افکار جاوید محمد(ص) – فصل هفتم: صدقه و دستگيري
صدقه و دستگيري پيغمبر ضرب المثل بود، هرگز شنيده نشد كه او در جواب سائل و مستمندي (نه) گفته باشد. سخني كه در شرح صدقات و بخشندگي او از صحابه اش به آيندگان رسيده است اين بود «او از تمام بشر بخشنده تر و صدقات او بيشتر بود» و مثل اينكه اين كلمات براي نشان دادن مقام بخشندگي و جوانمردي آن حضرت كافي دانسته نشده بيان ذيل نيز اضافه گرديده است.
«نسيمهاي بخشش و صدقات جاريه فرستاده خدا كه درود و سلام بر او باد از بادها كه بر همه مردم مي وزد بيشتر بود.»
با اين صدقات و بخشندگي ها كه خود داشت صدقه به ضميمه اطاعت از خدا همان دو موضوعي بود كه بيشتر در تعليمات اسلامي به آنها اهتمام مي شد. به راستي حاصل و مفاد تمام تعليمات اسلامي در تحت اين دو عنوان در آمد «اطاعت از خدا و دستگيري از مردم» عشق بي منتهاي پيغمبر به دستگيري از بشر هم در مقام عمل شخصي و هم در مقام تعليم به ديگران محصول و نتيجه دوستي بي اندازه او به خدا بود و از اين رو در مقام تعليم تذكر داده شد كه بايد دوستي خدا اساس دستگيري از مردم و صدقات باشد. در يكي از سوره هاي نخستين قرآن گفته مي شود:
«و آنان در راه دوستي خدا خوراك خود را به يتيم و فقير و اسير مي دهند. ما تنها براي رضاي خدا به شما طعام مي دهيم و از شما توقع اجر و انتظار سپاسگزاري نداريم.»
و در سوره ديگري كه بعدها نازل شد:
«نيكوكاري آنست كه انسان به خدا و روز حساب و فرشتگان و كتاب و پيغمبران ايمان آورد و از مال خود بر خويشان و يتيمان و نيازمندان و رهگذران بيچاره و سوال كنندگان و در راه آزادي بردگان و اسيران انفاق كند.»
«و مثل كسانيكه مال خود را در راه خوشنودي خدا و تقويت فضائل نفساني خويش مي دهند مثل بستاني است در زمين بلندي كه باران درشت و پر بركت بر آن ببارد و در نتيجه دو برابر محصول بدهد و اگر هم باران بسياري به او نرسد باران كم هم كفايت باشد.»
صدقه اي كه با چنين داعي و محرك مقدس انجام گيرد باعث بركت و فزوني ثروت است:
«پس حق خويشاوند و فقير و رهگذر بيچاره را به آنها برسان. اين حق شناسي براي كساني كه خوشنودي خدا را آرزو دارند بهتر است و آنان مردمي رستگارند و آنچه شما برسم ربا به مردمان رباخوار مي دهيد تا بر مال آنها افزوده شود در نزد خدا افزايش نيابد و آنچه به عنوان صدقه و دستگيري براي خوشنودي خدا مي دهيد، صدقه دهندگانند كه اجر مضاعف مي برند.»
بركت و افزايشي كه از آثار صدقه و دستگيري است شبيه دانه ايست كه هفتصد برابر از آن مي رويد و باشد كه از هفتصد برابر هم تجاوز كند:
«مثل كساني كه دارايي خود را در راه خدا مي دهند مثل دانه ايست كه هفت خوشه از آن برويد و در هر خوشه اي صد دانه باشد و خدا براي هركه بخواهد بر اين مقدار هم بيفزايد و خدا گشايش دهنده و داناست.»
صدقه و دستگيري بايد بدون ريا و خودنمايي انجام گرفته و از همه دواعي پست و بي ارزش نظير نفع شخصي يا حتي منت نهادن و متوقع احسان بودن بر كنار باشد:
«كساني كه مال خود را در راه خدا انفاق كنند و در پي آن منتي نگذاريد و آزاري نرسانند اجر صدقات خود را از پروردگار خود دريافت خواهند كرد و ترس و اندوهي براي آنها نخواهد بود.»
«به مهرباني سخن گفتن و در مقام گذشت بودن بهتر است تا صدقه دادن و سپس آزار كردن و خدا بي نياز و بردبار است. اي بندگان با ايمان صدقات خود را با سرزنش و آزار دادن مستمندان مانند آن مردي كه مال خود را به منظور خودنمايي ميدهد و ايماني به خدا و روز حساب ندارد باطل نسازيد. مثل صدقات رياكاران چون غباريست كه بر سنگ صافي نشسته است و باران تندي بر آن بريزد و آن غبار خاك را از بين ببرد و سنگ بدون هيچ غباري برهنه بماند.»
صدقه بايد از چيزهاي خوب و مرغوب داده شود. از چيزهايي كه انسان خود به آنها علاقمند و دل بسته است:
«اي بندگان خداشناس از بهترين چيزها كه بدست آورده ايد و از آنچه ما براي شما از زمين بيرون آورده ايم بر مستمندان انفاق نماييد و حتي انفاق كردن از چيزهاي پست و بد را قصد نكنيد در صورتيكه خود با پذيرفتن آن جز با چشم پوشي از بدي و پستي امتناع مي ورزيد و بدانيد كه خدا بي نياز و شايسته ستايش است.»
تنها آن مردمي داراي فضيلت سخاوت و بخشندگي هستند كه خدا چراغ خود را درشبستان عواطف آنها برافروخته است در صورتيكه بخل و لئامت از رذائل شيطاني است:
«شيطان شما را بوسيله دورنماي فقر و تنگدستي به زشتي و بخل وادار مي كند و خدا شما را به وعده آمرزش و فضل خويش اميدوار مي سازد و خدا گشايش دهنده و داناست. حكمت و خرد را به هركس كه بخواهد ميدهد و هركس به نعمت حكمت و دانش رسيد پس در حقيقت به حد كفايت خير و سعادت به او داده شد و جز مردمان خردمند اين حقيقت را در نيابند.»
صدقه را مي توان آشكارا بصورت خيرات عمومي و ملي و يا پنهان بصورت همراهي با فقير و بيچاره انجام داد.
اگر صدقات را آشكار انجام دهيد شايسته است و اگر آن را پنهان كنيد و محرمانه به مستمندان رسانيد براي شما بهتر است و در نتيجه پاره اي از كارهاي بد شما را جبران كند و خدا به آنچه مي كنيد آگاه است.»
صدقات مسلمان منحصر به همكيشان او نيست:
«به راه آوردن آنان بر عهده تو نيست بلكه خدا آنكه را بخواهد هدايت مي كند و آنچه در مقام دستگيري ديگران مي دهيد به حساب خود داده ايد در صورتيكه شما جز براي رضاي خدا انفاق نمي كنيد و صدقات و خيرات شما همه به سوي شما باز خواهند گشت و مورد ستم قرار نخواهيد گرفت.»
صدقات بايد بيشتر به مستمنداني داده شود كه از سوال كردن امتناع دارند:«صدقات براي مستمنداني است كه در راه خدا گرفتار و بيچاره اند و از كسب روزي و تجارت بازمانده اند و چون با كمال عفت از عرض حاجت امتناع دارند، نادان آنها را دارا و بي نياز گمان مي برد آنها را از چهره و سيما مي توان بازشناسي هرگز با اصرار از كسي چيزي نمي خواهند و آنچه از نيكي انجام دهيد خدا بدان آگاه است.»
پيغمبر طرز فكر مسلمين را بكلي عوض كرد تا جايي كه مالكيت مشترك شناخته شد. مسلمان مي توانست از حق مالكيت استفاده كند و چيزي را مالك شود ليكن ديگران را در ملك او حق ثابتي بود. قرآن مقدس در وصف مردمان نيكوكار چنين مي گويد:
«آنان كمي از شب را به خواب مي روند و در سحرها از خدا آمرزش مي طلبند و در مالهاي آنها براي مستمندان سوال كننده و بيچارگان از خوشي هاي زندگي محروم حق معيني است.»
«كساني كه نمازهاي خود را پيوسته انجام مي دهند و آنانكه سائل و محروم را در ثروت آنها حق شناخته اي است.»
بنابراين نماز و صدقه بر طبق تعليمات پيغمبر از شرايط ضروري و اساس عدالت و نيكوكاري بود. حقي كه در اين مقام به عنوان صدقه و دستگيري مورد بيان قرار گرفته است از زكوه جدا است. زكوه خود يكي از فرائض اسلامي است و با ميزان معيني و شرايط مخصوصي در اختيار حكومت اسلامي قرار گرفته و در حقيقت قسمي از ماليات است. پيغمبر خود به اين مطلب تصريح مي نمايد:
«در ثروت هركس علاوه بر زكوه اسلامي حقي است.»
ثروتي را كه انسان تحصيل مي نمايد همه از آن خودش نيست و قسمتي از آن بايد در راه دستگيري به عنوان تصدق داده شود. هر قدر هم اوضاع و شرايط زندگي مسلمان نامساعد و خودش به كسادي و بي پولي گرفتار باشد در عين حال به حكم دستور صريح پيغمبر كه «صدقه دادن بر هر مسلمان واجب است»، بايد صدقات و خيراتي انجام دهد. صحابه پرسيدند كه اگر مسلمان چيزي براي صدقه دادن بدست نياورد بايد چه كند؟ پيغمبر جواب داد: «با كار كردن و رنج بردن تحصيل مال كند و سپس تصدق دهد» دوباره سوال شد اگر با كوشش هم چيزي بدست نيامد؟ چنين پاسخ داد: «بايد با مستمند پريشان همراهي نمايد» در مرتبه سوم گفتند هرگاه كمكي از او ساخته نباشد چه كند؟ فرمود:
«بايد كارهاي نيك را انجام دهد و از بديها خودداري نمايد اينست صدقه اي كه بر عهده اوست.»
صدقه در نظر پيغمبر بسيار ساده و براي همه كس عملي بود:
«هر روز بر هر استخواني از انگشتان صدقه اي واجبست. هركس ديگري را ياري كند تا بر مركبش سوار شد يا بار بر پشت حيواني بنهد صدقه اي داده است و هر كلمه شايسته اي و هر قدمي كه به سوي نماز برداشته شود خود صدقه ايست.»
«چيزي را كه باعث زحمت رهگذران است از راه دور كردن خود صدقه اي به حساب است.»
حتي با يك نفر دوست به خوشرويي ملاقات كردن صدقه شناخته شد:
«هركار نيك صدقه است و يكي از كارهاي خوب آنست كه برادرت را با قيافه باز ملاقات كني و ديگر آنكه از دلو خود در ظرف برادرت آب بريزي.»
پيغمبر مي خواست تا بشر به اين حقيقت برسد كه دستگيري از مردم و صدقه دادن يعني انسانيت و بشريت. خداشناسي را در مغز بشر جاي دادن و بشر دوستي را در جان او ريشه دار ساختن دو مشخص روحي و اخلاقي روش مذهبي بود كه پيغمبر تأسيس نمود.
سایت آئین فرزانگی

اولین باشید که نظر می دهید