رفتن به نوشته‌ها

نهرو در اجتماع ورزشگاه امجدیه

نهرو در اجتماع ورزشگاه امجدیه
بعد از ظهر روز 27 شهریور 1338 آقای نهرو به اتفاق آقای دکتر اقبال نخست وزیر ایران در ورزشگاه امجدیه حضور یافتند و در مراسمی که از طرف ورزشکاران و شهرداری تهران ترتیب داده شده بود شرکت جستند.
در این مراسم نمونه هائی از ورزش‌های باستانی ایران نمایش داده شد. از طرف ورزشکاران و از طرف شهر تهران هدایائی به آقای نهرو تقدیم گردید. آقایان مهام شهردار تهران و تیمسار سرلشگر دفتری رئیس سازمان تندرستی جوانان و تربیت بدنی ایران خطابه هائی به زبان فارسی مبنی بر خیر مقدم به آقای نهرو قرائت کردند.
آقای نهرو در پاسخ ایشان نطقی به زبان هندی ایراد کرد که به وسیله‌ی آقای گرداری لعل تیکو کارمند سفارت کبرای هند به فارسی ترجمه می‌شد.
ترجمه‌ی متن کامل این نطق نیز با هم کاری ایشان صورت گرفته است.
این متن در شماره آذر ماه 1338( شماره 137) مجله گرامی”یغما” نیز چاپ شده است.
جناب آقای شهردار! جناب آقای نخست وزیر! حضار محترم!
خیلی مناسب بود که به زبان شیرین شما برایتان سخن می‌گفتم. افسوس می‌خورم که نمی‌توانم چنین کاری بکنم. زبان زیبای شما با زبان‌های هند پیوند قدیمی دارد. چون نمی‌توانم به زبان شما صحبت کنم بهتر است به زبان هندی خودم چند کلمه‌ای برایتان بگویم تا به زبان دیگری که نه زبان شماست و نه زبان ما.
هم اکنون شما شنیدید که آقای شهردار روابط میان ایران و هند از هزاران سال پیش تا کنون بر قرار می‌باشد. تمام جهانیان این مطلب را می‌دانند و کتاب‌های تاریخ نیز این حقیقت را ضبط کرده‌اند.
در طی این هزاران سال طوفان‌های تاریخی و جنگل‌های بزرگ فرا رسیده‌اند اما نتوانستند این روابط را از میان ببرند.
آثار این روابط تا کنون در کشور ما باقیست و مخصوصاًٌ اثر زبان فارسی که در هند منزل گاه استواری برای خود به دست آورد، در زبان‌های ما بسیار نمایان است و همواره روابط قدیمی را به خاطرمان می‌آورد.
این سوابق قدیمی و تاریخی واین احساس نزدیکی که در دوران‌های گذشته میان دو کشور ما بوده است باید در خاطرمان زنده بماند. اما در عین حال باید در نظر داشته باشیم که ما اکنون در زمان گذشته زندگی نمی‌کنیم. از این جهت این سئوال پیش می‌آید که آیا چگونه می‌توان آن روابط باستانی گذشته را در مقتضیات دنیای امروز محفوظ و بر قرار داشت. و باید فکر کرد که روابط ما امروز چگونه می‌تواند باشد؟
دنیای امروز که ما در آن زندگی می‌کنیم دنیائی است عجیب و شگفت انگیز، دنیائی است پر از انقلاب‌ها و تحولات شور انگیز. من منظورم از انقلاب، انقلاب علمی است که در زمان ما و در دنیای ما روی داده است و می‌دهد. امروز ما توانسته ایم به کره‌ی ماه دست یابیم و راه آسمان‌ها را به روی خود بگشائیم.
ما باید تاریخ گذشته را به خاطر داشته باشیم، از آن درس بگیریم، از آن نیرو بگیریم، تا بتوانیم خود را برای زندگی در دنیای امروز آماده سازیم و با همکاری یک دیگر به سوی ترقی پیش برویم.
دنیای امروز دنیای علم است، دنیای فنون است. در این دنیا باید علوم و فنون را مورد استفاده قرار دهیم. کشورهای دیگر که از علوم استفاده کردند خیلی پیش رفته‌اند. هند و ایران با وجود گذشته‌هایدرخشان در دنیای علوم جدید عقب افتاده‌اند و در سوابق خود گرفتار مانده‌اند.
اکنون فرصتی به دست آمده است و ما باید از آن به خوبی استفاده کنیم. ما باید زحمت بکشیم و دنیای امروز را بفهمیم، از علوم و فنون بهره‌مند شویم. باید زحمات طاقت فرسا و ناملایمات بسیار را تحمل کنیم و بر خورد هموار سازیم تا بتوانیم مشکلات را همان را از میان بر داریم و مانند کشورهای دیگر به سوی ترقی و پیشرفت برویم و هم دوش و هم گام آن‌ها بشویم.
من از مدت‌ها پیش آرزو داشتم به ایران بیایم. اکنون پس از سالیان دراز این آرزو بر آورده شد و من از این جهت بسیار خوشحالم.
من از هند و از مردم هند برای شما و برای مردم ایران پیامی آورده‌ام. این پیام مردم هند، پیام دوستی است، پیام محبت است، پیام اتفاق و هم کاری است، پیامی است برای آن که ما دست در دست هم بگذاریم و با هم کاری یک دیگر پیش برویم.
ز وقتی که به ایران آمده‌ام همه جا با استقبال و محبت رو به رو شده‌ام. به خاطر این میهمان نوازی‌ها و مهربانی‌ها، از دولت و نخست وزیر ایران و از مردم ایران کمال تشکر را دارم. همین استقبال و میهمان نوازی در هدایای نفیسی که در این مدت به من داده شده است مخصوصاًٌ در هدیه‌یگرانبها و زیبای جناب آقای شهردار منعکس شده است که من از آن‌ها بسیار سپاس گزارم. اما آن چه از این هدایا بزرگ تر بود و در من بیش تر اثر داشت استقبال گرم مردم ایران بود که هر جا رفتم علاقه و محبت آن‌ها را از چشم‌هایشان درک کردم. هر کس با هر وسیله که داشت و تا آن جا که می‌توانستمحبت خود را به من نشان داد. به خاطر این محبت‌ها بسیار بسیار شکر گزارم.
درهند یک دوران انقلاب بر ما گذشت. جریان ح.ادث مرا به میدان سیاست کشاند. من به سیاست چندان علاقه نداشتم اما موقعیت زمان و موضوع استقلال هند مرا خواه نا خواه مانند هزاران هزار مردم دیگر به این میدان کشاند.
مردم هند هزار هزار به دور رهبری بزرگ جمع می‌شدند. مسلماًٌ شما نام این رهبر بزرگ هند را شنیده‌اید. او مردی بود آزاده، و انسانی وارسته. نه دارائی داشت و نه نیروی مادی، نه سپاهی داشت و نه قشونی، و نه وسیله‌ای داشت که مردم را زیر تسلط خود قرار دهد. اما در این مرد نیرو و خصالی بود که صدها میلیون مردم هند دور او جمع شدند و از او پیروی می‌کردند. ما به رهبری این مرد بزرگ در مقابل امپراتوری عظیم بریتانیا قیام کردیم و پیروزی را به دست آوردیم.
به این ترتیب مردم هند پنجاه سال مبارزه کردند. این پنجاه سال گذشت و در این مدت با مشکلات بزرگ مواجه می‌شدیم. ما با تسلط حکومت مقتدر انگلستان رو به رو بودیم. مع‌هذا با استفاده از وسایل مسالمت آمیز استقلال هند را به دست آوردیم. اما این پیروزی مشکلات ما را حل نکرد و پس از استقلال هند ما با جهاد بزرگ تری مواجه شدیم.
این جهاد تازه‌ی ما بر ضد هیچ کشوری نبود. این پیکار بر ضد ضعف خودمان، بر ضد ناتوانی خودمان و بر ضد فقر و عقب‌ماندگی خودمان بود.
وطن من هم مانند سایر کشورهایآسیایی عقب افتاده بود. ما ناچار می‌بایست آن را پیش برانیم و مشکلات صدها میلیون مردم هند را که مدت‌های دراز با فقر و محرومیت دست به گریبان بوده‌اند حل کنیم و سطح زندگی‌شان را بالا ببریم. ما می‌خواستیم برای مردم وطنمان زندگی آسوده و مرفهی فراهم کنیم.
جهاد ما در این راه بود و هنوز ادامه دارد. این جهاد دوم ما از پیکار اولی به مراتب دشوار تر، بزرگ تر، و دامنه‌دارتر است.
در این پیکار که بر ضد ضعف و عقب افتادگی خودمان می‌باشد ما احتیاج داریم که نیرو و قدرت خود را افزایش دهیم. ما می‌بایست با جدیت و فداکاری و اعتماد به خویش بکوشیم و تلاش کنیم، و ما اکنون سر گرم این مبارزه هستیم.
هم چنان که ما استقلالمان را خودمان به دست آورده‌ایم باید زندگی و رفاهمان را نیز با کار و همت خودمان، با اتکا به نیرو و فداکاری خودمان، و با مبارزه خودمان بسازیم.
ما کاملاً آگاهیم که باری سنگین را به دوش می‌کشیم. ما می‌دانیم که شما نیز در همین راه می‌کوشید و از این جهت خواستار دوستی و هم کاری با شما هستیم. ما خواستار دوستی و هم کاری تمام جهان هستیم. ما هیچ کشوری را دشمن خود نمی‌پنداریم. حتی اگر کشوری با ما مخالف باشد باز هم خواستار دوستی با او هستیم.
مسائل بزرگی که امروز هند با آن مواجه است مسائلی است که شاید تمامکشورهای آسیا و تمام کشورهای عقب افتاده با آن مواجه می‌باشند. اکنون ما فرصتی به دست آورده‌ایم تا عقب‌ماندگی خود را جبران کنیم. در پنجاه سال اخیر مردمکشورهای دیگر در اروپا و در آمریکا بسیار جلو رفته‌اند. ما باید خود را به آن‌ها برسانیم و برای این منظور باید به نیروی خودمان متکی باشیم.
در این راه ما هم کاری و دوستی همه‌یکشورها را می‌پذیریم و استقبال می‌کنیم اما باید مسلم بدانیم که پیشرفت ما اصولاًٌ به کار و زحمت و فداکاری خودمان بستگی دارد. مللی که به دیگران متکی می‌شوندمی‌توانند جلو بروند.
بدیهی است هر کشوری برای خود مسائل خاص دارد که باید برای آن‌ها راه حل‌های مخصوص پیدا کند. ما اعتقاد داریم که هیچ کشوری حق ندارد در امور کشورهای دیگر دخالت کند. به همین جهت من فقط درباره‌ی مسائل کشور خودم صحبت می کم هر چند که می‌دانم بسیاری از مسائل ما با سایر کشورهای عقب افتاده یکسان است و شاید راه حلهای یکسان هم داشته باشد.
مسأله‌ی بزرگی که ما در پیش داریم مسئله‌ی اقتصادی است، مسأله‌ی فراهم ساختن وسایل زندگی مردم است، مسئله‌ی تأمین رفاه و شادمانی مردم هند است. این مسأله برای ما بسیار مهم است و ما ناچاریم با تمام نیرویی که داریم به حل آن بپردازیم.
پنجاه سال پیش وقتی که من به میدان سیاست وارد شدم دنیا شکل دیگری داشت. در این مدت خیلی چیزها عوض شده است. بسیاری از کشورهای آسیا استقلال خود را به دست آورده ان. بسیاری از آرزوها که فقط صورت خواب‌های طلائی را داشت تحقق یافته است اما هنوز هم کارهای بسیار باقی است و هدف‌های بزرگ تری در پیش داریم. ما در مقابل مردم و ملت هند متعهد هستیم که با تمام نیرو و توان خود و با تمام مقدرات مادی و معنوی خود تا آن جا که می‌توانیم برای حل این مسائل بکوشیم.
در این دنیای پر انقلاب ئ دورانی کهمردممی‌کوشند به کره‌ی ماه بروند ما به همان حال عقب افتادگی مانده‌ایم و نقش تماشاگر دیگران راداریم. آیا ما می‌خواهیم فقط تماشاگر پیشرفت باشیم؟ م گمان نمی‌کنم که مردم آسیا بخواهند فقط تماشاگر بمانند. من تصور می‌کنم که مردم آسیا هم می‌خواهند در دنیای امروز شریک پیشرفت‌های دیگران باشند و پا به پای دیگران پیش بروند. برای این منظور باید زحمت کشید و فداکاری کرد. این کار، هم به نفع ما و هم به نفع تمام دنیاست.
اکنون وقت استراحت و آرامش نیست. امیدم آن است که مردم آسیا وقت خود را به بطالت نخواهند گذراند بلکه با جدیت و با کمال کوشش به کار خواهند پرداخت.
علوم جدید کلیدی است برای حل مشکلات ممالک عقب افتاده. ما باید این علوم را بیاموزیم و به کار بندیم و از این راه با تمام نیروی خود برای رفاه و خوشبختی مردم، برای بالا بردن سطح زندگی مردم و برای رفع مشکلات اقتصادی مردم بکوشیم تا در دنیای امروز دوشادوش دیگران پیش برویم.
برای ما لازم است که به علوم و فنون جدید دست یابیم تا بتوانیم مشکلات خود را از میان بر داریم.
ما کشورهایآسیایی برای حل این مسائل بزرگ و برای پیشرفت و ترقی، خود با دشواری‌های گوناگون رو به رو هستیم و به همین جهت است که ما دوستی شما، محبت شما و هم کاری شما را درخواست داریم و در مقابل دوستی خود، محبت خود و هم کاری خود را به شما تقدیم می‌داریم.
اکنون بار دیگر از مهربانی‌های شما صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم.

منتشر شده در مقالات

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *