رفتن به نوشته‌ها

همائی و فردوسی

 

شعر زیبای استاد جلال همائی درباره ی فردوسی

«جلوه‌ی عرش است این درگه کلاه از سر بِنِه

وادی طور است این جا موزه از پایت بِکن

مرقد استاد طوس است این، به خاکش جبهه سای

مدفن فردوسی است این، بر زمینش بوسه زَن

با درود و با تحیت آستان او ببوس

پس بگو کای در سخن استاد استادان فن

ای ز تو مشکین هوای شعر، چون از مشک، جِیب

ای ز تو رنگین بساط نظم، چون از گل چمن

تیغ اگر باشد سخن، باشی تواش سیمین نیام

شمع گر باشد سخن، باشی تواش زرین لگن

خود پیمبر نیستی لیکن بود شهنامه ات

آیتی مُنزَل نه کم از مُعجزِ سَلوی و مَنّ

کی بود هم چندِ یک دُر دری از نظم تو

آن چه یاقوت از بدخشان خیزد و دُرّ از عَدَن»

(جلال الدین همایی(سنا) آرامگاه فردوسی- یادنامه‌ی فردوسی)

منتشر شده در شخصیت هاشخصیت های فرهنگیشخصیت های ملیشخصیت های هنریشعر حکمت آمیزمطالب آموزنده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *