احمد جلالي
بهانه اين عرض ادب به استاد دکتر مهدي محقق، بزرگداشتي است که اخيرا با عنوان شبِ دکتر محقق برگزار شد.
بزرگداشتِ استادي برجسته و سخت کوش و جامع در قلمرو زبان و ادب فارسي و فرهنگ و معارف اسلامي؛ دانشمندي که تنها يکي از خدمات او اهتمامِ دراز مدت در بزرگ داشتنِ عالمان و احياي مآثر آنان و تقويم و تثبيت آبرومندانه اين سنت و سيره نيکو بوده است، با پشتکار و صبوري، به رغم همه مشکلات و آفتهاي گفتني و نگفتني.
در مناسبت هاي مربوط، هم رديفان و دوست داران و شاگردان بلافصل استاد از ابعاد فضائل و صلاحيت ها و زندگينامه علمي و وجوه خدمات و زحمات ايشان گفته و نوشته اند، اما اگر بناي بر اداي دين باشد، اين سلسله پيچان و دراز، همچنان ادامه خواهد داشت.و چنين مي شايد و مي بايد. زيرا چنانکه فرهيخته بزرگوار، بهاء الدين خرمشاهي روايت کرد، ارسال فقط يک نامه به استادان و دوستداران استاد محقق جهت ارسال مقاله براي «محقق نامه» کافي بود که بيش از هشتاد مقاله ی ارزنده و برجسته فراهم آيد. «محقق نامه» فقط يک عنوان نيست که مدخلي است براي بسياري «نامه» هاي خواندني و ستودني. علاقه منداني هم که توفيق شاگرديِ مستقيم اين عالم معلِم را نداشتهاند، از رهگذر مطالعه آثار پرشمار او يا در سايه نهادها و طرح هاي فرهنگي و علمي فراوان که به همت بلند او بنيان گرفته يا سرپرستي شده مرهون ايشانند. مرتبه اي که به قول استاد احمد مهدوي دامغاني دستاورد بيش از سي سال تلمذ در محضر بزرگان علم و ادب اعم از حوزوي و دانشگاهي و حاصل بيش از شصت سال تحصيل و تعليم و تتبع و تحقيق ايشان در پديد آوردن آثار ارجمندي است که برخي از آن از مراجع معتبر معاصر در ادب به شمار ميرود. طيف پرتو افشانيهاي معرفتي و خدمات و آثار اين معلِم ارجمند چندان وسيع و رنگارنگ و مواج است که وصف دامنه صِرفِ موضوعات آن،نه تنها از ظرفيت اين مجال که از حوزه ورودِ بنده نيز خارج است.
اما مي خواهم نزدِ خوانندگان جوان بر اين نکته تاکيد کنم که استاد محقق علاوه بر آثار مکتوب يا تعاليمشان در حوزههاي فلسفه و کلام و ادب و ادبيات و علوم و معارف اسلامي و ادوار تحول آن و شاگرداني که در اين ابواب تربيت کرده اند، از نظر جامعيت، در شمار شخصيت هائي هستند که مي توانند دست علاقه مندان را بگيرند و پا به پا از بسياري از کوچه ها و خيابانهاي تاريخ تکوين و تدوين و تقويم ميراث علمي و فرهنگي و تمدني مان بگذرانند. و چه بسا که برگذر هاي اين پهنه وسيع و تو بر تو بايستند و از احوال خالقان اين ميراث و حاصلِ اوقاتشان بگويند و نشان دهند که اين سلسله، با همه افت و خيزهايش، چگونه تا به امروز پيوسته مانده است.
نفسِ حضورِ چنين نسلي از دانشمندان جامع الاطراف،که از سنت علمي و آموزشي اين ديار برآمده اند و دلبسته دانش و فرهنگ اين مرز و بوماند،گوياي چگونگي اين ماندگاري و پيوستگي است.
رجالي که بشود در محضرشان نشست و به سند تا اندازه زيادي متصل بل معتعن،سلسله اتصال شاخه هاي گرانقدري از معرفت در تمدنمان را باز شناخت، از امروز تا اعماق قرون و اعصار و تا محضر اوتاد و ستون هاي اين خيمه مدنيت، همراه با رد يابي سنت هاي علمي که اين زاد و ولدها در درون آن پديد آمده است. آشنائي به اين زنجيره علم و فرهنگ، ما را از بيراهه رفتن، از تازه به دوران رسيدگي و لافِ گزاف در باب آنچه به فرهنگ و مدنيت ما مربوط مي شود دور مي کند. اين اتصال، اطمينان آور و دلگرم کننده است.
بي جهت نيست که در بسياري از موارد که قرار باشد کار به کاردان سپرده شود، وقتي مي خواهيم جمعي فراهم آوريم تا در معرفي يا تجليل از بزرگان تاريخ فرهنگ و تمدن ايران و اسلام، يا احياي ميراث آنان، يا پي ريزي ساز و کاري براي اقدامي سنجيده در اين زمينه ها راهي و ساماني پيشنهاد کنند، يکي از اولين نام هائي که مطرح ميشود دکتر مهدي محقق است. حضور و تاييد امثال ايشان قوت قلبي است براي جمع و اطميناني بر استحکام کار.
در اين ميدان، دکتر محقق نشان داده است که امساکِ علمي نيست. پيشکسوتي و مرتبت والاي علمي و تقدم سني اش او را نه تنها به بيحوصلگي نکشانده بلکه از او سرمشقي ساخته است براي دانش پژوهان جوان، معلمي صبور و سرزنده و پا به رکاب،با گنجينه اي از امثال و حکم و خاطرات و نکته هاي نغز و حکمت هاي نظري و عملي که محضر او را پر حلاوت و طراوت مي کند. و هم پر نشاط و بي تکلف.محضر او همواره کلاس درس است و کلاس درسش محضري شيرين. به هر بهانهاي که در حضورشان باشيم گوئي در کلاس نشستهايم. شبکه وسيع و متنوع دانشوران ايراني و غير ايراني که دکتر محقق در سال هاي عمر با آنان نشست و برخاست يا همکاري و مراوده علمي يا موانست اجتماعي داشته است خود نشانه گويائي است بر شيفتگي او به درس و بحث و تحقيق. حضور و سخن و نام ايشان در محافل علمي و فرهنگي در داخل و در خارج،همواره اسباب آبروي علمي و فرهنگي براي کشور ما بوده و هست.
کارداني، اعتبار علمي و حسن سلوک اين توفيق را به او داده است که، گاهي با کم ترين امکانات، به ايجاد نهادهاي موثري در خدمت به علم و ادب و فرهنگ اين مملکت اقدام کند. کم نبوده است مواقعي که درِ امکانات محدود هم بسته شده اما او باز هم با ايستادگي پنجره اي ديگر گشوده است. اگر از اين راه نشد، از آن راه انجمن ترويج ادب و فرهنگ ساخته است. اما در اهتمامِ هميشگي استاد به تدريس و دلبستگي او به اين آب و خاک و فرهنگ و مواريث معنوي آن، دوست فرزانه، دکتر معصومي همداني، در نوشته خود اشاره کرده است که استاد محقق حتي در روزهاي جنگ تحميلي که هر كسي پناهگاهي در بيرون تهران ميجست، چگونه به خواست جويندگان دانش پاسخ داد، در اوضاع و احوالي که گاه صداي درس و بحث او در صداي هواپيماهاي عراقي گم ميشد. و چگونه او در اين سال هاي دراز از ناسپاسي هايي كه نتيجه گردش روزگار است نرنجيد و از ناملايمات رو ترش نكرد،در حالي که اگر مي خواست گوشه عافيتي بطلبد و حتي رخت به سرزميني آرام تر بكشدهمه بهانه هاي معمول فراهم بود؛ مقتضي موجود و مانع مفقود.
شبِ محقق به همت ستودني سردبير محترم مجله بخارا، آقاي دهباشي – که خدمات و سخت کوشي او شناخته شده است – و با همکاري چند نهاد محترم فرهنگي، برگزار شد. چه خوب که اين شب با حضور عيني استاد محقِق محقَق شد چنانکه استاد سيد عبدالله انوار در مراسم آن شب گفت: «. . . در اين مجلس ما هر چه سخن هست، سخن از آقاي محقق است که بالاصاله در اين مجلس مقيماند و هر که خواهد وجود رابطي و اسنادي با اين مجلس پيدا کند، بايد با مقومً عليه آن پيدا کند؛ يعني جناب محقق». و چه خوب که محل برگزاري شب محقق را باغ موقوفات دکتر محمود افشار و گنجينه ی پژوهشي ايرج افشار در ساختمان کانون زبان فارسي قرار دادند تا آن مراسم با طنينِ نام و شميمِ يادِ استاد فقيد ايرج افشار هم مزين شود. نامي که ياد آور شوق و اخلاص و بي ريائي و فروتني علمي و ايران دوستي و بي حاشيه گي در خدمت هاي ماندگار به اين مملکت است. اسوه اي عزيز براي خادمان تاريخ اين فرهنگ و ادب و تمدن که اکنون آمده اند يا در آينده خواهند آمد. معلم چند نسل از فرزانگان ايران و اساتيد امروزِ ما.و چه خوب که شبِ محقق با حضور همسرِ دانشمند ايشان، سرکار خانم دکتر نوش آفرين انصاري، برگزار شد که به قول استاد کامران فاني با اينکه از ساحت متفاوتي مي آمد به عالم زندگي مشترکِ پر ثمري با استادِ برآمده از شرقِ شرق در آمد.با صميميتي دلپذير. وقتي در جلسه بزرگداشت مرحوم حاج شيخ عبدالله نوراني ايشان را زيارت کردم پرسيدم: خانم دکتر، ايام را به چه ميگذرانيد؟ گفت: به استاد داري.
دانش وسيع، گستره حوزه معاشرت هاي علمي و خاطرات برجاي مانده، حافظه درخشان و روزآمد، سرعت انتقال مطالب، خوي ملايم و طلبگي، حاضر جوابي و حاضر الذهني، همه در هم تنيده اند تا از دکتر محقق استاد خوش محضري بسازند که عبوسي و سردي را ميراند. حتي در معاشرت با مردمان عادي نيز چنين است. گرم و آرامش بخش. همين اواخر خاطره جالبي از ايشان شنيدم. بگذاريد بگويم: اگر خوانندگان به ياد بياورند، پارسال چرخهاي يک هواپيما که از شيراز ميآمد براي فرود در تهران باز نشد. داستان از اين قرار است که خلبان در نزديکي مقصد مشکل را اعلام ميکند. اضطراب و ترس و فرياد استغاثه فضا را فرا ميگيرد.دکتر محقق و خانم دکتر انصاري هم در رديف هاي آخر همان هواپيما هستند. خانمهاي مهماندار هم که ميبايد به بقيه آرامش بدهند حسابي ترسيده اند. و چون استاد را شناختهاند گرد به ايشان پناه ميبرند که چه کنيم؟ چه ميشود؟ استاد با قاطعيت و آرامش اطمينان ميدهد که هيچ اتفاقي نمي افتد و همه سالم به زمين خواهيم نشست.چنان مطمئن و موثر که همه شان آرام ميشوند و به بقيه مسافران ميرسند. خوشبختانه چنين مي شود و هواپيماي بدون چرخ به سلامت فرود مي آيد و البته ايمان مهمانداران به استاد صد چندان ميشود. آنچه به دادِ آن الغوث کنان رسيده است در واقع حاضر الذهني استاد در بهيادآوردن حکمت برگرفته ازيک داستان تاريخي است و تطبيق دادن آن با احوال آن لحظه. به اين معني که منطقا از دو حال خارج نيست: يا هواپيما سقوط مي کند که در آن صورت کسي باقي نمي ماند که يقه ايشان را براي پيشگوئي نادرست بگيرد، و يا به سلامت مي نشيند که در آن صورت برد با پيشگوست که توانسته از ذخائر حکمت عملي خود بهره بگيرد و خدمتي بکند براي آرام کردن فضا و روحيه دادن به تيمي که مي بايد در هرصورت مسافران را دريابند.
نمي شود از دکتر محقق گفت و از حکيم ناصر خسرو ياد نکرد چرا که در محضر خوشِ ايشان، انتظار طرحِ حکمتي از اين حکيم طبيعي بل مورد انتظار است. دوستداران و شاگرداني که با نيکو محضري استاد خو کرده اند،حتي مي توانند زبان حال خود در شکايت از عالمان عبوس محضر رانيز در شعر ناصرخسرو بيابند:
تو با هوش و راي از نکو محضران چون همي برنگيري نکو محضري را
با عرض احترام، و دعا براي سلامتي و طول عمر و ادامه برکات و افاضات استاد. شماره 25554
codex26x


اولین باشید که نظر می دهید