شخصاٌ با جمع آوری کمک از مردم زیر نظر هیأت مدیره ی شیر و خورشید آن را اداره کرد.
از آغاز سال 1322 روزنامه ی اصفهان را در اختیار مردم قرار داد. روزنامه ی اصفهان چند بار به طور موقت و در سال 1334 به مدت 6 سال توقیف بود و در سال 1340دوباره منتشر شد.
امینی به جز روزنامه نگاری از آغاز جوانی به شغل کشاورزی هم علاقه مند شد، مختصر املاکی که از پدرش به ارث برده بود آباد ساخت و آن چنان برای زنده ساختن این املاک کوشید که برنده ی مدال کشاورزی شد. او هزینه ی تحصیل و زندگی شش فرزندش را از راه کشاورزی تأمین می کرد.
از دیگر خدمات فرهنگی و اجتماعی مرحوم امینی اهداء نهصد جلد کتاب به کتاب خانه ی فرهنگ اصفهان و تأسیس یک باب دبستان در یکی از روستا های شهرستان فریدن می باشد.
در سال 1312 نشان درجه 2 علمی و در سال 1322 یک قطعه مدال به مناسبت حسن اداره ی دارالایتام دریافت کرد.
تألیفات ایشان عبارت است از:
1- هزار و یک سخن در امثال و حکم
2- فرهنگ عوام یا شرح امثال و اصطلاحات زبان فارسی
3- داستان های امثال
4- سی افسانه از افسانه های اصفهان
5- گزیده ی آثار
ترجمه های ایشان:
الف: از عربی به فارسی
1- عروس فرغانه
2- غلبه بر ترس و خستگی( برنده ی جایزه ی بهترین ترجمه ی سال 1339)
3- داستان های تاریخی
ب: از فرانسه به فارسی
1- کودک 2- چگونه بچه ی خود را پرورش دهیم.
ج: از اسپرانتو:
1- داستان های کوچک
مرحوم امینی به طبقه ی جوان اندرز می دهد که:
” همواره در عرصه ی زندگی بکوشید و کار کنید، امّا کاری که برای خدمت به خانواده ی خود و اجتماع باشد یا کاری که به قول بهار سرمایه ی جاودانی باشد”
آن مرد بزرگ، خود نمونه ی برجسته ای از تلاش و کوشش و کار بود، خستگی او تنها وقتی مشاهده می شد که فاقد و سیله یا ابزار کافی برای بالا بردن میزان کیفیت کار خود باشد، مثلاٌ آرزو داشت که روزنامه ی خود را با کاغذ مرغوب و چاپ ممتاز منتشر کند، یا قنات های خود را با عمق و کیفیت مناسب تری حفر کند یا زمین های بیش تری را زیر کشت ببرد.
رضا ابو عطا درباره ی مرحوم امیر قلی امینی می گوید:
امیر قلی امینی مرد کار و فعالیت بود، در عمر پر برکت خود با وجودی که از داشتن دو پا محروم بود اما فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، کشاورزی، روزنامه نگاری، مبارزات سیاسی، تأسیس شیر و خورشید سرخ، تأسیس پرورشگاه کودکان، اهداء کتاب به کتاب خانه، دریافت نشان ها و مدال ها به مناسبت های مختلف تألیف کتاب های متعدد، ترجمه کتاب های متعدد، نوشتن مقالات بسیار زیاد و متنوع از جمله کار های او بود.
روان شاد امیر قلی امینی در تمام مدت عمر با برکت خود جز در راه سعادت و اعتلای میهن و حمایت از محرومان قلم فرسایی نکرد و از انجام کار های خیر و عام المنفعه دریغ نورزید و به هیچ وجه به مال و منال دنیا چشم طمع ندوخت و آن چه را اندوخته بود و به او رسیده بود به بینوایان و نیازمندان هدیه کرد. وصیت کرد تا خانه ی مسکونی او را به یک بنیاد فرهنگی پر رونق تبدیل کنند. وی از پذیرفتن چک یک میلیون ریالی که اداره اطلاعات اصفهان ظاهراٌ به عنوان تجلیل از او ولی در واقع برای خریدن و تعطیل روزنامه ی انتقادی اش به او هدیه کرد سر باز زد و گفت:” من تاکنون حیثیت و شرافت خود را به پول نفروخته ام”. از انتشار روزنامه اش جلو گیری کردند( 1354 هجری شمسی) اما نتوانستند او را بخرند. مرحوم امیر قلی امینی پس از توقیف روزنامه اش فقط با مخابره ی تلگرافی به هویدا نخست وزیر وقت بسنده کرد. تلگراف این بود:” جناب آقای هویدا، عدم انتشار غیر قانونی روزنامه ی یومیه ی اصفهان” لکه ی ننگی است که بر دامان نخست وزیری شما خواهد نشست”. او در خانه ی مسکونی اش طبق وصیتش به خاک سپرده شد که امروز به نام بنیاد فرهنگی امیر قلی امینی محل تجمع دانش پژوهان و علاقه مندان به علم و کمال و اخلاق و فضیلت است.
به نظر من شایسته است مقامات مسؤول به ویژه صدا و سیما از زندگی این فرزانه ی تلاشگر که نمونه ی واقعی و برجسته ای برای معلولین عزیز کشور ما می باشد فیلمی تهیه کنند تا معلولین ایثارگر ما بدانند کسانی هم بوده اند که با نداشتن دو پا توانسته اند این همه منشأ خیر و برکت برای محیط اجتماعی خود باشند. زندگی مرحوم امیر قلی امینی می تواند نور امید را در اندیشه و قلب هزاران معلول ما که اعضای بدن خود را در راه دفاع از شرف و عزت ملت از دست داده اند ظاهر و پر فروغ سازد.
دکتر رضا بقراطیان درباره ی امیر قلی امینی چنین نوشته اند:
گاه گاهی فرصت هایی در زمان پیش می آید که بسیار مغتنم و در عین حال زود گذر و لغزنده است. یکی از این فرصت ها اکنون برای من پیش آمده که از من خواسته شده درباره ی مرحوم امیر قلی امینی مطالبی را بیان نمایم. بنده که چهل سال پزشک او و در خانواده ی او بوده ام سعی می کنم به مختصری از آن چه می دانم اشاره کنم. مرحوم امیر قلی امینی یکی از نوابغ دانشمندان اصفهان بلکه ایران است. مردی بود پاک طینت، عالِم، دانشمند، به چندید زبان آشنا، متدین، حقیقت جو، شجاع، مهربان و در کمک به مظلومان از همه چیز خود می گذشت. در کوتاه کردن دست مظلومان از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. روزنامه های وزین اخگر و اصفهان و کتاب های تألیفاتی او- که اکثر آن ها را به پاس حق شناسی از پزشک خود برای این جانب ارسال می کرد- معرف شخصیت و نمونه ای از دانش و بینش اوست.
مرحوم امیر قلی امینی در عین حال که دانشمند بود از نعمت مال و مکنت نیز بهره ی کافی داشت و در جامعیت فضیلت علمی و اخلاقی با این که از نظر جسمی علیل و از هر دو پا بیمار بود و هر کجا می رفت او را با صندلی چرخ دار( ویلچر) می بردند، اما از نظر روحی بسیار قوی و سالم و برای امور خیر تلاش بیش از حد داشت.
محضرش همیشه مجمع ارباب دانش و هنر و بی تردید از نوادر روزگار بود.
مردانی که در زندگی قدم های اصلاحی بر داشته و زندگانی بهتری را برای مردم جور کرده اند، عادی نبوده اند. آنان هر یک نمونه ای از فضایل و کمالات اخلاق بلکه مجسمه ی شرافت و فضیلت اند و مرحوم امیر قلی امینی یکی از آن هاست. وقتی برای عیادت او می رفتم مکرر او را روی تخت خواب می دیدم که سجاده اش روی سینه اش گسترده و مشغول نماز بود. جهان به چنین انسان هایی نیازمند است.
جهان انسان شد و انسان جهانی ازین پاکیزه تر نبود بیانی
در مورد روزنامه نگاری ایشان، حاسدان به چشم حسادت نگاه می کردند و بعضی از هم کاران آن مرحوم به عناوین مختلف عناد می ورزیدند اما:
هنر به چشم عداوت بزرگ تر عیبی است گل است سعدی و در چشم دشمنان خار است
حاصل کلام آن که مرحوم امینی به حکم قضای ربانی و تقدیر سبحانی بساط زندگانی آبرومندی را طی کرده و به روضه ی خلد رحلت نمود. قابل تغییر نبود آن چه تعیین کردهاند. اگر امیر قلی امینی رفت و خاطر مجموع را پریشان کرد ولی در عوض از یک سو تألیفات بسیار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت و از سوی دیگر شش فرزند برومند، لایق و دانشمند تحویل اجتماع داد. خدایش رحمت کند و فرزندان او را به سلامت بدارد.
محمد علی جمال زاده پس از دریافت کتاب” فرهنگ عوام یا تفسیر امثال و اصطلاحات زبان فارسی” در نامه ای برای مرحوم امیر قلی امینی نوشته اند:
” یاد آمد و بوی عنبر آورد”، کتاب های شما را امروز پستچی به دستم داد.( کتاب های داستان های امثال و هزار و یک سخن در امثال و حکم) از جمله کتاب هایی است که هر روز مورد احتیاج است.
به ما هزاران بار گفته اند و هر روز می گویند که: “روح سالم در بدن سالم” ولی گر چه اساساٌ این حرف صحیح است و منظور و ایده ی آن هم همین باید باشد، ولی به کرّات دیده و شنیده ایم که افرادی علیل و ضعیف حتی ناقص دارای روحی نیرومند و فیاض بوده اند.
فرانسوی ها حکیم بزرگ خود پاسکال و ما ایرانی ها جناب عالی را باید مثال قرار بدهیم که بدون پا سالک طریق هستید و نه تنها رونده و پوینده اید، بلکه هادی و دلیل هم وطنان پا دار شده اید و نه تنها آن ها را دلالت می کنید بلکه چشم و گوششان را هم می گشایید و نیز می بخشید و به درستی جا دارد بگوییم که اگر امیر قلی امینی راه نمی رود، راهنما است و” بدین شکستگی ارزد، به صد هزار درست” که با همه درستی قدمی به جلو نمی رود و مانع جلو رفتن دیگران هم شده اند …
دوست عزیزم، جناب عالی خدمت بزرگی به زبان مادری ما نموده اید، یقین دارم اجر دنیوی چنان چه باید و شاید نداشته است ولی اجر اخروی خواهد داشت. بدین معنی که نسل های آینده در تاریخ ادبیات فارسی نام نامی جناب عالی را با احترام و حق شناسی ذکر خواهند کرد.
من در این گوشه ی دنیا برای سلامتی و توفیق وجود عزیزی مانند وجود ذی جود شما از صمیم قلب دعا می کنم و آرزو می کنم باز در همین زمینه تألیفات دیگری به قلم سرکار عالی به چاپ برسد و مایه ی رواج بازار زبان شیرین فارسی گردد در هر صورت شما که امیر قلی امینی هستید با همه ی موانع و مشکلاتی که دارید و داشته اید کار های مفید خوبی انجام داده اید و وظیفه ای را که نسبت به زبان فارسی که زبان مادری شماست دارید کما هو حقه از عهده بر آمده اید و اگر از هر هزار نفر مردم مملکت ما یک نفر به شما تأسی می کرد و از راه علاقه مندی و عشق به خدمت کار مفیدی انجام می داد، درهای رستگاری و سعادت به روی ما گشوده می گردید، خدا یار و یاورتان باد.
مرحوم بدر الدین کتابی در مقدمه ی کتاب غلبه بر ترس و خستگی ترجمه ی امیر قلی امینی می نویسد:
کتاب” غلبه بر ترس” ترجمه ی دانشمند گرامی جناب آقای امیر قلی امینی زینت بخش صفحات نشریه ی فرهنگ اصفهان و موجب پیشرفت آن گردید.
کسانی که با کتاب و مجله و روز نامه و دانش اندوزی سر و کار دارند جناب آقای امیر قلی امینی را می شناسند، و با سبک نگارش ایشان آشنا هستند و کتاب های سودمندی را که نوشته اند، خوانده یا دیده و شنیده اند، می دانند که این روزنامه نگار دانشمند گذشته از سبک نگارش پسندیده مطالب مفیدی را در دو زبان علمی(عربی و فرانسه) ترجمه می کنند که بسیار روان و شیوا هم ترجمه می کنند.
بنده در این جا نمی خواهم بیش از این درباره ی سبک نگارش و ترجمه و در پیرامون کتاب های سودمندی که آقای امیر قلی امینی تاکنون نوشته اند چیزی بنگارم، زیرا در هر فن باید داوری درباره ی شایسته را به شایسته تر واگذاشت.
و هر هنرمند را باید هنرمند تری توصیف کند و من خدا را گواه می گیرم که در جهان دانش و ادب هیچ شایستگی و هنرمندی برای خود نمی شناسم تا چه رسد به آن که خود را شایسته تر و هنرمند تر بدانم.
اما کتاب آقای امیر قلی امینی را خود خوانده ام و از سودمندی بسیار آن به ویژه برای کسانی که با آموزش و پرورش سرو کار دارند آگاهم و از این رو برای نشریه ی فرهنگ چاپ آن را یاد کردم و نشانه ی کمال آن شمردم. بدیهی است چنین کتاب سودمندی هنگامی که با قلم نویسنده ی توانایی ترجمه شود سودمند تر خواهد بود.
بَگلی استاد زبان فارسی دانشگاه دورهام انگلیس می گوید:
آقای امیر قلی امینی در طی مدتی متجاوز از پنجاه سال کوشش خستگی ناپذیر و با وجود نقص عضو و این که از همان اوان جوانی زمین گیر بوده است خدمات کم نظیری در مملکتش و ادبیات فارسی کرده است. وی روزنامه ی اصفهان را در سال 1928 تأسیس کرد و تحت عنوان مدیر آن را از یک هفته نامه ی کوچک محلی به روزنامه ی روزانه ی مهمی ارتقاء داد. وی هم چنین داستان های بختیاری را جمع آوری و علاوه بر همه از 1917 تا 1971 وقت خود را صرف گرد آوری اصطلاحات و امثال فارسی نموده و بدین ترتیب به محض شنیدن یا خواندن مثلی آن را در دفتر خود یاد داشت می کرد و چنان چه لازم می شد به تحقیق و جست و جو و در اطراف معنی آن می پرداخت.
تا موقعی که امیر قلی امینی این دو کتاب را به من لطف نکرده بودند من قادر نبودم در هنگام صحبت کردن با فارسی زبانان برخی از مطالب ایشان را درک کنم و آثار ادبی معاصر فارسی را بیابم. به کمک کتاب های این مرد بزرگ تقریباٌ می توانم بسیاری از اصطلاحات عامیانه را درک کنم.
برای مثال از کتا ایشان آموختم که” از سیر تا پیاز گفتن” یعنی مطالبی را از ابتدا تا انتها بیان کردن. یا یاد گرفتم” از ماست که بر ماست” یعنی هر بدی می بینیم از خودی است نه از بیگانه و این عبارت به داستان شعری درباره ی عقاب که در قرن 11 ناصر خسرو آن را سروده بر می گردد. ما جملگی به خاطر این کار ها مهم خود را مدیون آقای امیر قلی امینی می دانیم.

اولین باشید که نظر می دهید