رفتن به نوشته‌ها

مجموعه رادیویی “مرزهای دانش”

 

 

“مجموعه رادیویی “مرزهای دانش”

  • محل نگهداری اثر: آرشیو مرکزی صدا و سیما
  • تاریخ ثبت در فهرست ملی حافظه جهانی: ۱۳۹۷

 

توضیحات: 

مجموعه رادیویی “مرزهای دانش” در سال ۱۳۳۸ در رادیو ایران با سرپرستی محیط طباطبایی شکل گرفت. این مسئولیت برای استاد محیط طباطبایی یعنی تا یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تداوم داشت. وی در این برنامه از استادان و دانشمندان و پژوهشگران دعوت می کرد که درباره موضوعی ویژه سخنرانی کنند. سخنرانی های مورد نظر، در سراسر ایران، با زبانی ساده، روان و شیرین پخش می شد. دقت نظر محیط طباطبایی در انتخاب موضوع گفتارها آشکار بود.

تعداد گفتارهایی که خود او در برنامه مرزهای دانش ایراد کرد بیش از ۴۵۰ مورد بود. عباس زریاب خویی و نوش ­آفرین انصاری از جمله پژوهشگران این برنامه بودند. موضوعات این مجموعه عبارتند از : روابط تاریخی ایران و چین، مثنوی، موش و گربه عبید زاکانی، فرهنگ و عصر تیموری، تربیت معلم، مرثیه سرایی از انواع سخن پارسی، زبان فارسی در مدارس ترکیه، نوروز، تمدن شرق و غرب، علم شیمی، جلوه های شعر فارسی، بیستون، بهداشت روانی کودک و………

این برنامه نقش مهمی در ترویج علم در بین همه طبقات و اقشار مردم داشت.

دکتر اسدالله بیژن

استاد دانشگاه

تربیت ملی
هر سیستم تربیت مطابق یک رشته افکاری است که عمداً یا به طور غیرعمد درجامعه وجود دارد و در آن جامعه قاعدتاً سلسله مراتبی موجود است. جامعه هائی که مبتنی برسلسله مراتب طبقاتی باشند برای هر طبقه نوع مخصوص تعلیم و تربیتی دارند که مطابق احتیاج آن طبقه است.

درهنگامی که اختلافات طبقاتی بین افراد جامعه شناخته نشود- درعین این که استعدادهای ویژه افراد یک جورنیست همه افراد جامعه درمقابل قانون حق تساوی فرصت دارند. آن وقت سیستم تربیت ملی دارای انواع مختلف مدارس خواهد بود تا با استفاده از تساوی فرصت برای استعدادهای ویژه افراد مختلف جامعه فرصت پیشرفت و پرورش متناسب فراهم باشد. سیستم تربیت ملی اولی برای ارضاء پایه اجتماعی و ارثی طبقه ایست و سیستم تربیت ملی دوم برای پرورش استعدادهای فطری مختلف وموجود میان مردم است.

به عبارت دیگر می توان گفت سیستم‌ تربیتی یك ملت همانند آئینه ایست که افکار سیاسی و سازمان اجتماعی زمان خود را منعکس می سازد. سیستم تعلیماتی که شالوده آن روی افکار ثابت و متوقف و کهنه گذارده شده باشد نتیجه‌اش حفظ و ادامه جامعه متوقف و غیرمترقی خواهد بود که به زبان علمی آنرا استاتیک می نامند.
 سبك دیگر آموزش که بنای آن روی تحقیق و آزمایش باشد نتیجه‌اش پیدایش تدریجی یك جامعه مترقی است . درزبان علمی جامعه مترقی را دینامیک می گویند . جامعه غیرمترقی و کهنه پرست‌جای نشو و نمای طبقه‌ اریستوکراسی است . منظور از اریستوکراسی طبقه‌ایست که بناحق برای خود امتیاز قائل باشند.
 جامعه متحرك یا مترقی زائیده عقیده مساوات میان آدمیان است و آدمیان را به فعالیت های مفید و میل به آزادی تحریك می کند . بجاست که بپرسیم:
آیا تا چه میزان ممکن است یك تربیت دینامیک درسازمان اجتماعی و اخلاق‌ ملی تأثیر کند؟
این بسته‌ به میزان توسعه آن نوع تربیت در میان مردم است . و میزان توسعهٔ آن نیز بستگی به مهارت مسئولان امر دراجرای امور تربیتی دارد.
  هر گاه اختیار تربیت صرفاً به دلخواه افراد و فرقه‌ها واگذار شود کمیت و کیفیت نتیجه نا مشخص و اتفاقی و در برخی اوقات یک طرفی است.
 دخالت دولت در سازمان و توسعه تربیت ملی ، در مقام خود انقلابی به شمار می رود که همانند انقلاب صنعتی درعالم اقتصاد و انقلاب بزرگ فرانسه درعالم سیاست می باشد درواقع دخالت دولت ها درتربیت ازهمان انقلاب صنعتی وانقلاب فرانسه سرچشمه می گیرد.
 امروزه ریشه تربیت ملی ملل مختلف جهان هنوزکاملا یکسان نیست چون هر یک براثر عواملی به مرورزمان سیستمی مخصوص به خود بوجود آورده است.
تاریخ و جغرافیا و مسائل اقتصادی هر ملت سهم بسزائی در پیدایش تدریجی سیستم موجود آن دارد.  در آمریکا که دوره استقلال ملی آن هنوز (1339 شمسی) به دویست سال نرسیده و کم تر از دویست سال پیش مستعمرهٔ انگلستان بود اوائل برای حفظ استقلال نویافته خویش تربیتی به وجود آورد که اساس آن برخود مختاری ایالت ها و حفظ دموکراسی و استقلال بنا نهاده شده. آمریکائی ها معتقدند که تنها افراد ملتی می توانند استقلال خود را حفظ و حراست نمایند که دارای روش صحیح تربیتی بوده و به حقوق خود آشنا باشند. کلیه افراد می بایستی بتوانند در انتخابات محلی و ملی و ملی شرکت کنند و برای این امر مجهز شوند و انجام این وظیفه ملی را بیمهٔ بقاء آزادی نویافته و دوام حکومت دموکراسی می دانستند.
همچنین تعلیم و تربیت را لازمه حیات وحق طبیعی افراد می شمردند تا جائی که امروز تعلیمات دبستانی و دبیرستانی و حتی دانشگاهی در دسترس هر فرد آمریکائی است.
 هر مادر آمریکائی باورداد که ممکن است روزی فرزند او رئیس جمهوری آمریکا بشود.  در نتیجه سیستم تربیت ملی در آمریکا – امروزه در پنجاه ایالات خود مختار ـ پنجاه سیستم کم و بیش مختلف وجود دارد که مطابق ذوق و اقتصاد و درآمد مردم آن ایالت است.
پنجاه سیستم فرهنگی مذکور هر کدام درحقیقت آزمایشگاه تربیتی وسیعی است که دائم در جرح و تعدیل است.
رضاشاه سه شاهکار نمود که هریک از آنها به نوبهٔ خود دور اندیشانه بود و پایه تربیت ملی ماشده است.
اول فرستادن سالانه نخبه جوانان ایران بکشورهای غربی برای کسب علوم و هنرهای جدید..
دوم پایه گذاری دانشگاه تهران که یکی از برجسته ترین کارها بود زیرا که کانونی برای تمرکز دانشها و دانشمندان کشور گردید وسالیانه صدها فارغ التحصیل در رشته‌های مختلف علوم بیرون داده است.
سوم اعلام آزادی زنان ایران در هفده دی بود که شاید مهم ترین گام های اصلاحی رضاشاه به شمار می رود.
 وظیفه امروز فرهنگ ملی ما توجه بیشتر پرورش زنان و مادران آینده است . هر گاه دستگاه فرهنگی کشوربدون هیچ تظاهر توجهی همگانی نسبت بتربیت مادران آینده کشور ما به کار برد هزینه و زحمت تعلیمات ابتدائی کشور نصف خواهد گردید.
مادران تربیت شده فرزندان آماده به آموزشگاه ها تحویل خواهند داد،
مادران تربیت دیده کانون خانه‌ را به بهشتی دراین جهان تبدیل خواهند نمود و از اتلاف میلیون ها تومان ارز در سال برای خرید تجملات زائد کاسته خواهد شد.
به قول آقای دکتر نفیسی که درمراسم روزمادر گفته:
«بایدازفرصت مناسبی که به دست ما افتاده و جاده همواری که در پیش ماست استفاده کنیم و در این تلاش و کوشش تکیه گاه ما برمردان و زنان کافی و کاردیده و با اراده و نیزومند است و این مادرانند که چنین فرزندان نیرومندی برای اجتماع ما فراهم کنند »
 دراین جا باید متذکر شد:
که مسئول درجه اول و تربیت معلم است. معلم باید اول مجهز و بعد مرفه باشد. بدون این دوشرط نتیجه صفر خواهد بود.
امروز (سال 1339 شمسی) مدارس ابتدائی ما درتمام کشور در حدود چهل هزار آموزگار دارند که فقط هشت هزار از آنها برای کارشان آماده شده‌اند. با این وضع محصول تعلیمات ابتدائی چه خواهد بود ؟
تا ده سال دیگر نفوس کشور به سی میلیون بالغ خواهد شد و تنها احتیاج به هشتاد هزار آموزگار خواهیم داشت . این نیز در صورتی خواهد بود که کلاس های دبستان پنجاه نفری باشد بدیهی است که با تمهیدهای متناسب بازمان گذشته مشکلات امروز را نمی توان حل نمود.
 بودجه فرهنگ چهل سال پیش (یعنی سال 1300 شمسی) در حدود چهارصد هزار تومان درسال بود و بودجه امور وزارت فرهنگ در حدود هفتصد میلیون تومان درسال است. باوجود این محال است چنین بودجه‌ای درجهان امروز نتواند پاسخ احتیاجات فرهنگی کشور ما را بدهد و جا دارد که بزرگ ترین قلم بودجه کشور همواره متوجه فرهنگ شود.
فرهنگ باید طوری مجهز و عام‌المنفعه مهیا گردد که همهٔ افراد ملت به‌ تناسب استعداد و لیاقت و تمایل روحی خود ازآن بتوانند استفاده کنند و هیچ فردی از پیشگاه آن نومید و سرزده وارد اجتماع نشود.
یك قسمت ازامراض روحی که منجر به خود کشی جوانان می شود نتیجه یأسی است که ازپیشرفت خود دراثر نارسائی دستگاه های فرهنگی پیدا می کنند.
 تا کنون( سال 1339 شمس) نشنینده‌ایم جوانی درآمریکا به علت عدم سازش با مدرسه ای خود کشی کند . این امرممکن است دراروپا مکرر اتفاق بیفتد ولی در آمریکا هر گاه جوانی نتوانست در دانشگاه‌ای توفیق یابد راه برای پیشرفت او بسیار است و در دانشکده های دیگرممکن است موفقیت بیشتری تحصیل نماید. نه مقررات طوری خشك و جامد است که تغییر رشته غیرمیسر باشد و نه دانشکده‌ها چنان سخت گیرند که انعطاف ناپذیر باشند.
وقتی که جوانی برای رفع مشکلی نزد استاد یا رئیس دانشکده‌ای می رود اولین پرسش میزبان اینست که :
« چه می توانم برای شماانجام دهم »  هیچ فرد آمریکائی واقعاً هیچ چیز را غیر ممکن نمی شمارد.
یکی از شاهکارهای دیگر انقلابی رضاشاه که در اساس تربیت ملی مؤثر است قانون وحدت لباس بود.  پیش ازآن جامه و کلاە هر کس نشانه ثابت طبقه و فرقه او بود. این اختلاف صوری نماینده اختلاف فکر وعقیده وحد همت اشخاص بود . پس ازوحدت لباس همه کس به لباس معمول دنیای متمدن درآمد در اندیشه و همت آنان نیز انقلابی روی داد.  نتیجه این انقلاب تاریخی این بود که فرزند سبزی فروش و فرزند وزیر می توانستند بدون احساس تغییر وضع خارجی روی نیمکت مدرسه پهلوی یکدیگر بنشینند و دانش های جدید را فرا گیرند و رقابت و همچشمی کنند.
 چه بسا استعدادهای شگرف علمی که در فرزندان نانوا وحلاج و کاسب وجود داشت که تشنهٔ علم بودند چنانکه زمین های بایر ایران نقشه آبیاری است.
نیروی انسانی مرد ایرانی دریائی بود که بدین سان تا حدی درنروریده شد و امروز صدها مهندس و دانشمند و دکتر ایرانی درایران و کشورهای دیگر موجب افتخار ملت ما گردیده‌اند.
 چهل سال پیش (در سال 1300) ملت ما همچنان که جامعه‌های گوناگون مردم تهران نشان می داد متحد نبود. وطن هر کس ده او بود . ولی امروز ما در پناه جامعهٔ ملی واحد پیوسته شده‌ایم. هرعضو این جامعه ملی شایسته احراز حیثیت است. اکنون تربیت ملی بعهدهٔ کفایت معلمان کشور است که پرورش حیثیت فردی را میسرسازند.
 حکومت متکی به اصل تساوی است زیرا هزینه تربیت عموم را فراهم کرده است.
  معنی حق انتخاب کردن وانتخاب شدن نیزمؤید این اصل تساوی است. ولی تساوی مدنی در ناحیه تربیت دارای این مفهوم نیست که تمام افراد ملزم به فرا گرفتن یك نوع واحد تربیت باشند.  معنی آن این ست که بهر فرد در جامعه فرصت مساوی داده که ذوق و استعداد خود را بپروراند و هر گاه ما اذعان کنیم که استعدادها و ذوق ها یکسان نیست نتیجه این می شود که اصل تساوی فرصت برای افراد مختلف میسر است که روش های مختلف تعلیم متناسب بااستعدادهای مختلف موجود باشد.
بنابراین تساوی فرصت که به وسیله روش های گوناگون به دست آید عبارت از روش های ادبی ـ علمی ـ فنی و هنری است که درخور قابلیت های مختلف است واین باید اساس تربیت ملی باشد . ازاین روی یك سیستم تربیت ملی که برآن قاعده استوارباشد پدیدآورنده جامعه ملی خوشبختی خواهد بود. لوله کش به حرفه خود راضی و در حال رشد بوده و پزشك به پیشه خود راضی و ذوق خود را متناسب با رشته خود می داند و قس علیهذا.
تربیت ملی درواقع هموار کننده واقعی تفاوت ها میان مردم است، افراد جامعه را سهیم درفرهنگ پر مایه و همگانی می کند ولی هریك از اعضاء جامعه را از راه مخصوص به خود به آن به خزانه فرهنگ عمومی رهبری می نماید.
 تربیت ملی باید هم آهنگ با اقتصاد و صنایع مملكت باشد و دائم خود را تعدیل كند.
آمریكائی ها تربیت ملی را سرچشمه تمام پیشرفت های صنعتی و اقتصادی می دانند و آنرا داروی هر درد اجتماعی می شمارند ، تربیت رایگان و همگانی را لازمه آماده ساختن انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان و تضمین بقاء دموكراسی شناخته‌اند.
  نوعاً آموزشگاه های یك كشور به شرط این كه برنامه مترقی و مربیان مجهز و مرفه داشته باشند خود وسیله‌ای تدریجی برای هموار كردن اختلاف ها میان مردم یك كشور است. هدف آن ایجاد هم آهنگی از حیث سبك فكر و رسوم و عادات ایدآل های مطلوب است.
در كشور ما دبستان ها و دبیرستان ها و دانشکده ها بیش از هرعامل دیگر در هموار كردن اختلاف های لهجه‌ای، آداب محلی، تعصب های فرقه‌ای، حتی صورت ظاهر جامعه پوشیدن و آرایش و آرزوها اثر داشته است .

 ملت ما رفته رفته به یك سبك ایده آل همگانی نزدیك می شود. در دبستان ها و دبیرستان ها و دانشکده های ما دانشجویان ارمنی، یهودی، کلدانی و زردشتی، دارا و ندار، یکسان استفاده می کنند و با هم روی یك نیمکت درس می خوانند و با یکدیگر در تیم های فوتبال و بسکتبال بازی می کنند و با هم جلو می روند . در مقام مقایسه با سال های 1330 و 1335 شمسی، این پیشرفت به سوی وحدت ملی شگرف می نماید و مـُژده می دهد که به مدارج عالی تر نزدیك شده‌ایم.

درست است که همه ساختمان های آموزشگاه ها ایده آل نیست و همه وسیله‌های قرن بیستم در همه جا هنوز فراهم نشده است ولی شمارهٔ دبستان ها ـ دبیرستان ها و دانشگاه های نوبنیاد سال به سال افزوده شده است. امروز اگر پسر یك جگر کی پزشك می شود ، روستازاده‌ای وزیز می شود و سراج زاده‌ای کار شناس الکترونیك می گردد نه موجب شگفتي است و نه غیرمعمول . هر گاه جسته گریخته افرادی نارضایتی نشان می دهند و یا ناسازگاری هائی نمایان می شود روی همر فته غیر عادی نباید دانست. درشماره‌های بسیار نفوس ا کثریت ملاک قضاوت است.

سابقه کلی تمدن کشور ما رو به جلواست و امروز هیچ کس قدرت متوقف کردن این جنبش به سوی پیشرفت را ندارد.

  همچنان که بذر کوچکی بر اثر باد بهاری سنگ بزرگی را می شکافد و بیرون می آید. ایده‌ها واستعدادهای نهفته نیزرفته رفته بروز می کنند . امروز به سرعتی که فرد درمدرسه با محیط وسیع تر آشنامی شود و به حقایق طبیعت و حقوق طبیعی و قانونی خود آشنا می گردد همانند بذری در شکاف سنگ رشد کرده و محیط خود رادگرگون میکند. آداب تازه و همگانی و جهانی می‌آموزد. پیش از سخن می‌اندیشد به کسانی که قابل احترام تشخیص دهد احترام می‌گذارد و همچنین انتظاراحترام ازدیگران را درد . شغل خوب و درآمد خوب می‌جوید و برای وصول به آن با کمک دانش و مدرسه خود را آماده می‌کند . همسر تحصیل کرده می‌خواهد، خانه آراسته آرزو دارد، به وسیله رادیو و تلویزیون و کتاب ها و مجلات با جهان ارتباط پیدا می‌کند، در انجمن محلی خود شرکت می‌جوید ورفته رفته نامزد نمایندگی محلی یاملی می‌شود، با همشهریان و همفکران برای مبارزه با فساد و عوامل گسست همدستی می‌کند. این است هدف تربیت ملی واین است نتیجه مثبت تربیت ملی.

تصمیم مهم اخیر (سال 1339 شمسی) شورایعالی فرهنگ در پیدایش شوراهای محلی فرهنگ به منظور دادن کار فرهنگ خود مردم به مردم نیز گامی انقلابی تواند بود.

نخست این که فرهنگ در هر محل رنگ محیط اقتصادی و جغرافیائی مناسب خود را خواهد گرفت.

دوم و اصل مهم تر این که چون سکنه کشور سال به سال افزوده می‌شود و در صورت عملی ساختن قانون تعلیمات عمومی حق هر کس باید اداء شود.

سوم چون هزینه کارگاه های هنری و لوازم آزمایشگاهی و ساختن مدارس به نسبت افزایش سکنه از توانائی بودجه دولت خارج است بنابر ناچار شرکت مردم درتأمین هزینه فرهنگی محل خودشان هم ازنظر بودجه و هم ازلحاظ ایده‌های تازه ضروریست.

رفته رفته چون امر تربیت فرزندان خود مردم درمیان است واکتشاف استعدادهای مختلف نهفته در کودکان وسیله پیشرفت هر جامعه و تولید ثروت خواهد بود. چه بسا هزینه‌های مسلم غیر مهم که از طرف افراد و جامعه ها از راه های بی نتیجه دیگر باز گرفته و نثار تربیت فرزندان و رونق فرهنگ محل خواهد  گردید .

در این جا لازم است نکات مهم را بدین ترتیب برای توجه اولیای امور خاطر نشان نمایم. نکته اول اینکه همانطور که مکرر گفته شد هیئت امنای شوراهای محلی فرهنگ آینده سازان این مرز و بوم بوده و مسئولیت بسیار خطیری به عهده دارند.

حال آنکه چنین وظیفه ای را در یک برنامه بسیار وسیع نیازمند توجه به تمام افراد موفق انجام وظایف خود آشنا هستند . لازم است اعضای انجمن های محلی فرهنگ با تشکیل جلسات مرتب و منظم در دانشسرای عالی و یا موسسات فرهنگی دیگر، برای بهبود وضع فرهنگی اقدام نمایند.

هیئت های امنای محلی باید با میزان این که هر کس بتواند در انجمن محلی شرکت نموده و در تصمیمات محلی شرکت کنند. با این که هر یک از اعضای انجمن محلی نسبت به برنامه های فرهنگی و اجتماعی منطقه خود آشنایی کامل داشته باشند.

بنابراین چگونه میسر خواهد بود که اعضای شوراهای محلی، برنامه های فرهنگی مملکت را در سطح ملی پیش بینی و تنظیم نمایند. در حالی که برای اجرای این امر بایستی تمامی امکانات و نیروهای محلی را در جهت پیشرفت امور فرهنگی به کار برد.

این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که در شرایط کنونی مبارزه با بی سوادی و آموزش بزرگسالان و همچنین توجه به آموزش پیش دبستانی و مهد کودک ها می باید در برنامه های فرهنگی منظور گردد. مبادا گروهی از افراد در این مبارزه مقدس ملی و میهنی از قافله عقب بمانند .

 همان طور که مکرر گفته شد هیئت امنای شوراهای محلی فرهنگ آینده سازان این مرز و بوم بوده و مسئولیت بسیار خطیری به عهده دارند. حال آنکه چنین وظیفه ای را در یک برنامه بسیار وسیع نیازمند توجه به تمام افراد موفق انجام وظایف خود آشنا هستند. لازم است اعضای انجمن های محلی فرهنگ با تشکیل جلسات مرتب و منظم برای بهبود وضع فرهنگی اقدام نمایند.

**********

هدفهای تربیت ملی

برای نیل به هدفهای تربیت ملی لازم است از همه مردم اظهار عقیده خواست و باید میزگردهای مکرر تشکیل داد و نتیجه گرفت.

 علاوه بر آن چون زمان متغیر است وعلم وصنعت دائماً در تکامل میباشند وازطرفی مسائل ملی نیز پیوسته توسعه وتنوع است بنابراین تعیین هدفهای تربیت ملی هرچند یکبارضروری است .اینك هدفهای تربیت ملی را آنطور که بنظر اینجانب میرسد باطلاع هم میهنان میرساند :

۱- هدفهای فردی

آشنائی بحقایق علوم طبیعی

احاطه به زبان وادبیات ملی

جغرافیا وتاریخ ایران

سلامتی بدن

طرزاستفاده ازساعات فراغت

تربیت شغلی

تاحدی احاطه بامورمکانیکی و رانندگی و نجاری و سیم کشی آشنائی به موسیقی و نقاشی و هنرهای زیبا

آشنائی به آداب زندگی کسب عادت های ضروری مانند :

خودداری

انصاف

پایداری

سنجیده سخن گفتن

 حس مدارا نسبت به دیگران

وفای به عهد یاپیمان داری

نشاط

بهجوئی

ابتکار

احتیاط به اندازه

۲- هدفهای اجتماعی

آشنائی به حقوق مدنی

آشنائی کامل به قانون اساسی ایران

تربیت برای همکاری درامورمحله و شهر

زندگی خانوادگی

آشنائی با سازمان محل و شهر

۳- هدفهای ملی

تاریخ ایران و جغرافیای طبیعی ـ اقتصادی و سیاسی ایران و جهان

آشنائی صحیح باسازمان حکومت مر کزی وانتخابات ملی حفظ نیروهای طبیعی کشور

آشنائی باسازمان های دولتی ـ ملی و اجتماعی کشور

میهن پرستی

۴- هدفهای بین‌المللی

آشنائی بامنشورملی متحد سازمان ملل متحد و خدمات آن

 ۵- آشنائی بابرخی فعالیتهای جسمی و روحی

راندن اتومبیل

ماشین نویسی

خوانا نویسی

بانشاط سنخنگوئی

آواز و تصنيف

سیمکشی

کمی نجاری وآهنگری و لوله کشی

کمی خیاطی

تربیت ملی یك هدفی است که هر فردی باید به سوی آن متوجه باشد و در عین حال این هدف محدود ملی نباید ما را از درك فیض تربیت جهانی محروم دارد که آن تربیت بشر را هرروز بیش ازپیش به یکدیگر مربوط می سازد .

 









منتشر شده در خاطرهداستانشخصیت هاشخصیت های علمیشخصیت های فرهنگیمطالب آموزنده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *