دكتر منوچهر دانشگر(1395-1298)
از جناب آقای دکتر منوچهر دانشگر متخصص عالی رتبه چشم پزشکی، دانش آموخته دبیرستان صارمیه به مناسبت هشتادمين سال تأسیسن دبيرستان صارميه اصفهان دعوت شد تا در جمع معلمان و دانش آموزان سخنرانی کنند.
ایشان در ساعت 6 بعدازظهر آخرین پنجشنبه بهمن ماه 1380 سخنرانی آموزنده ای داشتند.چندی بعد از ایشان تقاضا شد تا خلاصهٔ سخنرانی خود را قلمی کنند تا بهعنوان یادگار باقی بماند. ایشان با لطف ویژهای نامهٔ زیر را ارسال فرمودند که مطالعه میفرمائید:
به نام خدا جناب آقای عباس دهکردی مرقومهٔ شریف زیارت و مایهٔ تشکر گردید – خط و متن زیبای جناب عالی واقعاً شایستهٔ تمجید و ستایش است. علاوه بر نامه، ارسال مجلهٔ «فرآیند ۱۱» نیز مایهٔ سپاسگزاری مضاعف گردید، خصوصاً آنکه مجله با سبکی متین و زیبا و حاوی مطالب و خاطرات ارزشمند دورههای گذشته و بیوگرافی بزرگان علم و ادب تدوین و چاپ شده بود.
***********
درود ميفرستيم براي دبيران ارجمندي كه در طول 80 سال در اين مدرسه خدمت كردند. آنان براي سربلندي ايران و ايرانيان در اين مدرسع تلاش كردند، الان بسياري از آنان در ميان ما نيستند، ولي به طور حتم خاطرات، زحمات و مددكاري هاي آنها در امر آموزش جوانانِ اين خطه هميشه و هميشه در قلب و روحِ مردم حقشناس اصفهان باقي خواهد ماند.
بنده تشكر ميكنم از جناب آقاي سید رحیم مدنیان مدير كل و جناب آقاي محمد جعفركريمي رئیس دبیرستان كه اين مجلس را برپا كردند، براي اينكه برپايي اين گونه محافل براي احترام به درس، احترام به دانش و فرهنگ مملكت و احترام به كساني است كه سرمايههاي علمي اين مملكت را ميسازند و پرورش ميدهند.
ميدانيم بزرگترين سرمايه هر جامعه همانطوري كه آقاي استاندار و ساير آقايان فرمودند سرمايههاي علمي است. سرمايههاي مادي ممكن است روزي باشد و روزي نباشد. ممكن است در اثر حوادثي از بين برود و اين فقط انديشمندان و متفكران جامعه ميباشندكه دوباره با نيروي همت و پشتكار و انديشه و تفكر نقاط ضعف را دوباره برطرف ميسازند و جاهاي خالي را پر ميكنند و يك جامعه سرافراز و مقتدر به وجود ميآورند.
بنابراين اهميت نيروي عملي شايد اولويت دارد بر نيروي مادي، اگر چه هر دو لازم و ملزم هستند، و لذا بايد سرمايههاي علمي و معنوي را تقويت نمود.
به هر صورت ما در تاريخ موارد زيادي را داشتهايم، ديدهايم و خواندهايم كه ملتها در چه وضعي به درجه سقوط رسيدهاند، و دوباره انديشمندان جامعه را نجات و حركت دادهاند و جامعه سرافرازي را بوجود آوردهاند.
من در اينجا چند خاطره كوچكي را ذكر ميكنم كه نموداري از بزرگي، سعه صدر دبيراني بوده است كه در دوران تحصيل بنده يعني حدود 70 سال پيش در اين جا خدمت كردهاند.
درست 70 سال پيش بنده با چند نفر از همسالان خود، كه تازه تصديق ششم ابتدايي را گرفته بوديم سرافراز و مغرور به خيال اينكه قله اورست را فتح كردهايم وارد دبيرستان شديم.
در آن زمان دبيرستان صارميه همانطوري كه آقاي عين اليقين فرمودند در باغ مصفاي ستاره صبح بود، وقتي از درِ مجلل و بزرگ مدرسه وارد شديم، اين فضاي وسيع و مصفايي كه باغ نياصرم از وسط آن ميگذشت، براي ما احساسانگيز بود، ما تصور ميكرديم كه يك موفقيت ممتازي را كسب كردهايم در وجود خود عظمتي را احساس ميكرديم.
در آن موقع رياست مدرسه با حاج آقا حسامالدين دولتآبادي بود و معاونت مدرسه را شادروان عبدالرحيم دولتآبادي برعهده داشتند، وي مردي بود بسيار جدي كه در كار درس و اخلاق بچهها كاملاً رسيدگي ميكرد.
دبيراني كه در اين دبيرستان تدريس ميكردند و هميشه از برترين دبيران بودند مرحوم رضوان داورپناه، حسين عريضي و همچنين احمد آرام بودند.
آقايان، حضار محترم، چون اهل علم و ادب و دانشمند هستيد همواره با نام احمد آرام آشنايي داريد. احمد آرام كه معلم ما بود و چند سال هم مديريت دبيرستان به عهده ايشان بود، نموداري از علم و تقوي و فضيلت و دانش بود و در عين حال مردي بسيار فروتن و مهربان و خوش برخورد بود.
ايشان هم فرانسه و هم فيزيك تدريس ميكردند يك روز كه درس فرانسه داشتيم، وارد كلاس شدند، و پشت ميز خود قرار گرفتند. اتفاقاً يك نقشه تاريخ طبيعي در ديوار كلاس آويزان بود، كه روي آن قطعاتي از اعضا و احشاء انسان رسم شده بود و زيرنويسي هم در آنجا مختصري بيولوژي نوشته شده بود،
قاي آرام چند نفر از دانشآموزان را صدا زدند و يكي يكي از آنها درباره نقشه سؤال كردند كه از اين نقشه چه ميدانيد؟
دانشآموزان تقريباً اطلاعات ناقصي داشتند و بعضي هم هيچ اطلاعي نداشتند.
روي خود را به شاگردان كردند، خطاب به هم گفتند:
عزيزانِ من، شما چهار ماه است كه در اين كلاس وارد ميشويد و خارج ميشويد، فرصت هاي مناسبي داشتيد، قبل از آمدن دبيران بعد از رفتن دبيران، چطور همت نكرديد اين نقشه را بخوانيد، بخاطر بسپاريد، هم براي امتحان شما مفيد بود و هم براي اطلاعات عمومي كه به دانش شما افزوده ميشد.
سپس افراد بچهها نشستند،
سپس گفتند:
امروز درس زبان فرانسه شما، قطعهاي است از «ژان ژاك روسو» نويسنده معروف فرانسه كه در آن جملهاي دارد كه مردم را به دو دسته تقسيم ميكند:
يك دسته آنهايي هستند كه به عنوان رهگذر ساده «وازوآر» هستند از برابر همه مسائل بدون فكر و انديشه و بدون تعمق ميگذرند.
يك دسته آنهايي هستند كه به عنوان «ابزوار» ميباشند، همه مسائل را با دقت و تعميق مينگرند، فكر ميكنند، دقت ميكنند و از آن استفاده ميكنند.
سعي كنيد، عزيزان من، سعي كنيد شما جزء دسته دوم باشيد، و تنها رهگذر نباشيد.
حضار محترم اين صدا، باور كنيد پس از 60 سال هنوز در گوش من طنينانداز است و من چه استفادههاي زيادي از آن كردهام، من آرزو دارم جوانان مملكت ما اين پيام و اين ندا را بشنوند و در مقابل همه مسائل چه درسي، چه اجتماعي، چه جغرافيايي از نوع دوم يعني «ابزروآر» باشيد. ومسائل را با تعمق تأمل و دقت بررسي كنيد و بخاطر بسپاريد.
اين بود نمونهاي از روزگار گذشته و سعه صدر، دانش و فضيلت دبيران آن موقع، و بنده مطمئن هستم كه دبيران كنوني هم، رهرو همان آقايان هستند وميدانم حداكثر استفاده را دانشآموزان از محضرشان خواهند كرد. و بخصوص مسائل تكنولوژي روز هم به ياري آموزش و پرورش شتافته و لذا اطمينان دارم، همه آقايان در سطح بالاتري افاضه خواهند كرد و جوانان مملكت بهره بيشتري از وجودشان خواهند برد.


اولین باشید که نظر می دهید