بسم الله الرحمن الرحیم
حدود سال های( 44-1343 هجری شمسی) سال های آخردبیرستان و اوایل دوران دانشجویی بود که عطر دل انگیز تقوی و کمالات اخلاقی حاج آقا رحیم ارباب برای اولین بار به مشامم رسید.
به دعوت دوستان پارسا، برای نخستین بار در نماز جمعه ایشان که درآن زمان، در مسجد گورتان واقع در چند کیلومتری خیابان آتشگاه- برگزار می شد، شرکت نمودم. از ایستگاه گورتان چند صد متری در کوچه ها حرکت می کردیم تا به مسجدمی رسیدیم. مساحت مسجد حدود 700 متر مربع بود، اما بی پیرایگی، عشق، پاکی و ایمان از در و دیوار آن می بارید.یک سوم آن شبستان وبقیه ی آن حیاط مسجد بودکه دارای یک حوض وتعدادی درخت بود. مردمی درآن جا گرد می آمدند که همه شیفته خلق و خوی مرحوم ارباب بودند. عده زیادی از گوشه و کنار شهر به هروسیله ممکن خود را به مسجد و نماز جمعه آن اسوه فضایل می رساندند، اما تعداد بیشتری محلی بودند.
وقتی آن رجل نامدار جهت ایراد خطبه های نماز- به زبان عربی- می ایستاد سر و پای مسجد همه گوش می شد، خطبه ها با حمد و ستایش خدای پاک بی انبازآغاز می شد، با کلمات بسیار ساده و درعین حال نافذ وعمیق ادامه می یافت حروف و کلمات از عمق جان مرحوم ارباب سرچشمه می گرفت و عبارات را با تمام وجود بیان می فرمود به طوری که امواج آن در فضای عجیب می نمود، همه درحال سکوت مطلق و اندیشه و توجه کامل به خطبه ها بودند با این که جمع کثیری از نمازگزاران محلی بودند بعضی از ایشان نه تنها زبان عربی نمی دانستند بلکه از داشتن سواد خواندن نوشتن نیز بی بهره بودند، اما رخسارایشان- در زمان استماع خطبه ها- برافروخته می شد وچشم ها مرطوب وگاهی ازگوشه چشم هایشان اشک جاری می شد، محو کلمات و عبارات می شدند. وقتی در خطبه ها از بخشش ها و موهبت ها و غفران الهی سخن به میان می آمد، به حق می گویم که عده ای در حال خلسه فرو می رفتند و از پیاله های شراب روحانی آن ساقی روح بخش سیراب می شدند. وقتی در خطبه هانوبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می رسید، برترین تجلیل ها را به عمل می آوردند.آن پیامبر خاتم را به عنوان چراغ تابناک هدایت، بنده خالص خدا، مبشّر رحمت الهی و نجات دهنده عالم بشریت از همه مهالک و رهگشای معضلات معرفی می فرمود.
از خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم به عنوان سفینه نوح، کشتی نجات یاد می کردند. دریکی از خطبه ها آنچنان واله شیدای کمالات علی ابن ابی طالب می شدند که این حدیث شریف را از قول رسول صادق (ص) بیان فرمودند:
« وَالذّی نَفسی بِیَدهِ لُولا اَن تَقول طَوائِف مِن اُمَّتی ما قالَتِ النَّصاری فی ابن مَریَم لَقُلتُ الیوم فیکَ مقالاً لا تَمُرُّ به مَلَاءِ مِنَ المُسلِمین اِلاّ اَخَذُوا التُّراب مِن تَحتِ قَدَمیک لِلبَرَکَه. صلوات الله و سلامه علیه»
خطبه ها پربود از معارف اسلامی و کمالات اخلاقی و فضایل انسانی و برای کسانی که درک کامل تر داشتند حل معضلات حکمی و فلسفی با بیانی ساده و شیوا.
بی شک کسی که در نمازجمعه ایشان شرکت می کرد. به یک روحانیت وصف ناپذیری دست می یافت و شاید برای مدت ها، شاد و سرمست بود. نماز ایشان که با طمأنینه ی خاصّی اقامه می شد آرام بخش دل ها، تسلی دهنده جان ها، صیقل ارواح و شفابخش دردهای مردمان بود. ذکر رکوع و سجود ایشان و صوت ایشان جاذب و دل نشین بود. همواره در رکعت اول پس از حمد، سوره جمعه و دررکعت دوم، پس از حمد سوره منافقون را قرائت می کردند. یک بار هم به مناسبت تولد حضرت رسول اکرم(ص) و سِیلی که در تیران وکرون در اطراف اصفهان جاری شده بود، مقدمه ی خطبه ی اول را به زبان فارسی خواندند که ضمن آن، مردم را جهت کمک به سیل زدگان و کمک به همنوعان تشویق کردند. خطبه ها صرفاً جنبه معنوی و سازندگی فردی داشت چون می دانیم کسی می تواند از نردبان عشق الهی بالا رود که با قدم صدق پله ها را یکی یکی طی کند. کما اینکه خود آن مرحوم- مشعل فروزان علم و تقوی و نمونه ی راستین عالمان عامل- واقعاً به کنه اسلام پی برده بود، نگاه به چهره پاک ومعصومانه ی او انسان را به یاد خدا می انداخت، سخنان حکیمانه ی او به دانش آدمی می افزود و رفتار وکردار او، ذوق وشوق به کارهای نیک را در اطرافیان زنده می کرد وکردار پیامبران را بیاد می آورد. در مسائل از سعه صدرخیره کننده وباور نکردنی برخوردار بود. برای مثال:
1-وقتی از اختلاط وآمد وشد وتعاملِ مسیحیان و مسلمانان در بعضی از کارگاه های بزرگ، تعمیرگاه های کامیون ها و ماشین های بزرگ و کوچک سوال می شد( طهارت اهل کتاب) که چه بکنیم؟ می فرمود: با عمل خود اسلام را به دیگران نشان دهید با همه اطرافیان، چه مسیحی، چه یهودی وچه مسلمان، چون آفتاب تابناک مهربورزید و همگان را به خیر و خوبی و کار نیک دعوت کنید که اسلام در عمل شما نمایان شود.
2- وقتی کارگری ساده برای تعمیرات جزئی به خانه ایشان آمده بود، مدتی کار می کند، اما می بیند مثل اینکه از صاحبخانه خبری نیست کسی به او سرکشی نمی کند، تنها عده ای روحانی در این خانه آمد و شد می کنند، با خود فکر می کند که گویا امروز هم از مزد خبری نیست. به کار خود سرگرم می شود، اما به یکباره مشاهده می کند که نزدیکی های اذان ظهر پیرمردی مهربان، بی پیرایه، در صحن منزل ظاهرمی شود و برای وضو گرفتن، آرام آرام به حو ض وسط حیاط نزدیک می شود اما ابتدا به سراغ او می آید رود وبا او احوال پرسی می کند، مزد او را با خوشروئی به طور کامل می پردازد و می گوید نصف روز تو در شک و تردید به سر می بردی که آیا مزد مرا می دهند یا نه؟ بگذار نصف روز هم من در شک و تردید باشم که آیا کارگر کارمی کند یا نه؟
بدین ترتیب آن مرد بزرگ درس آموزنده ای را به همه ی انسان ها وبه خصوص کارفرمایان می دهد که هر وقت کارگری را اجیر کردید درست، در وسط نیمروز اُجرت او را پرداخت کنید تا عدالت رعایت شود!!
3- نقل است مکرر به ایشان اطلاع دادند که فلان- که ازخویشان شماست- نماز نمی خواند. مرحوم ارباب مترصد بودند تا این که روزی آن خویشاوند به دیدن ایشان می آید، آن شخصیت برجسته و ممتاز او را به گرمی می پذیرند و ازاو با صمیمیت می خواهند که امروز، چند ساعتی را با ایشان باشند، و او قبول می کند، سپس وسایل لازم برای استحمام را آماده می کنند و میهمان خود را به حمام می برند( چون درآن زمان همه از گرمابه های عمومی استفاده می کردند) پس از شستشو وقتی با هم به محل رخت کن برمی گردند، به خویشاوند خود رو می کنند و می فرمایند: بلند شوید نماز بخوانید، من هم می خواهم امروز به شما اقتدا کنم که فردا در پیشگاه خدا شهادت دهم که من پشت سرشما نماز خواندم.
بدین ترتیب، یک درس حکمت آموز، در زمینه ی روش امر به معروف و نهی از منکر به همه می دهند.
4- نقل است که روزی عده ای از مؤمنین بازاری یک مسیحی که تمایل به اسلام پیدا کرده بود، را به منزل مرحوم ارباب می آورند و می گویند این مسیحی مایل است مسلمان شود و می خواهد در حضور شما شهادتین را بگوید و رسماً به اسلام مشرّف شود.
مرحوم ارباب با لطف خاصی که داشتند او را مورد محبت قرار می دهند و از او به گرمی پذیرائی می کنند و سپس به آرامی شروع به صحبت وسوال می کنند، می پرسند: مگر مسیحیت چه عیبی داشته است که می خواهی مسلمان شود؟ آیا می دانید در اسلام وظیفه شما در تمام موارد زندگی سنگین تر می شود؟ مثلاً اگر طبق ارزش های آئین مسیحیت هفته ای یکبار به والدین خود سرمی زدید حالا که می خواهید مسلمان شوید باید هفته ای دوبار یا بیشتر به ایشان سربزنید، از ایشان دلجویی و پرستاری کنید. با همسایگان مهربانی بیشتری، عاطفه والاتری و محبت شدیدتری داشته باشید، با خانواده خود، با فرزندان خود، با خویشاوندان خود به همین ترتیب گرم تر و صمیمی تر باشید. کارخود را دقیق تر و منظم تر انجام دهید واگر در مسیحیت هفته ای یک بار در کلیسا نیایش می کردید حالا در اسلام مدت بیشتری، روزی پنج نوبت نیایش کنید ونماز بخوانید؟ اگر گاهی به همسایه ی بیمار خودسر می زدید حالا در اسلام باید علاوه بر سر زدن داروی او را هم تهیه کنی ؟ واگر مستمند ونیازمند است باید پول داروی او را هم بپردازی؟ مرحوم ارباب آن انسان بی مثال و آن حکیم بی همال به مواعظ خویش ادامه می دادند و مسیحی از شنیدن دستورات ناب اسلام که با فطرت او سازگار بود شکفته و شکفته تر می شود و از شنیدن این سخنان اوج می گیرد گوئی حضرت مسیح یا یکی از حواریون موعظه می کند محو این کلمات می گردد که ناگاه یکی از مومنین، باعجله درخواست می کندکه حاج آقا اجازه دهند، مسیحی شهادتین را بگوید و نماز را یاد بگیرد و با احکام نماز و آئین مسلمانی، وظائف ظاهری خود را انجام دهدولذا از آن حکیم فرزانه در خواست کردند شهادتین را به او تلقین نمایند،که آن مرحوم فرمودند مسیحی باز هم فکر کند و اسلام را در عمل به خویشان و خانواده خود نشان دهد.
نماز را در کلیسا یا خارج از کلیسا قدم به قدم یاد بگیردو به زبان خود بخواند تا کم کم به زبان عربی آشنا شود. برای مسائلی نظیر ختنه نیز به پزشگ مراجعه کند در صورت صلاحدید پزشگ عمل کند. احکام اسلام را نیز به تدریج مطالعه وعمل نماید.
پس از خاتمه جلسه و خداحافظی وقتی از خانه خارج می شوند، یکی از مومنین پیشنهاد می کند: خوب است این مسیحی را در محضر شریف یکی دیگر از علمای شهر ببریم تا درست شهادتین را بگوید، مرد مسیحی می گوید: من گمشده ی خود را یافتم، تشکرمی کند و از آن ها جدا می شود در حالی که، بارها و بارها او را درمنزل آن مرحوم می دیدند. باری او به اسلام گرویده بود.
5- نقل است برای مدت زیادی( قریب چند سال) با خانواده ی برادرشان در یک منزل زندگی می کردند، گفتگو می کردند، اما هرگز به صورت خانم برادر نگاه نکرده بودند.*******
6- وقتی عمل جراحی چشم ایشان در بیمارستان رحیم زاده( امیرالمؤمنین علیه السلام) با ناکامی روبرو می شود در حالی که همه دوستان و علاقه مندان ایشان نگران و بعضاً شدیداً متأثر بودند، آن عارف کامل و حکیم الهی با تبسم خدا را شکر می کنند می گویند الحمد لله که این امانت الهی را بدون آلودگی پس دادم، و از این پس با این چشم نمی توانم گناه کنم.
این چند جمله ای بود از کتاب قطور کمالات انسانی آن مرد بزرگ که نمونه یک حکیم مسلمان، یک روحانی به تمام معنا، یک زاهد وارسته، یک مدرس عالیمقام و بالاخرخ یک بنده خالص خدا بود.
در زیر نمونه یی از خطبه های ایشان را مطالعه می فرمایید:
حضرت آیت اله العظمی حاج آقا رحیم ارباب قبل از خطبه نماز جمعه در روز تولد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم 24/3/47 موعظه کوتاهی به این شرح ایراد فرمودند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم
زینت بدهید مجلس را با ذکر شریف صلوات
سبعه یظلهم الله فی ظل عرشه یوم لا ظل الا ظله
هفت صنف اند که خداوند عالَم، جلّت عظمه، این هفت صنف را، این هفت شخص را جا می دهد در سایه یعرش خود، سایه ی رحمت خود، روزی که سایه ای نیست جز سایه او، این حدیث معروف است به حدیث سبعه و عامه و خاصه همه از پیغمبر رحمت صلی الله علیه وآله، روایت کرده اند.
این سبعه یکی امام عادل، پیشوای عادل را می توانید توسعه بدهید بیائید تا بزرگترخانه که به عدل بااین عده، عده ای که امرآن ها موکول است به او، به عدل با این عده رفتار کرده باشد.
کلکم راع و کلکم مسؤل عن رعیته. همه شما شبانید همه ی شما که راننده اید و همه ی شما پرسش می شوید. که به چه نحو با زیردستان رفتار کرده اید؟آیا خظ و بهره ی آنها را داده اید ؟ یعنی به عدل با آن ها رفتار نموده اید ؟ حتی مرغ خانگی! کلکم راع و کلکم مسؤل عن رعیته
یا ایها الذین امنوا قو انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره.
دوم شابٌ نشأَ فی عباده الله. جوانی که جوانی خود را که زمان شهوت رانی- زمان غفلت زمان العیاذ بالله وقوع در معصیت است جوانی خود را به پیری برساند دربندگی خدا. شابٌ نشه فی عباده الله این جوان مقام ارجمندی نزد حضرت حق جلّ و علا دارد.
سوم و رجلٌ دعت امراه ذات حسنٍ و جمال و یقول انی اخاف الله رب العالمین.
مردی که بخواند او را به خود زن زیبایی و مرد بگوید من از خدا می ترسم انی اخاف الله رب العالمین.
من خود را از نظرخدا ساقط نمی دانم. مصداق واقع این شکل، حضرت یوسف علی نبینا وعلیه السلام که سیده ی او، مالکه ی او، او را بi ا صرار به خود خواند و
غلّقت الابواب و قالت هیت لک قال معاذ الله انه ربی احسن مثوی.
و فرارکرداز مالکه خود او هم دنبال او دوید دست انداخت به یخه او، پاره شد، عزیز مصررسید، زلیخا گفت
ما جزاء من اراد باهلک سوءا
خلاصه یوسف انکار کرد و شهد شاهد من اهلها ان کان قمیصه قد من دبراگراز پشت پیراهنش پاره شد یوسف جلو بوده و زلیخا عقب و یوسف راست می گوید و اگربه عکس باشد فلمّا را قمیصه قد من دبر قال انه من کید کن ان کید کن عظیم یوسف اعرض اَن هذا خلاصه این چنین مردی هم که در این حال خدا را بر هوی اختیار کند از این هفت صنف است و رجلٌ قلبه متعلق بالمسجد یخرج من المسجد و قلبه متعلقٌ به مردی که عبادت خدا را دوست دارد از مسجد بیرون می آید بعد از نماز صبح به طرف کسب و کارش درمسجد است که ظهر و شب باز به مسجد بیاید 5 و 6 و رجلان تحابا فی الله اینها هم پیش خدا مقام ارجمندی دارند مصداق واضح متحابین فی الله اصحاب حضرت ابی عبد الله درکربلا صلوات الله علیهم اجمعین
رجلٌ تصدق بیمینه و اخفاها حتی لا یعلم شماله ما تصدق بیمینه اصحاب صدقه صدق کسانیکه سّرأ انفاق می کنند در راه خدا و احسان می کند مثل حضرت سجاد سلام الله علیه که شنیده اید شیوه این بزرگوار را در انفاقات شبانه او، جروحی که بر بدن مبارک حضرت دیدند در شانه او سیاهی است فهمیدند براثر حمل قوت برای فقرا به شانه می کشیدند. اثر درد بوده خداوند عالم به حرمت ذات پاکش همه را موقق بدارد برای احسان. امروز روز احسان است به سیل زدگان و اسفرجان الحمد لله عده ای از توفیق رعایت کرده اند خداوند دیگران هم توفیق دهد که حوائج ای دسته مصیبت زده که ابرو دوست با مناعت طبعند را.آن ها را مسرور بفرماید همه آنها را موقق بدارد اجرآنها را مضاعف بدهد.
خطبه نماز جمعه در روز تولد رسول اکرم(ص)
24/3/1347
اعوذ بالله السّمیع العَلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله ذی القُدرَه و السّلطان و الرأفه و الامتنان الذی هدانا للایمان و اکرمنا بالقرآن و اعطانا وِلاءِ حبیبه محمد(ص) الاطیب الاطهر و ولاءِ اهل بیته الاطائب الذین حبهم ایمان و بغضهم کفر و الذین مثلهم کمثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلّف عنها غرق و هبی و لاسمّا الذی ذکره عباده و هو صاحب مقام و زارته الذی قال له ابن عمه و اخوه سید الرسل و خاتمهم انت منی بمنزله هرون من موسی الّا انه لا نبی بعدی و الذی قال له فی بعض مواقف الکریمه و ایامه و مشاهده والذی نفسی بیده لولا اَن تقول فیک طوائف من امتی ما قالت النصاری فی ابن مریم لَقُلتَ الیوم فیک مقال لا تَمُرُ بملاء المسلمین الّا اخذ التراب من تحت قَدَبیک للبرکه صلوات الله و سلامه علیه.
اللهم کما مَنَنتَ علینا بِحُبّهم فامنن علینا بالحشر معهم و تحت و لائهم انک المنان الحمید و الصلوه و السلام علی الطیب الاطهر البشیر النذیر السّراج المنیر امام الخیر و قائد البرکه سیدنا و نبیّنا نبی الرحمه حبیب اله العالمین و خاتم النبیین ابوالقاسم محمد(ص) صل الله علیه و آله و اهل بیته الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله دعا الی طاعته و قاهرَ اعدائه جهاداً عن دینه لا یَسلُبُه عن ذلک اجتماعٌ علی تکذیبه و التماس لا طفاء نوره صلی الله علیه و آله مَن یطع الله و رسوله فقد فاز و رشد و من یَعِص الله و رسوله فقد خاب و خَسِر.
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله و انه خیر ما اوصی به المسلم و اَن یَحده علی الاخر و ان یامره بالتقوی الله و اِن تقوی الله لمن عمل علی و جَلٍ و مخافه من ربه او مُشّقِ علی ما تبلغه من امر الاخرو من یُصلح الذی بینه و بین الله من امره لا ینری بذلک الا وجد الله یکن له فی عاجل و ذخر لما بعد الموت حین یفتقرالمرءِ الی ما قدّم و ما کان من سوی ذلک یَوَّد انه لو اَن بَینُه املاً بعیدا.
و یحذرکم الله نفسه و الله رئوف بالعباد و فی الحدیث اِنّ الله عز و جلّ بصلح بصلاح العبد ….. قدّه و قُدّ ……. مادام و ما من بقعه من البقاع یسجد علیها عبدٌ من العباد الا و شهدت له یوم القیامه و منه لا یستحق تقریب الصلوه علی الاماکن و ما منزل ینزله قوم الّا بالصبح ذلک المنزل انّا یصلّی علیهم و یدعو لهم ان کان اجتمعوا لامرٍ فیه رضا الرحمن و ان کان اجتماعٌ لامراٍ فیه( العیاذ بالله العظیم) غضب الرحمن یدعوا علیهم و یلعنهم اعوذ بالله من موجبات سخطه و ما من صباحٍ و لا رواح الا و بقاع الارض علی ما فی الحدیث ینادی بعضها بعضاً یا جاره هل مرّرت بک عبدٌ ذاکرٌ لله او عبدٌ وضع جبهَتَهُ علیک طاعتاً لله و مِن قائِله نعم اذا قالت نعم انبسطت و انشرح کانها تری لنفسه الفضل علی دارتها نسئلو الله من فضله توفیق الطاعه و البعد عن المعیصه و نسئلوا الله من فضله اَن یَغفِرَ مَن مضی منّا و لجمیع المؤمنین و المؤمنات انه هو العفو الرحیم.
ان احسن الحدیث و ابلغ الموعظه کتاب الله اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و العصران الانسان لقی خسرالا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوبالصبر. جعلنا الله ممن یَسعَهم رحمته و یشملهم عفوه و رحمته
اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله خالق الخلق و باسط الرزق ذی الجلال و الاکرام و الفضل و الانعام الذی بَعُدَفلا یُری و قَرُبَ فشَهِدَ النجوی تبارک و تعالی و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا نبیّ الرحمته حبیبه و نجیبه و بعیث رحمته و علی آله و اهل بیته الساده الابرار المُصطَفَینِ الاخیار صلوه لا یقضی علی احصائها احدا منهم اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له الهً واحداً احدا فرداً صمداً وترا و اشهد اَن محمد(ص) عبده و رسوله انتجبه لولاتیه و اختصّه برسالته و اکرمه باالنبوته امین علی وحیه و رحمه للعالمین صلی اله علیه و آله فی الاولین و صلی الله علیه و اله فی الاخرین و صلی الله علیه و آله یوم الدین.
اوصیکم و نفسی بتقوی الله و انه من یتق الله فقد فاز فوزاً عطیما ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما اللهم صل علی سیدنا و نبینا نبی الرحمه محمداً عبدک و رسولک و امیتک و صفیتک و حبیبک خیرتک من خلقک و حافظ سرِّک و مبلغ رسالاتک افضل صلواتک علی احدٍ من عبادک و انبیائک و رسلک و صفوتک و اهل الکرامه علیک من خلقک اللهم صلّ علی ابن محمد و اخیه و وصیه و وزیره و خلیله و ولیّه رایت علمه و باب حکمته الی الهدی و منار الایمان اَب الائمه علیٍ امیرالمؤمنین و سید الوصیین و امام المتقین و یعثوب الدین و قائد الغر المحجلین اللهم و صل علی ابنته الصدیقه السیده التقیه النقیه الرضیه ذات الاخزان الطویله فی المدت القلیله المخفیته قبرا و المجهوله قدرا ام الائمهالنقباء شفیعه یوم الجزاء فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین اللهم و صل علی سبطی سبطی الرحمه و امامی الهدی اطیبی الطیبین و ابری الابرار الحسن و الحسین سیدی الشباب اهل الجنه اللهم صل علی الائمه المسلمین من صلب الحسین حُجَجک علی خلقک و امنائک فی عبادک علی السجاد و محمد الباقر و جعفرالصادق و موسی الکاظم و علی الرضا و محمد الجواد و علی الهادی و الحسن العسکری و الحجتک علی خلقک و عروه المتمسکین و بهاء العالمین نورالعین و عمیدها و رجاء هذاه الامه و سیدها صلوه زاکیهً زکیه اللهم و صل علی اولیائهم المتّعمین منهجهم المهتفین آثارهم متمسکین یعروه ولایتهم و اعفراللهم لجمیع المؤمنین و المؤمنات فی مشارق الارض و مغاربهاو اجعل التقوی زادهم و الجثه مآبهم و اوزعهم شکر نعمتک و حسن عافیتک و اداء حقک اللهم اقض لهم بالحسنی و اختم لهم بالحسنی و اجمع لهم خیرالاخره رب اسئلک شکر نعمتک و اداء حقک تقبل حسناتهم و تجاوز عن سیئاتهم وزد فی احسان محسهنم و اصرف مسیئهم عماتکره رب اغفرلنا و لاخواننا الذین سیقوا نا فی الایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلً للذین آمنوا ربنا انک رؤوف الرحیم. رب اغفرلنا و لابائنا و لالهتنا و لاخواننا و لاخواتنا و لا عمانا و لاخوالنا و لنبیهم و لباتهم و لجمیع من مضی منّاو لااهل دینتا جمیع من سلف منهم و من غبر الی یوم الدین و اجعل حیاتنا ریاضیهً فی کل خیر وفاتنا راحه من کل سوءِ و اخلص نیاتنا و انا بک و لک لا وسیله لنا الیک. ان کتاب الله احسن الحدیث و ابلغ الموعطه اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکرو البغی یعظکم لعلکم تذکرون.
بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احدکذالک الله ربی وفقنا الله لما یحب و یرضی و یختم عواقب امورنا بالخیر بجاه حبیبه و اهل بیته.
والسلام
کهترین ارادتمندان
عباس دهکردی، معلم آموزش و پرورش اصفهان
اجمالی از زندگانی حضرت آیت الله ارباب آقای حاج رحیم اَعُلی الله مقامَّه
معظم له از خانواده محترم و متدین و نسبتاً متمول و در قریه چرمهین لنجان اصفهان در روز شنبه دوازدهم جمادی الثانی 1297 (ه.ق) متولد شد و علوم اولیه از فارسی و مقدمات عربیت و خط را نزد استادی با کفایت به نام ملا محمد همامی فرا گرفته پس از آن برای ادامه تحصیل به اصفهان عزیمت می نمایند و دروس حوزه ی آن روز را نزد مرحوم حجه الاسلام میرزا بدیع شهشهانی و آیت الله سید محمد باقر درچه ای وجهانگیرخان قشقائی وملا محمد کاشانی فرا می گیرند و درس خصوصی و جلسات اختصاصی نیز با آن بزرگواران داشته اند و بعضی اوقات کارهای ایشان را انجام می داده و مصاحبه با ایشان داشته حتی در اوقات نماز نقل فرمودند که ملا محمد کاشانی، علاوه برمراتب علم و دانش دارای مرتبه کمال ورع و تقوی و زهد بوده، گاهی در حال نماز از خود بی خود می شدند. ایشان تاآخر عمر به تدریس و تعلیم و تربیت شاگردان به سر می برده و مجرد در مدرسه اصفهان زیست نموده است.
حضرت آیت الله ارباب نوعاً با علماء و دانشمندان بزرگ مصاحبت داشته ازآن جمله حکیم الهی و عالم مبرز و متورع و زاهد آقای شیخ محمد خراسانی بوده که مخصوصاً در اوقات تعطیل با معظم له جلسات خصوصی و بالاخص در شب های جمعه حکیم خراسانی در ضیافت آیت الله ارباب بوده اند و مذاکرات علمی در بین بوده و به حل مشکلات علمی می پرداخته اند.
و در یکی از جلسات حکیم خراسانی از والد آیت الله ارباب می پرسند مبنای ایمان شما به پیغمبر اسلام از چه راهی است. بالاترین دلیل من برحقانیت و صدق پیغمبر اسلام ایمان علی علیه السلام برپیغمبر(ص).
حضرت آیت الله ارباب پس از فرا گرفتن علوم از ادبیات و ریاضیات و علم هیئت و تفسیر و علم حدیث و آثار بزرگان دین و بالاخص علم فقه و معقول و حکمت الهی از منابع متقن، به تدریس و تعلیم علوم مختلف می پردازند ودر سال های متمادی وتا حدود هشتاد و پنج سالگی با کمال دقت و غوررسی در موضوعات گوناگون از جمله: ادبیات و ریاضیات و هیئت و مخصوصاً فقه و اصول کامل و تفسیر و علم حدیث و بالاخص معقول و حکمت الهی و نهج البلاغه، در جلسات خصوصی به تدریس اشتغال داشته ونیز در مذاکرات علمی و بیان احادیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام و شرح خطب نهج البلاغه مخصوصاً خطب توحیدی و حل معضلات آن و مواعظ و نصایح، از وجود ایشان همه نوع استفاده علمی و دینی می نمودند.
در پاسخ گوئی به مسائل مشکل علمی و فقهی از نقاط مختلف حتی از خارج از کشور مهارت ویژه ای داشتند.
درپاسخ به سؤالات و استفتاء ها، جواب های شافی کافی می دادند و از حوزه های درس مختلف ایشان شاگردان شایسته مبرزی به وجود آمده که هریک در حد خود پیشوا و سمت استادی دارند و در خارج آشکار است و معظم له از مراجع بزرگ و حکیم الهی در عالم تشیع بلکه عالم اسلام بود در عصرخود جزء طراز یک حکماء الهیین و فقهاء مسلمین به شمار می رفت.
در فنون حکمت و فلسفه و فقه شیعه استاد زبردستی بود کلام او قول فصل بود. آن بزرگ مرد در عصرخود مجمع علوم و استاد فقاهت و سایر علوم از ادبیات و تفسیر و احاطه به اخبار و احادیث مأثوره از پیغمبراکرم (ص) و ائمه طاهرین علیهم السلام و سیره و حالات آن بزرگوار بود بلکه مظهر علم و عمل رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار بود. مجلس او مجلس علمی و ادب و تربیت و موعظه و تنبه و نشرمعارف و آثار ائمه طاهرین بود اکثراحادیث و آیات شریفه قران کریم و خطب و کلمات مولی امیرالمؤمنین را حفظ داشت و در محافل به ذکرو بیان آنها می پرداخت و مبین و مروج دین و اخبار و آثار ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین بود. و بارها می فرمود ازعلی(ع) خوب می توان عظمت و بزرگواری پیغمبراسلام را شناخت و موقعی که وارد بیان خطب نهج البلاغه مخصوصاً خطب توحیدی آن می شوند گویا در دریای بی پایانی وارد می شد که همه کس تاب مقاومت آن را نداشت و مستغرق در محبت مولی امیرالمؤمنین(ع) بود و در تمامی علومی که ذکر شده کمال استحضار و تسلط را داشت و حافظه ایشان موجب استعجات اشخاص بود. اشخاصی که مجالست و مصاحبت با آن بزرگ مرد را داشته اند این موضوع را می دانند و حقاً مصداق این حدیث شریف بود:
جَالِسُوا مَن یَّذکِرُکُم الله رؤیَتُهُ و یُرغبکُم فی الاخره عَمَلُه وَ یَزیدُ فِی عِلمِکُم مَنطِقُهُ- با کسی مجالست کنید که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد و علم او شما را به آخرت راغب کند و گفتارش برعلم شما بیفزاید این بیان اشاره است آن عالم ربانی این مختصر اندکی از بسیار و شنی از خروار بود.
گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای
آن بزرگ مرد دریای مواج علم و عمل بود، مرجع و صاحب فتوی و از فتاوی ایشان وجوب عینی تعیینی نماز جمعه است و در حدود هفتاد سال در اصفهان شخصاً اقامه نماز می فرمودند در منزل تادر حدود بیست و پنج سالاخیر در مسجد تکیه گرک یراق و در مسجد جمعه چند نماز و در مسجد دربکوشک و در مسجد گورتان اقامه می فرمودند و جمعیت زیادی حضور پیدا می نمودند. و ازآثار آن بزرگ در اصفهان و حومه نه نماز جمعه اقامه می شود و اشخاص زیادی حاضر می شوند. و دیگر نظرشان در مورد ارث زن و شوهر این است که نظر به صریح آیه شریفه قرآن و لَهنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکتُم اِن لَم یَکُن لَکُم وَلَدٌ و نظر به حدیث شریف و تَرِثَهُ و یَرِثُهَا مِن کُلِّ شَیءٍ تَرَکَ و تَرَکَت- از تمام ترکه شوهر اعم از منقول و غیرمنقول از همه چیز ارث می برد- و مکرر در جواب سؤال از این موضوع چنین جواب نوشته اند و در دست اشخاص موجود است. و در سال 1385ه.ق از دانشگاه الازهر مصر مسائل مشکله از علماء اسلام سؤال می کنند و از یشان نیز سؤال می شود و علماء اسلامی جواب می نویسند و از همه جواب ها که علماء اسلامی نوشته اند جواب ایشان مطلوب تر و از همه بالاتر و پسندیده تر می شود و برنده جایزه ای که تعیین کرده بودند می شوند و در رادیو مصرگفتند که جواب عالم بزرگوار اصفهانی حاج آقا رحیم ارباب از همه مطلوب تر واقع شد. و درباره کسانی که همه روزه مسافت شرعی را طی می کنند و شب به منزلشان برمی گردند مثلاً از اصفهان به نجف آباد یا شهرضا یا شاهین شهر و محل دیگر برای کار و تدریس می روند و شب ها به خانه خود مراجعت می نمایند چون شغلشان در سفر است نظر و فتوای ایشان این بود که نمازشان تمام و در ایام روزه باید روزه دار باشند. و اساتید فرهنگ هرگاه از کار و حقوقشان از ایشان سؤال می نمودند- می فرمودند حلیّت و حرمت آن به دست خود شما است اگر به وظیفه خود رفتار کردید و شاگردان را درست تربیت نموده با دین و تقوا بارآورید کار و حقوقتان حلال است.
و همچنین از رجال ارتش و شهربانی سؤال می نمودند درباره کار و حقوقشان می فرمودند این هم بستگی دارد به اینکه شما جان و مال و ناموس مردم را حفظ کنید و از ضعیف دستگیری کنید- وظیفه خود را درست انجام بدهید-حلال است- آیت الله ارباب با آن مقام شامخ علم مجالست و مصاحبت ایشان با اشخاص در نهایت تواضع و فروتنی بود. حضرت آیت الله ارباب در مدت زندگانی اش با کمال تقوی و ورع بلکه زهد به سر برد و فرمود بحمدالله من از حقوق الهیه برای خودم چیزی خرج نکرده ام و از مختصر دارائی که داشتند امرار معاش می فرمودند بلکه خود قناعت کرده و اضافه را به دیگران می دادند و علاوه برتدریس و تعلیم و بیان احکام و جواب سؤال ها از داخل و خارج و انجام دادن وظائف دینی و عبادت و مخصوصاً تهجد به حال ضعفاء و مستمندان از طبقات مختلف رسیدگی می فرمود و احترام خاص نسبت به سادات و ذریّه پیغمبر(ص) داشت و بسیار روؤف و مهربان و حلیم و رحیم بودرو هرگز ترک اولائی هم از او صادر نمی شد و گفتار و رفتار و دیدارش هدایت کننده بود و حدود ده سال در سنوات اخیرزندگانی از بینایی محروم به مرض های دیگری هم مبتلا و با نهایت صبرو استقامت شاکر و هرگز کلمه ای که حاکی از بی صبری باشد از او دیده نشد وجودش آفتاب نیری بود در عالم که ازآن بهره مند می شدند و در روز عید غدیر1396 هجدهم ذی الحجه الحرام و پس از یکصد سال که از عمر شریفش گذشت آن آفتاب عالم تاب غروب کرده و به رحمت ایزدی پیوست و جهان اسلام بلکه عالم بشریت تاریک و قلوب مسلمین مخصوصاً شیعه جریحه دار است.
این اجمال از سرگذشت آیت الله ارباب رحمت الله علیه از اطلاعات حقیر سید محمد حسین احمدی است که افتخار درک محضر ایشان را داشته و از ضعیف ترین شاگردان آن بزرگ مرد به شمار می رود.
27 محرم الحرام 1397(ه.ق)
*******
تقدیم به دوستداران علم و دین و تقوی
به مناسبت درگذشت دانشمند و فقیه بزرگ حضرت
آیت ا…العظمی حاج آقا رحیم ارباب
دردا قرار و تاب ز صاحبدلان برفت نور و صفای چشم و دل مؤمنان برفت
از دوریش سزاست که ما ناله سر کنیم چون گوهری زدست همه رایگان برفت
آن کوکب سپهرهدایت افول کرد گوئی که نور محفل ما در میان برفت
آن آیت فضائل و تقوا و راستی دوری زما گرفت از این کاروان برفت
آن پارسای پاک نهان گشت زیر خاک اما روان روشن او برجنان برفت
آن شاهباز زهد در این خاکدان پرید بهروصول رحمت حق پرزنان برفت
آری فراق مرد خدا درد مشکلی است دردی که تاب در دل صاحبدلان برفت
( حاجی آقا رحیم) همان عالم بصیر زین غم سرا بسوی بقا شادمان برفت
رفت آنکه معنی شرف و نور علم بود گنجینه ذخیره این آستان برفت
فانیست این جهان پراز رنج و ابتلا او جانب مصاحبت قدسیان برفت
یک اربعین گذشت ز ایام رحلتش زین غم نشاط و شادی روحانیان برفت
گوید مظفری که صد افسوس زین دیار حسرت بماند و آیت صاحب زمان برفت

اولین باشید که نظر می دهید