بازگشت به خرمشهر، تدریس و شرکت در طرح آموزشی ایران
دوران سربازی من در اوائل آبان ماه 1353 در سنقرکلیائی به پایان رسید و برای ادامه خدمت خود را به آموزش و پرورش خرمشهر معرفی کردم.
**********
فعالیت در آزمایشگاه دبیرستان بایندر
آقای علی مقدس زود تر از من به خرمشهر رسیده بود و خانه ای را برای هر دو اجاره کرده بود. دوباره باهم زندگی مشترک پیدا کردیم.
برنامه بیشتر کلاس ها بسته شده بود. لذا ساعاتی به تدریس فیزیک پرداختم و ساعاتی هم به کار در آزمایشگاه و سر و سامان دادن آزمایشگاه دبیرستان بایندر مشغول شدم. البته در آبادان هم با هم کلاس می رفتیم که منبع درآمد مناسبی برای هردو بود.
کار در آزمایشگاه فرصت بسیار خوبی بود که من در سوار کردن دستگاه ها و آماده کردن وسائل آزمایشگاه و به کارگرفتن وسائل مهارت پیدا کردم. آزمایشگاه دبیرستان بایندر را سر و سامان دادم و بسیاری از دستگاه ها را بازسازی و به کار انداختم. که برای آینده من و فعالیت من در اصفهان در مرکز تحقیقات معلمان اصفهان که ذکر آن خواهد آمد فوق العاده مؤثر بود.
از دبیران و دانش آموزان دعوت می کردم تا در آزمایشگاه قوانین فیزیک را همراه با اجرای آزمایش یاد بگیرند که مورد استقبال قرار می گرفت.
*************
اتفاق مبارک
و اما اتفاق میمون و مبارک دیگری این بود که در همان اوائل آبان ماه سال 1353در یکی از روزها در دبیرستان دخترانه ایراندخت خرمشهر تدریس داشتم، در جمع دبیران در زنگ تفریح صحبت از بخشنامه ای بود که از طرف وزارت آموزش و پرورش از دبیران واجد شرایط جهت شرکت در یک طرح آموزشی دعوت شده بود.
من از رئیس دبیرستان درباره بخشنامه مذکور سراغ گرفتم. گفت: کسی از همکاران این واحد آموزشی، داوطلب شرکت در برنامه مورد درخواست بخشنامه مذکور نیود، شاید در سایر دبیرستان ها بتوانید آن بخشنامه را پیگیری کنید.
من فردای آن روز در دبیرستان دیگر بخشنامه را پیدا کردم و آمادگی خود را جهت شرکت در طرح اعلام کردم.
باری بخشنامه درباره طرح آموزشی ایران بود و از دبیرانی که میانسال باشند ، علاقه مند به تحول در آموزش باشند، زبان انگلیسی بدانند و دارای شرایط ویژه ای باشند، همچون انتقاد پذیری و منتقد بودن و راضی نبودن به شرایط کنونی آموزش و پرورش، دعوت کرده بود که ضمن تکمیل پرسشنامه ای آمادگی خود راجهت همکاری با طرح آموزش ایران، اعلام نمایند. اما از شرایط آن دانستن زبان و موفقیت در آزمون زبان بود.
من پس از تکمیل پرسشنامه و ارسال آن به اداره، دوباره کتاب های زبان را در کنار دست خود قرار دادم و همه روزه سرگرم یادگیری زبان بودم.
ضمن تدریس در دبیرستان ها و فعالیت در آزمایشگاه، از مطالعه زبان انگلیسی هم غافل نبودم.
دعوت برای شرکت در آزمون زبان
در روز سه شنبه سی ام اردی بهشت سال 54 از من و یک نفر دیگر _ آقای غلامرضا رضوانی دبیر محترم شیمی خرمشهر – دعوت شده بود که جهت شرکت در امتحان زبان، در دانشسرای راهنمایی اهواز حاضر شویم.
وقتی وارد دانشسرای اهواز شدیم جمعیت زیادی محوطه دانشسرای راهنمائی اهواز را پُرکرده بودند. آقای رضوانی پیشنهاد کرد: برگردیم. زیرا معلوم نیست در بین این جمعیت زیاد که همه در مناطق استان خوزستان در زبان مهارت بیشتری دارند، موفق شویم. در بین این جمعیت، دبیر زبان دیده می شود و اگر هم دبیر زبان نیستند به دلیل این که سالیان دراز در این منطقه نفت خیز که خارجی ها مخصوصاً کارشناسان انگلیسی زندگی کرده اند، افراد معمولی هم انگلیسی می دانند چه رسد به تحصیلکرده ها!!
پس از کمی گفت و گو قرار شد به عنوان یک تجربه در آزمون شرکت کنیم.
برگزاری جلسه آزمون زبان
روش امتحان بسیار جالب، سریع و آموزنده بود.
400 نفر شرکت کرده بودند و من با خود می گفتم چگونه می توانند از این همه داوطلب امتحان زبان بگیرند؟
جلسه اول
در دو سالن سؤالات زبان را که متن آن، درک و فهم و تستی بود توزیع کردند. 40 سؤال به صورت تست 4 جوابی، در 40 دقیه پس از این مرحله، مدیریت برگزاری آزمون زبان، گروهی را مأمور کرده بود که با آمادگی و برنامه ریزی قبلی، اوراق را در حد اقل زمان تصحیح و نام 100 نفر را به عنوان قبول شدگان مرحله اول، بر تابلو اعلانات نصب کردند و از بلند گو اعلام کردند. کسانی که نامشان اعلام نشده در این مرحله موفق نشده اند و اگر اعتراض دارند می توانند فردا مراجعه کنند و ورقه خود را ببینند.
جلسه دوم
از قبول شدگان مرحله اول خواستند برای شرکت در مرحله دوم وارد سالن شوند.
این آزمون از اولی مشکل تر بود دوباره 40 سؤال در 40 دقیقه!
دوباره در حداقل زمان نام 30 نفر را که قبول شده بودند، اعلام کردند. و از بقیه خواستند که می توانند.فردا مراجعه کنند و ورقه خود را ببینند.
جلسه سوم
تا این جا به ساعت 10 صبح نزدیک می شدیم. اعلام کردند 10 نفر در یک کلاس بزرگ وارد شدیم قبلاً جای ما مشخص بود ما در کنار یکدیگر پُشت میز نشستیم.
در رو به روی ما پنج نفر در پُشت میز در جای بلند تری نشسته بودند، بر ما مسلط بودند و به خوبی حرکات ما را زیر نظر داشتند.
از ما خوستند هر یک حداکثر در 5 دقیقه مهم ترین مشکلات آموزش و پرورش را توضیح دهیم.
دوستان هریک به مشکلاتی اشاره کردند از قبیل: مشکل مدیریت، مشکل ساختمان مدرسه، مشکل معلم، مشکل نبود مشاور برای دانش آموزان مسئله دار، مشکل کتاب های درسی، نبود مدرسه به اندازه کافی و………عده ای هم می گفتند مشکل چندانی نداریم، اگر هم مشکلی به وجود آید با درایت رهبر انقلاب، – شاهنشاه آریامهر- قابل حل است.
بدین ترتیب، جلسه سوم هم پایان یافت.
جلسه چهارم
در جلسه چهارم عین همان جلسه تشکیل شد و این با از ما خواستند که همان مشکلات قبلی را به زبان انگلیسی بیان کنیم.
در پایان اعلام کردند نتیجه نهایی را به اداره آموزش و پرورش محل خدمت اعلام می کنیم. ساعت 2 بعد از ظهر بود که خسته و کوفته از دانشسرا خارج شدیم.
بعد از مدتی دانستیم در این دو جلسه آخر 5 نفری که در مقابل ما نشسته بودند، هر یک روی یک جنبه از شخصیت ما تمرکز می کرد.
آیا داوطلب منطقی صحبت می کند؟ و آیا مشکل آموزش و پرورش را به خوبی شناخته است؟
آیا داوطلب می تواند به خوبی و آرامی، منظور خود را تفهیم کند ؟ آیا تسلط کافی در بیان مطالب دارد؟ روان و شیوا صحبت می کند؟
آیا قیافه و سَر و وضع ظاهری، لباس و کفش داو طلب و نحوه بیان و استفاده مناسب از دست و سر او رضایت بخش است.
آیا می تواند در مجامع عمومی و احتملاً خارج از کشور نماینده خوبی برای کشور ما باشد؟ و………..باری در دو ماه بعد، نام قبولشدگان نهایی را به ادارات محل خدمت اعلام کردند.
دریافت خبر موفقیت در آزمون های طرح
من در حالی که در تابستان همان سال در دانشسرای عالی تهران، دوره آموزش ضمن خدمت می دیدم، یکی از همکاران خبر داد که در آزمون نهایی قبول شده ام.
خودم را به میدان کندی کوچه شبنم، دفتر آموزش ضمن خدمت رساندم. خانمی بدون اینکه با او آشنا باشم نام مرا صدا کرد. گفتم مرا از کجا می شناسید؟ گفت از روی عکسی که در فرم خود، در سال گذشته پُر کرده بودید، عکس شما را می دیدم و منتظر شما بودم! وی خبر داد که در مهر ماه به جای رفتن به خرمشهر در این در تهران، با طرح آموزشی ایران آشنا می شوید.
در اول مهر ماه سال 54 اداره آموزش و پرورش خرمشهر به من ابلاغ کرد که در تهران در کلاس های ویژه طرح آموزشی ایران شرکت نمایم.
بدین ترتیب وارد مرحله جدیدی از زندگی خود شدم.
زبان انگلیسی که در سنقر کلیایی می خواندم، و سختی هایی که تحمل کردم، نتیجه داد و از مهر 1354 ، در طرح آموزشی ایران فعالیت می کردم.
در این سال با افکار و اندیشه های جدیدی در آموزش و پرورش آشنا شدم. زیرا طرح آموزشی ایران با همکاری یونسکو و بانک جهانی پیشنهاد شده بود. شرح و تفصیل بیشتر درباره این طرح در صفحات بعد خواهد آمد.
***************
اما چرا پس از انقلاب 57 با طرح آموزشی ایران مخالفت کردیم؟
بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان امور طرح های آموزشی می دانند طرح آموزشی ایران در سال های اولیه دهه پنجاه، برای پایان دادن به مشکلات آموزش و پرورش با سرمایه گذاری مادی و معنوی بسیار زیاد آماده شد. یکسال نیز در بعضی از استان ها در بعضی از واحد های آموزشی اجرا گردید و نقاط ضعف آن مشخص گردید و می رفت که در سراسر کشور به اجرا درآید که شیپور انقلاب نواخته شد، شور و هیجان توأم با احساساتِ فوق العاده که فرصت فکر کردن و اندیشیدن را از عموم گرفته بود و احساسات و وعده ها و چشم انداز زیبایی که آن دوران از انقلاب ترسیم می شد، به خیال آن که طرحی بهتر و کامل تر و جامع تر جای آن را خواهد گرفت، آن را متوقف ساختند و به دلیل مشارکت یونسکو در این طرح و دست اندرکاران وزارت آموزش و پرورش آن روز، که به نظرشان طاغوتی بودند، پرونده ی آن مختومه اعلام شد.
امکانات و وسائل و ساختمان هائی که برای اجراء طرح آماده شده بود، به منظور تعدیل وسائل و امکانات آموزشی این جا و آن جا پراکنده شد و دانش آموزان از بهره گیری مثبت و سازنده، از آن امکانات فراوان محروم شدند.
اکنون که تا حدود زیادی آن احساسات فروکِش کرده است، می توان یک بار با دقت و تأمل و رعایت عدل، انصاف و صداقت و به دور از تعصب و یکسو نگری و خشکی در عقیده – که همواره مانع رشد علمی و فرهنگی بوده است– طرح آموزشی ایران را مورد مطالعه قرار داد.
این طرح که بر اساس اطلاعات و آمار دقیق و موازین علمی و با همکاری یونسکو و دانشوران متخصص و صاحب نام آموزش و پرورش برنامه ریزی و برای اجرا آماده شده بود. متوقف شد.
برای اجرای این طرح، چند سال قبل از بهره برداری، تعدادی از صاحب نظران آموزش و پرورش استان های مختلف را در تهران دعوت کردند و با تشکیل کلاس های متعدد در زمینه ی طرح های آموزشی و بحث و تبادل نظر و اعزام گروهی از معلمان علاقه مند، باتجربه و برجسته به کشور های پیشرفته جهت مطالعه و بررسی روش های آموزش و باز گشت ایشان و تبادل نظر در مورد یافته های هریک و نتیجه گیری، مقدمات اجرای طرح فراهم شد.
در اولین قدم تمام مشکلات موجود در آموزش و پرورش را اعم از مدیریت کلاس، روش تدریس ، نقاط ضعف کتاب های درسی ، روش ارزشیابی از دانش آموزان، مدیریت مدارس از منابع گوناگون، از واحد های آموزشی شمال تهران گرفته تا مدارس روستاهای استان های حاشیه ی کشور جمع آوری و طبقه بندی کردند.
هدف اصلی این طرح بیشتر، ایجاد تحول اساسی در روش های اجرائی در سیستم آموزش و پرورش و نیز روش اداره و آموزش دروس در واحد های آموزشی در تمام دوره های تحصیلی بود. یکی از نقاط ضعف شناخته شده روش تدریس معلمان در دوره های آموزشی بود که مواد درسی به صورت معلم محوری و به روش حافظه ای تدریس می شد و دانش آموز را برای قبولی در کنکور آماده می کردند ونه برای زندگی!
در گام اول، با برنامه ریزی دقیق از چند استان، تعدادی از رؤسای دانشسرای راهنمائی آن روز را که در امر آموزش خُبره و دارای آگاهی و اطلاع که دارای ضوابط ویژه ای برای اجرای این تحول بزرگ بودند، انتخاب کردند.
در گام دوم برای این افراد این با این که به طور نسبی اطلاعات کافی از مشکلات و راه حل های مربوطه آموزش و سابقه ی تدریس در رشته های مختلف بخصوص در رشته ی علوم داشتند، در داخل و خارج کشور دوره هایی را برگزار کردند و طرح آموزشی ایران را مورد بررسی همه جانبه قرار دادند.
در گام سوم از هر استان تعدادی از معلمان و دبیران علاقه مند به نوآوری در امور آموزشی، از رشته های مختلف درسی را انتخاب کردند که چگونگی انتخاب و اجرای آزمون ورودی زبان انگلیسی و مصاحبه در صفحات قبل بیان شد.
این گروه به مدت سه ماه در تهران در کلاس های زبان انگلیسی و جلسات کار آموزی در چند مرحله با طرح آشنا کردند. صبح ها در کلاس زبان و بعد از ظهرها در جلسات توجیهی که به وسیله کارشناسان فرهنگی ایرانی و خارجی تشکیل می شد، شرکت می کردند.
کلاس های مفیدی بود زیرا در جلسات بعد از ظهر استادان برجسته ایرانی و خارجی یافته ها و خلاصه تجربیات خود را بیان می کردند و در عین حال هدف طرح آموزشی ایران که با دید و نگرش عمیق به دنبال تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش بود را توضیح می دادند. در کلاسهای بعد از ظهر جمعی از کارشناسان یونسکو ( که گروهی از برگزیدگان آموزش و پرورش جهان مسائل آموزش و پرورش را در سطح کلان تجزیه و تحلیل و راه های حل مشکلات را ارائه می دهند) برای ما سخنرانی میکردند و ضمن آن مسائل آموزشی و پرورش ایران و سایر کشورهای جهان را بررسی و به تجزیه و تحلیل راه حلها اشاره میکردند، بعضی از کلاسها به زبان انگلیسی اداره میشد و بعضی به زبان فارسی؛ در این کلاسها گاهی از شخصیتهای فرهنگی ایران هم دعوت میکردند که نظر خودشان را درباره فرهنگ و آموزش و پرورش ایران بیان کنند که در این میان از راهنماییها و تجربیات آقای سید الاسلام هم استفاده میکردیم.
پس از این دوره سه ماهه گروه را برای دوره ی سه ماهه ی مطالعاتی به کشورهای: ایتالیا، آمریکا، انگلستان و استرالیا اعزام کردند.
پس از بازگشت، در تهران در جلسات و اجتماعات گوناگون با حضور متخصصین آموزشی از استادان دانشگاه و کارشناسان یونسکو تمام قسمت ها و زوایای مختلف طرح آموزشی ایران را یک بار دیگر بررسی و به سؤالات و اشکالات احتمالی پاسخ دادند.
در سال تحصیلی ۵۴ – ۵۳ در چند مرکز استان و در چند مدرسه به طور آزمایشی طرح را اجرا کردند.
خلاصه ای از طرح مذکور را از ابتداء تا متوقف شدن در زیر مطالعه می فرمائید.
فشرده ای از طرح آموزشی ایران
اما این جانب که قرار بود به عنوان دبیر گروه فیزیک انجام وظیفه کنم، همانگونه که در صفحات قبل اشاره شد، در دبیرستان های شهرستان خرمشهر به تدریس فیزیک اشتغال داشتم که بخشنامه مربوط به طرح آموزشی ایران را دیدم. بخشنامه از طرف معاون پژوهشی وزارت آموزش و پرورش (دفتر طرحها و بررسیها) صادر شده و در آن از دبیران علاقهمند به شرکت در طرح آموزشی ایران در خواست کردهاند در صورت داشتن شرایط، پرسشنامهای را تکمیل و به وسیله اداره آموزش و پرورش محل خدمت خود به تهران ارسال نمایند.
شرکت کننده گان باید کم تر از چهل سال و شرایط زیر را داشته باشد:
الف: علاقهمند به تحول در آموزش و پرورش
ب: آشنایی به زبان انگلیسی و قبولی در امتحان مربوطه.
ج: آمادگی برای آموزش و اجرای طرح در هر نقطهای که آموزش و پرورش صلاح بداند.
د: توانایی در بیان نارساییهای آموزشی و داشتن روحیه قبول افکار نوین در زمینه آموزش و پرورش.
هـ: دارای روحیه انتقاد پذیری و تسلیم در برابر اندیشههای نو در آموزش و اجرای آن و… و نظیر اینها.
و : قبولی برگزاری امتحان زبان و مصاحبه
در خرداد ماه سال بعد از کسانی که پرسشنامه را تکمیل کرده بودند و شرایط لازم را داشتند دعوت کردند تا امتحان شرکت کنند
اما روش امتحان همانگونه که اشاره شد، بسیار ساده، کم هزینه و آموزنده بود. گروهی از کارشناسان ورزیده جهت اجرا امتحان اعزام شده بودند و کار خود را به خوبی انجام دادند که به همین دلیل روش ایشان را در صفحات قبل ذکر شد.
عجیب است که تنها کسانی پذیرفته میشدند که به طور صحیح و روشن نقاط ضعف و عیبهای اساسی را با شجاعت و بدون پروا بر میشمردند و کسانی که به تعریف و تمجید میپرداختند و یا از پاسخ دادن صحیح طفره میرفتند، رد میشدند.
در تعطیلات تابستان سال 1354 اسامی قبول شدگان در طرح را به اداره آموزش و پرورش ارسال نمودند. در اوایل مهرماه ۱۳۵۴ در خرمشهر بودم که نامه شماره ۳۶۶۴۶/(۱۳۵۴/۶/۳۱) اداره کل آموزش و پرورش خوزستان را دریافت کردم.
در این نامه نوشته بود بنا به پیشنهاد معاونت طرحها و بررسیها در جهت اجرای دستور شماره ۲۲۵۳/(۱۳۵۴⁄۶/۱۸) فوری به تهران حرکت کنید که در صبح روز هفتم مهر ماه جهت شرکت در کلاسهای توجیهی طرح آموزشی ایران و کلاسهای زبان در محل دفتر آموزش ضمن خدمت حضور داشته باشید. مأموریت شما از تاریخ ۷/۷/۱۳۵۴ به مدت سه ماه خواهد بود.
در تاریخ فوق خود را به ساختمان آموزش ضمن خدمت رساندم و برای اولین بار با همکاران محترم که از اصفهان آمده بودند آشنا شدم. آقایان: رضا سید الاسلام، مرحوم تیمور غیاثی نژاد، مرحوم منوچهر یار احمدیان، شهپر مستوفی صدری، حسینعلی اصلانی، احمد مهربد، عنایت الله حقانی فر، محمد حبیبیان، مرتضی مشتاقی و … .
بعدها فهمیدم آقای رضا سید الاسلام و چند نفر دیگر از سراسر کشور انتخاب شده بودند و قبل از ما دورههای لازم را در داخل و خارج کشور طی کرده بودند و اکنون به عنوان راهنمایان ما انجام وظیفه میکنند.
شرکت در کلاس زبان
صبحها برای تقویت زبان در کلاسهای زبان انگلیسی ( در انجمن ایران و انگلیس) و بعد از ظهرها در کلاسهای توجیهی مربوط به طرح آموزشی ایران شرکت میکردیم.
در کلاس زبان در انجمن ایران و انگلیس تهران، استاد زبان ما که انگلیسی بود، پس از چند جلسه تدریس اعلام کرد که برای چند جلسه پایانی این کلاس شرکت کنندگان، باید به مدت 10 تا 15 دقیقه با مطرح کردن مسائل آموزشی کلاس را اداره کنند.
بیان روش تدریس در مدارس حوزه
من هم یکی از کسانی بودم که آمادگی خود را برای اداره کلاس اعلام کردم. در آخرین جلسه، نوبت به من رسید که درباره نظام آموزشی در مدارس حوزه های اسلامی – روش طلبگی – صحبت کردم و گفتم:
1 – در این مدارس نام دانش آموز طلبه است که معنای آن جوینده و کسی است که به طور دائم به دنبال افزودن اطلاعات و کسب معلومات است.
2 – در این نظام آموزشی طلبه آزادانه معلم خود را انتخاب می کند.
3 – در نظام طلبگی طلبه های سال دوم به طلبه های سال اول تدریس می کنند.
4 – هر طلبه ای از یکسو از معلم فراتر از خود فرا می گیرد و طلبه فرو تر از خود آموزش می دهد.
5 – هر طلبه ای، یک یا دو طلبه به عنوان هم مباحثه دارد. یعنی آن چه طلبه ها، از یک معلم فرا می گیرند، در فرصت مناسب و قبل از تشکیل جلسه بعدی، با هم تجزیه و تحلیل می کنند. یکی درنقش معلم و دیگری در نقش طلبه آنچه فرا گرفته اند را دوره می کنند و سپس جای خود را عوض می کنند آنکه طلبه بود درنقش معلم و آن که معلم بود در نقش طلبه درس ها را مورد بحث و تجزی و تحلیل قرار می دهند.
6 – طلاب علوم دینی، در زمان یادگیری و یاددهی معمولاً دایره وار روی زمین می نشینند و هر طلبه ای می تواند به استاد خود اشکال وارد کند.
7 – زندگی طلاب بسیار ساده و زاهدانه است و مردم و نه دولت هزینه طلاب زا به عنوان وجوه شرعی اداره می کنند.
و……………………….
من در حال توضیح بودم که زنگ کلاس به صدا درآمد. استاد بلند شد و گفت بقیه مطالب که برای من خیلی تازگی دارد در یک جلسه دیگر ادامه می دهیم. عجیب بود که تنها کسی که از مطالب من یادداشت برداری می کرد فقط خود استاد ما بود. که مرا مورد تشویق قرار داد و البته جلسه دیگری هم تشکیل نشد!!

اولین باشید که نظر می دهید