نظامی
تحصیل دانش و هنر و اتکاء بهنفس – کمگفتن و راستگوئی – نیکی و عدالت
و احسان – خدمت بهخلق – بلندهمتی و کار و کوشش – خوشگذرانی و شادمانی
*******
ایتا
-
برنامه دو برابری رشد مالیتبلیغات
ویژه بانوان شاغل
-
پیام های ذخیره شدهپنجشنبه
سنّتها، عادات و آداب و سجایای ملی و یا اندیشه و تفکر و احساس گروهی از مردم نشأت میگیرد که چون دار…
-
اصفهان خبر۰۴:۳۵ بعدازظهر
صدای زنگ کاروانهای جاده ابریشم در این روستا شنیده میشود
️در شمال شرقی اصفهان، بر بلندای تپها…1711 -
اخبار فوری و مهم۰۴:۳۳ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش: تنگه مقدس هرمز یکی از لازمههای خاتمه جنگ است؛ با همه توان حفظش میکنیم
سرلشکر…42557 -
آموزشگاه نامی|مکالمه عربی۰۴:۳۰ بعدازظهر
استیکر
100 -
اخبار اصفهان۰۴:۲۷ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش خطاب به ترامپ: غلط میکنی میگویی تنگه هرمز برای آمریکاست اخبار لحظه ای و مهم را…3985 -
پیشکسوتان مهاجر۰۴:۱۷ بعدازظهر
شیروانی مهندس: امضا شد
102 -
اصفهان آنلاین۰۴:۱۳ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش خطاب به رئیس جمهور آمریکا: غلط میکنی میگویی تنگه هرمز برای آمریکاست
سرلشکر حا…28052 -
دس
دوستان و علاقه مندان آیة الله زندکرمانی(قدس سره)۰۳:۴۵ بعدازظهر
Saeed:
War report77 mohammadi 245405 part1.mp3, گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ – شماره 77 – بخش اول (تشریح راهبرد جدید ایران و مقاومت) مهدی محمدی – 24…741 -
استاد محمد شجاعی۰۱:۳۰ بعدازظهر
مهارت مبارزه با غم ۱۶۵ – @ostad_shojae, کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۱۶۵
این قسمت: «استغفار»، اعتراف به حضور غیبه؛ ذکری که همۀ درهای بسته…5694 -
من
مشتاقان نهجالبلاغه۰۲:۴۶ بعدازظهر
1_29160216266.opus299 -
نشر چشمه آفرینش۰۲:۱۷ بعدازظهر
تازه های نشر انتشارات چشمه آفرینش «کسانی که ذهن شرارت را می خوانند.» ترجمه: مهدی قانیان | الناز شوند..
91 -
کانال محدثه بانکی
۰۱:۰۲ بعدازظهرآلبوم, یکسال محرم بود بعد از روضه دیدم رفیقم اضافه غذای خودش و بچههاش را داره با وسواس خاصی جمع و جور میکن…
72 -
حایک دکتر اصلی۰۱:۱۳ بعدازظهر
0_LHsU1JzuEqo.apk, سلام خوبی چخبر خانواده چطوره ؟ راستش دیروز عکس تمام دوستان و خانواده و رفقا و درکل کسایی که عکسشونو …
1 -
شه
شفیع زاده هادوی۱۲:۱۵ بعدازظهر
عکس
-
حمید رضا مهدوی ارفع۱۱:۴۲ قبلازظهر
السلام علیک یا ابا الفضل العباس آن ابرمرد زمان ما که در هیاهوی پیشنهاد تسلیم و عقب نشینی و تهدید…806 -
مجمع خیرین بهداشت و سلامت استان اصفهان امام هادی (ع)۱۰:۴۹ قبلازظهر
توقف کوتاه، دانستنیهای سلامت
تخممرغ؛ چند عدد در هفته مناسب است؟ تخممرغ یکی از مواد غذایی …640 -
عطاران کشوری۱۰:۴۲ قبلازظهر
ادمین تبلیغات تولید و پخش سید: سلام و عرض ادب وقتتون بخیر باشه ان شاالله پر رزق و روزی باشید با اجازه مدیریت گروه ، کانال ما @eh…
1650 -
محمدی موزه۱۰:۰۱ قبلازظهر
آلبوم
-
خانه برکت احسان،کوی رسالت۱۲:۱۱ قبلازظهر
حرمِ خواهر بوی دلتنگیِ برادر داشت شمع ها در داغِ برادر میسوزد و عطرِ ارادت در لالهها میپیچد و …401 -
عطرک (راز زیبایی طبیعی)

شنبه
خبر خبر
آبغوره عطرک موجود شد!
ترش، خوشطعم و دلچسب؛ همون چیزی که کنار غذا یه طعم متفاوت م…300 -
خانم دیانی حسابدارشنبه
آبفا 3 – منطقه سه مهلت صورتحساب آببها حسن يادگاري رو به پایان است لطفاً جهت استمرار خدمات مبلغ 193…
-
مرکز تحقیقات وانجمن های علمی معلمان استانشنبه
تولید ۱۱۷ محتوای آموزشی در مدرسه تلویزیونی اصفهان برای دانش آموزان ابتدایی و متوسطه
«محمدرضا نظری…110 -
سفیران ِ مهربانی جانان
شنبهعکس
90 -
مامان سعیدشنبه
shayeste: داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن
زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل…198 -
تبلیغات خرید و فروش فرهنگیان استان اصفهانشنبه
مینا:
عکس
221 -
تلنگرشنبه
اول سلام


دوم
درد دل و تلنگر رفتار بعضی از افراد در ابتدای ماه ربیع،که جنبه دوستی خاله خرسه د…86 -
انتشارات الفبای هستی (خانم شایان)شنبه
دفترچه تلفن های کوچک

مخصوص داخل کیف
سایز ۳/۵ در ۹ سانتی متر قیمت : ۲۰/۰۰۰ تومان520 -
انجمن علمی معلمان فیزیک اصفهانشنبه
parastoo:
*ساعت آبی مسجد همت تجریش؛ واقعاً جالبه! * این ساعت بدون باتری و برق کار میکنه! آب توی لولهها جری…
247 -
ید
یوسفی دامادشنبه
(عکس) نگاهی به خونه زندگی علی دایی با دکوراسیون شاه نشین و مجلل/ خونه نگو کاخ بگو
– آموزش بافتنی و…168 -
سر
ساختمان پزشکان رباطجمعه
برنامه قطعی برق ساختمان پزشکان رباط

27
به گیتی پوی و به هر کس بگوی ز آموختن یک زمان نغروی کشور رنج بردن بدین دانش است بدانی که دانش نیاید به بن به گفتار دانندگان راه جوی ز هر دانش چون سخن بشنوی به رنج اندر آری تنت را رواست چو دیدار یابی به شاخ سخن در اندرز زال به سام که نکات اخلاقی و معنوی بسیاری دارد در مورد کسب دانش میگوید: کنون گرخوش اندرآورد گروه بیاموز و بشنو ز هر دانشی زخورد و زپشش میاسای هیچ کسی کو به دانش توانگر بود سواران و مردان دانش پژوه بیابی ز هر دانشی رامشی همه دانش و داد دادن بسیچ به گفتار و کردار بهتر بود * * * هنر باید و گوهر نامدار چولین چار گوهر بجای آورد خردبار و فرهنگ آموزگار به مردی جهان زیر پای آورد خرد و خردمندی را برای زندگی همگان لازم میداند مخصوصاً برای زمامداران و رهبران قوم: خرد باید افسر سر شهریار که تیزی و تندی نیاید بکار خرد افسر شهریاران بود خرد زیور نامداران بود خرد زنده جاودانی شناس خرد مایه زندگانی شناس ۲ – نیکوکاری و دادگری و فرار از بدیها در شاهنامه فردوسی به موارد متعددی در ترغیب به نیکی و نیکوکاری و فواید آن و گریز از بدی و بدکاری و زیانهای حاصل از آن برمیخوریم که داستانهای نامدار هرجا که مناسب دیده در قالب سخنانی شیوا و دلنشین بطرزی که در خواننده و شنونده تأثیر مستقیم و آنی دارد بیان کرده است بدینگونه: جهان یکسرچون فسانه است وبس نماند بد و نیک بر هیچکس بیا تا جهان را به بد نسپریم بکوشش همه دست نیکی بریم نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
* * * فریدون فرخ فرشته نبود – ز مشک و ز عنبر سرشته نبود بداد و دهش یافت آن نیکوئی – تو داد و دهش کن فریدون توئی * * * درضمن داستانهای رزمی و مکاتبات شاهان و دعوت به نبرد یا تسلیم اندرزهای سودمند وسخنان عبرت آمیز مؤثر دیده میشودکه هر بیت آن میتواند مظهر فصلی از مکارم و فضائل انسانی باشد مانند ابیات زیر که از نامه کیکاوس به شاه مازندران و دعوت او به تسلیم انتخاب گردیده: نخست آفرین کرد بر دادگر – کزو گشت پیدا به گیتی هنر خرد داد و گردان سپهر آفرید – درشتی و تندی و مهر آفرید به نيك و به بد دادمان دستگاه – خداوند گردنده خورشید و ماه اگر دادگر باشی و پاك دين – ز هر کس نیابی جز از آفرین و گر بد نهان باشی و بدکنش – ز چرخ بلند آیدت سرزنش همچنین از نصایح ارسطو به اسکندر در زمان جلوس به تخت ایران : اگر نيك باشی بماندت نام – به تخت کئی بر بوی شادکام و گر بد کنی جز بدی ندروی – شبی در جهان شادمان نغنوی به نیکی بود شاه را دسترس – به بد روز نیکی نجستت کس * * * جز از نیکنامی و فرهنگ وداد – ز رفتار گیتی مگیرید یاد دل و پشت بیدادگر بشکند – همه بیخ و شاخش ز بن برکنید به داد و دهش دل توانگر کنید – از آزادگی سر بـر افسر کنید در تشویق و تحریض به نیکوکاری و اینکه پاداش کردار پسندیده جز برخورداری از نیکی دیگران چیزی نیست مکرر سخن بمیان آمده است که میتوان گفتار ذیل را برای نمونه از سخنان داراب هنگام تاجگذاری یادآور شد: زمانه بداد مـن آبـاد بـاد – دل زیردستان ما شاد باد نباید که پیچد کس از رنج ما – بدین روز آگندن گنج ما ندانیم جز داد پاداش این – که برما پس از ما کنند آفرین ۱۱
(شماره ۱۲): نگر تا چه گفتست مرد خرد که هر کس که بد کرد کیفر برد این شاعر توانا و سخنسرای حکیم در هر جایی به تناسب مقال سخنان عبرتآمیز در قالب عبارات دلانگیز بیان داشته است از جمله: همه داد جوی و همه داد کن ز گیتی تن بیمهر آزاد کن مباشید جاوید جز راد و شاد ز من جز به نیکی مگیرید یاد مباشید گستاخ با این جهان که او تیرگی دارد اندر نهان میازار موری که دانهکش است که جان دارد و جان شیرین خوش است بداد و دهش گیتی آباد دار دل زیردستان خود شاد دار که بر کس نماند جهان جاودان چه بر شهریاران چه بر موبدان سر مردمی بردباری بود چو تیزی کنی تن بخواری بود ۳- راستگویی و درست کرداری: یکی از پایههای بسیار اساسی و مستحکم که موجب استواری و استحکام بنای عظیم شاهنامه است و به عناوین گوناگون در داستانها به آن تکیه شده است راستگویی و درست کرداری و مبارزه با دروغ وسخن نادرست است که در قالب نصایح و دستورهای زندگی شنونده را بدینسان تحت تأثیر قرار میدهد: به هر کار در پیشه کن راستی چو خواهی که نگژ آیدت کاستی سخن هرچه پرسند همه راست گوی بکژی مکن رأی و چاره مجوی بگویم همه هرچه دانم بدوی به کژی چرا بایدم گفتگوی نبینی جز از راستی پیشهام به کژی نباید خود اندیشهام به گیتی جز از راستی پیشه نیست ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست ز کژی گریزان شود راستی پدید آید از هر سویی کاستی در جای دیگر در ضمن اشاره کردن به درستی و راستی پاداش هر عملی را مطابق همان عمل میداند و بدینجهت تأکید و اصرار دارد که تا میتوانیم در گفتار و کردار رعایت جنبههای انسانی و اخلاقی را بنمائیم: خداوند هستی و راستی نخواهد ز تو کژی و کاستی نگر تا چه کاری همان بدروی سخن هر چه گویی همان بشنوی شماره ۱۳): درشتی ز کس نشنوی نرم گوی سخن تا توانی به آزرم گوی مکتب اخلاقی فردوسی که بدون تردید از سجایا و خصائل یک ایرانی پاكسرشت سرچشمه میگیرد نشاندهنده روح آزادگی و اصالت و حقیقتجوئی و حقیقتخواهی است که علاوه بر تدریس و تبلیغ این مکارم و فضائل نمایشگر بسیاری از آداب و عادات قومی و نژادی ایرانیان است. در اشعار ذیل این مورد کاملاً محسوس است. هنر مردمی باشد و راستی ز کژی بود کمی و کاستی کسی را که جز راستی پیشه نیست ز بد در دلش هیچ اندیشه نیست که آزراستی جان بدگوهران گریزد چو گردن ز بار گران خردمند را شاد و نزدیک دار جهان بر بداندیش تاریک دار همه راستی کن که از راستی نیاید به کار اندرون کاستی ۴- ناپایداری جهان و تشویق به شادی: چهارمین پایگاه اخلاقی شاهنامه که میتوان در آن جنبههای مثبت و منفی زندگی را در کنار هم تلفیق شده از زبان داستانسرای نامی شنید اشعاری است که در ضمن برگزاری جشنها بهسبب تاجگذاری شاهان یا در مراسمی که بهواسطه پیروزی در جنگها نصیب شاهان و سرداران گردیده بیان شده است، در این اشعار فردوسی علاوه بر اینکه استفاده از لحظات زندگی را بهجهت کوتاهی عمر یادآور شده و خوشی و شادمانی را تأکید و توصیه کرده است از ناپایداری جهان و عدم اعتماد بر آن و بیوفائی روزگار سخن گفته است تا زمامداران وقت در عین سرمستی از باده پیروزی رعایت جانب حزم و احتیاط را در اعمال و کردار خود بنمایند بدینگونه: نه روز بزرگی نه روز نیاز بماند همی بر کسی بردِ راز زمانه زمانی است چون بنگری بدین مایه با او مکن داوری بیارای خوان و بپیمای جام ز تیمار گیتی مبر هیچ نام بجز شادمانی و جز نام نیک از این زندگانی نیابی توریاک مکن تا توانی تو کردار بد که از دانشی بهدنیا بیاید سزد چنین است گیتی فراز و نشیب یکی شادمان دیگری با نهیب یکی شادمان و یکی دردمند بیاید گسست از چه و چون و چند یکی را از خاک سیه برکشد یکی را ز تخت کیان در کشد نه زین شاد باشد نه زآن هوشمند چنین است رسم سپهر بلند
(شماره ۱۴) شاید مقصود شاعر توانا در برابر ناهنجاری روزگار این است که نه در برابر شکستهای زندگی باید مایوس شد و از کار دست کشید و نه در برابر پیروزیها و موفقیتها چنان شادمان و مغرور بود که همه چیز حتی ناپایداری جهان را فراموش کرد و بدین لحاظ حد میانهای برگزید که در عین اینکه باید زندگی را به شادی و خوشی برقرار کرد و نباید زیاد هم به آن تکیه نمود: جهان تا توانی به شادی گذار — نگه کن بر این گردش روزگار یکی را برآرد بچرخ بلند — ز تیمار و دردش کند بیگزند و از انجامش گردون بر سوی خاک — همه جای ترس است و تیمار و پاک هم آن را که پرورد در بر به ناز — در افکند خیره به چاه نیاز یکی را ز چاه آورد سوی گاه — نهد بر سرش بر به گوهر کلاه جهان را ز کردار بد شرم نیست — کسی را به نزدیکش آزرم نیست همیشه بهر نیک و بد دسترس — ولیکن نجوید خود آرام کس چون دوران زندگی کوتاه و ناپایدار است و فراز و نشیب زندگی برای همگان یکسان نیست باید با پیش آمدها و ناملایمات سازش کرد و عمر کوتاه را با خوشی و شادمانی سپری نمود: شگفت اندر این گنبد تیزرو — بماند همی دل پر از رنج نو یکی را همه ساله با درد و رنج — شده تنگدل در سرای سپنج یکی را همه بهره شهد است و قند — تن آسانی و ناز و پخت بلند یکی را همه رفتن اندر فریب — گهی برفراز و گهی در نشیب چنین پروراند همی روزگار — فزون آید از رنگ گل رنج خار چنین است رسم سرای سپنج — بدان کوش تا دور مانی ز رنج در پایان این مقال باید یادآور شد که شاعر از کجرویهای روزگار سخت اندوهگین و ناخشنود است و میگوید چرا در برابر کردار نیک باید تحمل رفتار ناپسند را نمود و چرا گاهی اوقات نیکی و خوشی بهره ناصوابمردان و رنج و ناکامی نصیب نیکوکاران است: یکی بد کند نیک پیش آمدش — جهان بنده و بختخویش آمدش یکی جز به نیکی جهان نسپرد — همی از ترشدی فرو پژمرد که ناپایدار است و ناسازگار — چنین بود تا این روزگار (شماره ۱۵) ناصرخسرو قبادیانی کسب دانش و خرد – حقیقتجوئی و درونکاوی – پافشاری در عقیده و استقامت و صبر و تحمل – خوی نیک و دادگری حکیم ناصرخرو قبادیانی که پرتو دانش و بینش او را به حقیقتجوئی و فرار از ظاهربینی کشانیده به لقب حجت از شعرای بزرگ و نامآوران و مبلغین مشهور شیعه اسماعیلیه است. در جوانی به خدمت امراء و در میان سالگی با مسافرتهای متعدد به محضر فضلاء راه یافت و توشهای از جهت مادی و معنوی بدست آورد، موجب تغییر حالت او و گرایش بسوی معنویات را باید حقیقتخواهی و عدم ارضاء او در بحث و گفتگو با فضلاء زمان دانست، خود گوید: از شافعی و مالکی و قول حنیفی — جستم ز مختار جهان داور و رهبر چون چون و چرا خواستم و آیت و محکم — در عجز به پیچیدند، این کور شد آن کر برخاستم از جای و سفر پیش گرفتم — نز خانم یاد آمد و نه گلشن و منظر از پارسی و تازی و از هندو و از ترک — از سندی و رومی و زعبری همه یکسر پرسنده همی رفتم ازین شهر بدان شهر — جوینده همی گشتم ازین بحر بدان سر در راه کسب فضیلت و کشف حقیقت ضمن سفرهای پر مخاطره و بحث و گفتگو با پیشوایان مذهبی و عزلت و اختفاء از هر گوشهای توشهای بدست آورد تا جاییکه گوید: منکر بدین ضعیفتنم زانکه در سخن — زین چرخ برستاره فزونیست اثر مرا * * * گر بر قیاس فضل بگشتی مدار دهر — جز بر مقر ماه نبودی مقر مرا نینی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل — این گفته بودگاه جوانی پدر مرا * * * محصول این مسافرتها و مرارتها که برای کشف حقایق متحمل شده تألیفاتی است از جمله دیوان اشعار – سفرنامه – روشنائینامه و سعادتنامه – زادالمسافرین – خوان الاخوان – وجدین … * * * در تمام گفتههای ناصرخسرو کسب دانش و خرد و فضیلت سرلوحه کارهای انسان قرار گرفته است و با اعتقاد راسخ بهرهجوئی از دانش را برای رسیدن به فضائل و مکارم اخلاقی لازم میداند وحتی یکدقیقه و یک لحظه را هم بدون کسب معرفت ضایع کردن و تباه نمودن عمر میشمارد: نکوهش مکن چرخ نیلوفری را — برون کن ز سر باد خیرهسری را بری دان ز افعال چرخ برین را — نشاید نکوهش ز دانش بری را درخت تو گر بار دانش بگیرد — به زیر آوری چرخ نیلوفری را
۱۶] * آنست خردمند که جز بر طلب فضل ضایع نشود یك نفس از عمر زمانش در صدر خردمندان بیفضل خوبست چون رشته لؤلؤ که بود سنگ میانش * خرد از هر خللی بست و زهر غم فرج است خرد از بیم امان است و بهر در بشفاست بی خرد گرچه رها باشد دربند بود با خرد گرچه بود بسته چنان دان که رهاست ای خردمند نگه کن ببر از چشم خرد تابه بینی که بر این است نادان چه ریاست دانش وخرد را لازمه زندگی میداند ومعتقد است که منشاء تمام بدکرداریها واعمال نکوهیده بهره نداشتن از علم و معرفت است وخردمند چون از روشنائی خرد در پیمودن راه زندگی استفاده میکند کمتر دچار سهو وموجب کردار ناپسند میگردد : هرکه جان خفته را از خواب جهل آواکند خویشتن را گرچه دونست ای پسر والا کند جز بدی نارد درخت جهل چیزی برگ وبار برکمش زود از دلت زان پیش کو بالا کند هرکه جان بد کنش را سیرت نیکی دهد زشت را نیکو کند بل دیو را حورا کند مایه هر نیکی واصل نکوئی راستی است راستی هرجا که باشد نیکوئی پیدا کند راستی کن تا بدل چون چشم سربینا شوی راستی در دل ترا چشم دگر بینا کند ارزش واقعی انسان به جمال وجسم نیست بلکه ارزش حقیقی و سرمایه واقعی يك انسان کامل به بهرهوری و اندوخته کردن دانش است وخردمند میتواند در پرتو دانش خود به کنجکاوی و پژوهش بپردازد و در نتیجه به واقعیتها آگاه گردد. قدرو بهای مردنه از جسم فربه است بل قدر مرد از سخن و علم پربهاست بیدانش آمدی و در اینجا شناختی کاین چیست آن چه باشد این چون و آن چراست چون و چرا نتیجه عقل است بیگمان چون و چرا ز جانوران جز ترا کواست ۱۶ [ – ۱۷] بیهیچ عاتی ز قضا عقل دادمان زانروی نام عقل سوی اهل دین قضاست بدون تردید هیچ گویندهای به اندازه ناصر خسرو در ستایش علم وفوائد آن و تحريك وتهییج به دانش اندوزی ما را رهنمون نبوده است در اشعار زیر که انتخاب شده از قصاید و نصایح اوست این معنی بخوبی آشکار است: نپسندند بر درخت این جهان بار مگر هشیار مرد ای مرد هشیار درخت این جهانرا سوی دانا خردمند است بار وبی خرد خار اگر بار خرد داری و گر نی سپیداری سپیداری سپیدار نماند جز درختی را خردمند که بارش گوهر است ویرگ دینار ز جهل خویشتن عارت نیاید چرا داری همی ز آموختن عار؟ *** از جان و تنت ناید الا که همه خیر چون علم بود برتن و برجان تو سالار تا علم نیاموزی نیکی نتوان کرد بی سیم نیاید درم و بی زر دینار بیعلم عمل چون درم قلب بود زود رسواشود وشوره برون آرد وزنگار وانکو نکند طاعت علمش نبود علم زرگر نبود مرد چو به زر نکند کار در دیوان اشعار ناصر خسرو کراراً صحبت از مبارزه با ریاکاری و تظاهر به دینداری مشاهده میشود وحکیم عالیقدر فرار از ظاهر پرستی وظاهربینی و توجه به باطن را تأکید و توصیه میکند و از اینکه عده بظاهر متدین اصول ارزنده و واقعی مذهبی را وسیله تفاخر و تحکم قرار دادهاند سخت اندوهگین است و در ضمن درگیری و عناد با این گروه درهر مقال سخنانی چند بر این سیاق از اودیده میشود که در تمام آنها آرایش بوسیله دانش و خرد و رعایت موازین عقلی ورجوع به باطن و دادگری و درستکرداری و همچنین احتراز از فریبهای این جهان مادی را هدف قرار داده و در این راه تا حدی پیش رفته است که مورد خصومت ودشمنی علماء متعصب سنی قرار گرفته و به ناچار اواخر عمر را در عزلت و اختفاء بسر برده است، میتوان از برخی گفتههای او این مطلب را دریافت : عدل است اصل خیر که نوشروان آندر جهان به عدل مسمی شد آباد خرد بده که جهان ایدون از بهر عقل و عدل مهیا شد بیا به علم شو که نه زیبا است آنکس که او بدنیا زیبا شد ۱۷
غره مشو بدانکه کسی گوید بهمان فقیه بلخ و بخارا شد خوی مهان بگیر و تواضع کن آنرا که او به دانش والا شد دانش گزین و صبر طلب زیرا دارا به صبر و دانش دارا شد زیرا که سرخ روی برون آمد هر کو به پیش حاکم تنها شد از واقع بینی و حقیقت جوئی ناصر خسرو مخصوصاً در مسائل و مراسم مذهبی میتوان قصیده معروف «حاجیان آمدند با تعظیم را شاهد آورد که علاوه بر اینکه احاطه کامل او را به مناسك حج و غرض از انجام این افعال معلوم و مشخص میدارد بی خردان و ریاکاران و ظاهر پرستان و مقلدان را سخت مورد نکوهش قرار میدهد. در این قصیده ناصر خسرو یکی از حاجیان را که از حج مراجعت کرده است مورد سئوال قرار میدهد و می پرسد: بازگو تا چگونه داشته ای حرمت آن بزرگوار حریم میشنیدی ندای حق و جواب باز دادی چنانکه داد کلیم عارف حق شدی و منکر خویش بتو از معرفت رسید نسیم از خود انداختی برون یکسوی همه عادات و فعلهای ذمیم قرب حق دیدی اول و کردی قتل و قربان نفس دون لتیم کردی از صدق و اعتقاد و یقین خویشی خویش را به حق تسلیم از طواف همه ملائکیان یاد کردی بگرد عرش عظیم کردی آنجا بد گور هر خود را همچنانی کنون که گشته رمیم * * * گفت ازین باب هر چه گفتی تو من ندانسته ام صحیح و سقیم گفتم ايدوست پس نکردی حج نشدی در مقام محو مقیم رفته و مکه دیده آمد باز محنت بادیه خریده به سیم گر تو خواهی که حج کنی پس از این اینچنین کن که کردمت تعلیم ۱۸
ایتا
-
برنامه دو برابری رشد مالیتبلیغات
ویژه بانوان شاغل
-
پیام های ذخیره شدهپنجشنبه
سنّتها، عادات و آداب و سجایای ملی و یا اندیشه و تفکر و احساس گروهی از مردم نشأت میگیرد که چون دار…
-
اصفهان خبر۰۴:۳۵ بعدازظهر
صدای زنگ کاروانهای جاده ابریشم در این روستا شنیده میشود
️در شمال شرقی اصفهان، بر بلندای تپها…1711 -
اخبار فوری و مهم۰۴:۳۳ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش: تنگه مقدس هرمز یکی از لازمههای خاتمه جنگ است؛ با همه توان حفظش میکنیم
سرلشکر…42557 -
آموزشگاه نامی|مکالمه عربی۰۴:۳۰ بعدازظهر
استیکر
100 -
اخبار اصفهان۰۴:۲۷ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش خطاب به ترامپ: غلط میکنی میگویی تنگه هرمز برای آمریکاست اخبار لحظه ای و مهم را…3985 -
پیشکسوتان مهاجر۰۴:۱۷ بعدازظهر
شیروانی مهندس: امضا شد
102 -
اصفهان آنلاین۰۴:۱۳ بعدازظهر
فرمانده کل ارتش خطاب به رئیس جمهور آمریکا: غلط میکنی میگویی تنگه هرمز برای آمریکاست
سرلشکر حا…28052 -
دس
دوستان و علاقه مندان آیة الله زندکرمانی(قدس سره)۰۳:۴۵ بعدازظهر
Saeed:
War report77 mohammadi 245405 part1.mp3, گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ – شماره 77 – بخش اول (تشریح راهبرد جدید ایران و مقاومت) مهدی محمدی – 24…741 -
استاد محمد شجاعی۰۱:۳۰ بعدازظهر
مهارت مبارزه با غم ۱۶۵ – @ostad_shojae, کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۱۶۵
این قسمت: «استغفار»، اعتراف به حضور غیبه؛ ذکری که همۀ درهای بسته…5694 -
من
مشتاقان نهجالبلاغه۰۲:۴۶ بعدازظهر
1_29160216266.opus299 -
نشر چشمه آفرینش۰۲:۱۷ بعدازظهر
تازه های نشر انتشارات چشمه آفرینش «کسانی که ذهن شرارت را می خوانند.» ترجمه: مهدی قانیان | الناز شوند..
91 -
کانال محدثه بانکی
۰۱:۰۲ بعدازظهرآلبوم, یکسال محرم بود بعد از روضه دیدم رفیقم اضافه غذای خودش و بچههاش را داره با وسواس خاصی جمع و جور میکن…
72 -
حایک دکتر اصلی۰۱:۱۳ بعدازظهر
0_LHsU1JzuEqo.apk, سلام خوبی چخبر خانواده چطوره ؟ راستش دیروز عکس تمام دوستان و خانواده و رفقا و درکل کسایی که عکسشونو …
1 -
شه
شفیع زاده هادوی۱۲:۱۵ بعدازظهر
عکس
-
حمید رضا مهدوی ارفع۱۱:۴۲ قبلازظهر
السلام علیک یا ابا الفضل العباس آن ابرمرد زمان ما که در هیاهوی پیشنهاد تسلیم و عقب نشینی و تهدید…806 -
مجمع خیرین بهداشت و سلامت استان اصفهان امام هادی (ع)۱۰:۴۹ قبلازظهر
توقف کوتاه، دانستنیهای سلامت
تخممرغ؛ چند عدد در هفته مناسب است؟ تخممرغ یکی از مواد غذایی …640 -
عطاران کشوری۱۰:۴۲ قبلازظهر
ادمین تبلیغات تولید و پخش سید: سلام و عرض ادب وقتتون بخیر باشه ان شاالله پر رزق و روزی باشید با اجازه مدیریت گروه ، کانال ما @eh…
1650 -
محمدی موزه۱۰:۰۱ قبلازظهر
آلبوم
-
خانه برکت احسان،کوی رسالت۱۲:۱۱ قبلازظهر
حرمِ خواهر بوی دلتنگیِ برادر داشت شمع ها در داغِ برادر میسوزد و عطرِ ارادت در لالهها میپیچد و …401 -
عطرک (راز زیبایی طبیعی)

شنبه
خبر خبر
آبغوره عطرک موجود شد!
ترش، خوشطعم و دلچسب؛ همون چیزی که کنار غذا یه طعم متفاوت م…300 -
خانم دیانی حسابدارشنبه
آبفا 3 – منطقه سه مهلت صورتحساب آببها حسن يادگاري رو به پایان است لطفاً جهت استمرار خدمات مبلغ 193…
-
مرکز تحقیقات وانجمن های علمی معلمان استانشنبه
تولید ۱۱۷ محتوای آموزشی در مدرسه تلویزیونی اصفهان برای دانش آموزان ابتدایی و متوسطه
«محمدرضا نظری…110 -
سفیران ِ مهربانی جانان
شنبهعکس
90 -
مامان سعیدشنبه
shayeste: داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن
زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل…198 -
تبلیغات خرید و فروش فرهنگیان استان اصفهانشنبه
مینا:
عکس
221 -
تلنگرشنبه
اول سلام


دوم
درد دل و تلنگر رفتار بعضی از افراد در ابتدای ماه ربیع،که جنبه دوستی خاله خرسه د…86 -
انتشارات الفبای هستی (خانم شایان)شنبه
دفترچه تلفن های کوچک

مخصوص داخل کیف
سایز ۳/۵ در ۹ سانتی متر قیمت : ۲۰/۰۰۰ تومان520 -
انجمن علمی معلمان فیزیک اصفهانشنبه
parastoo:
*ساعت آبی مسجد همت تجریش؛ واقعاً جالبه! * این ساعت بدون باتری و برق کار میکنه! آب توی لولهها جری…
247 -
ید
یوسفی دامادشنبه
(عکس) نگاهی به خونه زندگی علی دایی با دکوراسیون شاه نشین و مجلل/ خونه نگو کاخ بگو
– آموزش بافتنی و…168 -
سر
ساختمان پزشکان رباطجمعه
برنامه قطعی برق ساختمان پزشکان رباط

27
به گیتی پوی و به هر کس بگوی ز آموختن یک زمان نغروی کشور رنج بردن بدین دانش است بدانی که دانش نیاید به بن به گفتار دانندگان راه جوی ز هر دانش چون سخن بشنوی به رنج اندر آری تنت را رواست چو دیدار یابی به شاخ سخن در اندرز زال به سام که نکات اخلاقی و معنوی بسیاری دارد در مورد کسب دانش میگوید: کنون گرخوش اندرآورد گروه بیاموز و بشنو ز هر دانشی زخورد و زپشش میاسای هیچ کسی کو به دانش توانگر بود سواران و مردان دانش پژوه بیابی ز هر دانشی رامشی همه دانش و داد دادن بسیچ به گفتار و کردار بهتر بود * * * هنر باید و گوهر نامدار چولین چار گوهر بجای آورد خردبار و فرهنگ آموزگار به مردی جهان زیر پای آورد خرد و خردمندی را برای زندگی همگان لازم میداند مخصوصاً برای زمامداران و رهبران قوم: خرد باید افسر سر شهریار که تیزی و تندی نیاید بکار خرد افسر شهریاران بود خرد زیور نامداران بود خرد زنده جاودانی شناس خرد مایه زندگانی شناس ۲ – نیکوکاری و دادگری و فرار از بدیها در شاهنامه فردوسی به موارد متعددی در ترغیب به نیکی و نیکوکاری و فواید آن و گریز از بدی و بدکاری و زیانهای حاصل از آن برمیخوریم که داستانهای نامدار هرجا که مناسب دیده در قالب سخنانی شیوا و دلنشین بطرزی که در خواننده و شنونده تأثیر مستقیم و آنی دارد بیان کرده است بدینگونه: جهان یکسرچون فسانه است وبس نماند بد و نیک بر هیچکس بیا تا جهان را به بد نسپریم بکوشش همه دست نیکی بریم نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
* * * فریدون فرخ فرشته نبود – ز مشک و ز عنبر سرشته نبود بداد و دهش یافت آن نیکوئی – تو داد و دهش کن فریدون توئی * * * درضمن داستانهای رزمی و مکاتبات شاهان و دعوت به نبرد یا تسلیم اندرزهای سودمند وسخنان عبرت آمیز مؤثر دیده میشودکه هر بیت آن میتواند مظهر فصلی از مکارم و فضائل انسانی باشد مانند ابیات زیر که از نامه کیکاوس به شاه مازندران و دعوت او به تسلیم انتخاب گردیده: نخست آفرین کرد بر دادگر – کزو گشت پیدا به گیتی هنر خرد داد و گردان سپهر آفرید – درشتی و تندی و مهر آفرید به نيك و به بد دادمان دستگاه – خداوند گردنده خورشید و ماه اگر دادگر باشی و پاك دين – ز هر کس نیابی جز از آفرین و گر بد نهان باشی و بدکنش – ز چرخ بلند آیدت سرزنش همچنین از نصایح ارسطو به اسکندر در زمان جلوس به تخت ایران : اگر نيك باشی بماندت نام – به تخت کئی بر بوی شادکام و گر بد کنی جز بدی ندروی – شبی در جهان شادمان نغنوی به نیکی بود شاه را دسترس – به بد روز نیکی نجستت کس * * * جز از نیکنامی و فرهنگ وداد – ز رفتار گیتی مگیرید یاد دل و پشت بیدادگر بشکند – همه بیخ و شاخش ز بن برکنید به داد و دهش دل توانگر کنید – از آزادگی سر بـر افسر کنید در تشویق و تحریض به نیکوکاری و اینکه پاداش کردار پسندیده جز برخورداری از نیکی دیگران چیزی نیست مکرر سخن بمیان آمده است که میتوان گفتار ذیل را برای نمونه از سخنان داراب هنگام تاجگذاری یادآور شد: زمانه بداد مـن آبـاد بـاد – دل زیردستان ما شاد باد نباید که پیچد کس از رنج ما – بدین روز آگندن گنج ما ندانیم جز داد پاداش این – که برما پس از ما کنند آفرین ۱۱
(شماره ۱۲): نگر تا چه گفتست مرد خرد که هر کس که بد کرد کیفر برد این شاعر توانا و سخنسرای حکیم در هر جایی به تناسب مقال سخنان عبرتآمیز در قالب عبارات دلانگیز بیان داشته است از جمله: همه داد جوی و همه داد کن ز گیتی تن بیمهر آزاد کن مباشید جاوید جز راد و شاد ز من جز به نیکی مگیرید یاد مباشید گستاخ با این جهان که او تیرگی دارد اندر نهان میازار موری که دانهکش است که جان دارد و جان شیرین خوش است بداد و دهش گیتی آباد دار دل زیردستان خود شاد دار که بر کس نماند جهان جاودان چه بر شهریاران چه بر موبدان سر مردمی بردباری بود چو تیزی کنی تن بخواری بود ۳- راستگویی و درست کرداری: یکی از پایههای بسیار اساسی و مستحکم که موجب استواری و استحکام بنای عظیم شاهنامه است و به عناوین گوناگون در داستانها به آن تکیه شده است راستگویی و درست کرداری و مبارزه با دروغ وسخن نادرست است که در قالب نصایح و دستورهای زندگی شنونده را بدینسان تحت تأثیر قرار میدهد: به هر کار در پیشه کن راستی چو خواهی که نگژ آیدت کاستی سخن هرچه پرسند همه راست گوی بکژی مکن رأی و چاره مجوی بگویم همه هرچه دانم بدوی به کژی چرا بایدم گفتگوی نبینی جز از راستی پیشهام به کژی نباید خود اندیشهام به گیتی جز از راستی پیشه نیست ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست ز کژی گریزان شود راستی پدید آید از هر سویی کاستی در جای دیگر در ضمن اشاره کردن به درستی و راستی پاداش هر عملی را مطابق همان عمل میداند و بدینجهت تأکید و اصرار دارد که تا میتوانیم در گفتار و کردار رعایت جنبههای انسانی و اخلاقی را بنمائیم: خداوند هستی و راستی نخواهد ز تو کژی و کاستی نگر تا چه کاری همان بدروی سخن هر چه گویی همان بشنوی شماره ۱۳): درشتی ز کس نشنوی نرم گوی سخن تا توانی به آزرم گوی مکتب اخلاقی فردوسی که بدون تردید از سجایا و خصائل یک ایرانی پاكسرشت سرچشمه میگیرد نشاندهنده روح آزادگی و اصالت و حقیقتجوئی و حقیقتخواهی است که علاوه بر تدریس و تبلیغ این مکارم و فضائل نمایشگر بسیاری از آداب و عادات قومی و نژادی ایرانیان است. در اشعار ذیل این مورد کاملاً محسوس است. هنر مردمی باشد و راستی ز کژی بود کمی و کاستی کسی را که جز راستی پیشه نیست ز بد در دلش هیچ اندیشه نیست که آزراستی جان بدگوهران گریزد چو گردن ز بار گران خردمند را شاد و نزدیک دار جهان بر بداندیش تاریک دار همه راستی کن که از راستی نیاید به کار اندرون کاستی ۴- ناپایداری جهان و تشویق به شادی: چهارمین پایگاه اخلاقی شاهنامه که میتوان در آن جنبههای مثبت و منفی زندگی را در کنار هم تلفیق شده از زبان داستانسرای نامی شنید اشعاری است که در ضمن برگزاری جشنها بهسبب تاجگذاری شاهان یا در مراسمی که بهواسطه پیروزی در جنگها نصیب شاهان و سرداران گردیده بیان شده است، در این اشعار فردوسی علاوه بر اینکه استفاده از لحظات زندگی را بهجهت کوتاهی عمر یادآور شده و خوشی و شادمانی را تأکید و توصیه کرده است از ناپایداری جهان و عدم اعتماد بر آن و بیوفائی روزگار سخن گفته است تا زمامداران وقت در عین سرمستی از باده پیروزی رعایت جانب حزم و احتیاط را در اعمال و کردار خود بنمایند بدینگونه: نه روز بزرگی نه روز نیاز بماند همی بر کسی بردِ راز زمانه زمانی است چون بنگری بدین مایه با او مکن داوری بیارای خوان و بپیمای جام ز تیمار گیتی مبر هیچ نام بجز شادمانی و جز نام نیک از این زندگانی نیابی توریاک مکن تا توانی تو کردار بد که از دانشی بهدنیا بیاید سزد چنین است گیتی فراز و نشیب یکی شادمان دیگری با نهیب یکی شادمان و یکی دردمند بیاید گسست از چه و چون و چند یکی را از خاک سیه برکشد یکی را ز تخت کیان در کشد نه زین شاد باشد نه زآن هوشمند چنین است رسم سپهر بلند
(شماره ۱۴) شاید مقصود شاعر توانا در برابر ناهنجاری روزگار این است که نه در برابر شکستهای زندگی باید مایوس شد و از کار دست کشید و نه در برابر پیروزیها و موفقیتها چنان شادمان و مغرور بود که همه چیز حتی ناپایداری جهان را فراموش کرد و بدین لحاظ حد میانهای برگزید که در عین اینکه باید زندگی را به شادی و خوشی برقرار کرد و نباید زیاد هم به آن تکیه نمود: جهان تا توانی به شادی گذار — نگه کن بر این گردش روزگار یکی را برآرد بچرخ بلند — ز تیمار و دردش کند بیگزند و از انجامش گردون بر سوی خاک — همه جای ترس است و تیمار و پاک هم آن را که پرورد در بر به ناز — در افکند خیره به چاه نیاز یکی را ز چاه آورد سوی گاه — نهد بر سرش بر به گوهر کلاه جهان را ز کردار بد شرم نیست — کسی را به نزدیکش آزرم نیست همیشه بهر نیک و بد دسترس — ولیکن نجوید خود آرام کس چون دوران زندگی کوتاه و ناپایدار است و فراز و نشیب زندگی برای همگان یکسان نیست باید با پیش آمدها و ناملایمات سازش کرد و عمر کوتاه را با خوشی و شادمانی سپری نمود: شگفت اندر این گنبد تیزرو — بماند همی دل پر از رنج نو یکی را همه ساله با درد و رنج — شده تنگدل در سرای سپنج یکی را همه بهره شهد است و قند — تن آسانی و ناز و پخت بلند یکی را همه رفتن اندر فریب — گهی برفراز و گهی در نشیب چنین پروراند همی روزگار — فزون آید از رنگ گل رنج خار چنین است رسم سرای سپنج — بدان کوش تا دور مانی ز رنج در پایان این مقال باید یادآور شد که شاعر از کجرویهای روزگار سخت اندوهگین و ناخشنود است و میگوید چرا در برابر کردار نیک باید تحمل رفتار ناپسند را نمود و چرا گاهی اوقات نیکی و خوشی بهره ناصوابمردان و رنج و ناکامی نصیب نیکوکاران است: یکی بد کند نیک پیش آمدش — جهان بنده و بختخویش آمدش یکی جز به نیکی جهان نسپرد — همی از ترشدی فرو پژمرد که ناپایدار است و ناسازگار — چنین بود تا این روزگار (شماره ۱۵) ناصرخسرو قبادیانی کسب دانش و خرد – حقیقتجوئی و درونکاوی – پافشاری در عقیده و استقامت و صبر و تحمل – خوی نیک و دادگری حکیم ناصرخرو قبادیانی که پرتو دانش و بینش او را به حقیقتجوئی و فرار از ظاهربینی کشانیده به لقب حجت از شعرای بزرگ و نامآوران و مبلغین مشهور شیعه اسماعیلیه است. در جوانی به خدمت امراء و در میان سالگی با مسافرتهای متعدد به محضر فضلاء راه یافت و توشهای از جهت مادی و معنوی بدست آورد، موجب تغییر حالت او و گرایش بسوی معنویات را باید حقیقتخواهی و عدم ارضاء او در بحث و گفتگو با فضلاء زمان دانست، خود گوید: از شافعی و مالکی و قول حنیفی — جستم ز مختار جهان داور و رهبر چون چون و چرا خواستم و آیت و محکم — در عجز به پیچیدند، این کور شد آن کر برخاستم از جای و سفر پیش گرفتم — نز خانم یاد آمد و نه گلشن و منظر از پارسی و تازی و از هندو و از ترک — از سندی و رومی و زعبری همه یکسر پرسنده همی رفتم ازین شهر بدان شهر — جوینده همی گشتم ازین بحر بدان سر در راه کسب فضیلت و کشف حقیقت ضمن سفرهای پر مخاطره و بحث و گفتگو با پیشوایان مذهبی و عزلت و اختفاء از هر گوشهای توشهای بدست آورد تا جاییکه گوید: منکر بدین ضعیفتنم زانکه در سخن — زین چرخ برستاره فزونیست اثر مرا * * * گر بر قیاس فضل بگشتی مدار دهر — جز بر مقر ماه نبودی مقر مرا نینی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل — این گفته بودگاه جوانی پدر مرا * * * محصول این مسافرتها و مرارتها که برای کشف حقایق متحمل شده تألیفاتی است از جمله دیوان اشعار – سفرنامه – روشنائینامه و سعادتنامه – زادالمسافرین – خوان الاخوان – وجدین … * * * در تمام گفتههای ناصرخسرو کسب دانش و خرد و فضیلت سرلوحه کارهای انسان قرار گرفته است و با اعتقاد راسخ بهرهجوئی از دانش را برای رسیدن به فضائل و مکارم اخلاقی لازم میداند وحتی یکدقیقه و یک لحظه را هم بدون کسب معرفت ضایع کردن و تباه نمودن عمر میشمارد: نکوهش مکن چرخ نیلوفری را — برون کن ز سر باد خیرهسری را بری دان ز افعال چرخ برین را — نشاید نکوهش ز دانش بری را درخت تو گر بار دانش بگیرد — به زیر آوری چرخ نیلوفری را
۱۶] * آنست خردمند که جز بر طلب فضل ضایع نشود یك نفس از عمر زمانش در صدر خردمندان بیفضل خوبست چون رشته لؤلؤ که بود سنگ میانش * خرد از هر خللی بست و زهر غم فرج است خرد از بیم امان است و بهر در بشفاست بی خرد گرچه رها باشد دربند بود با خرد گرچه بود بسته چنان دان که رهاست ای خردمند نگه کن ببر از چشم خرد تابه بینی که بر این است نادان چه ریاست دانش وخرد را لازمه زندگی میداند ومعتقد است که منشاء تمام بدکرداریها واعمال نکوهیده بهره نداشتن از علم و معرفت است وخردمند چون از روشنائی خرد در پیمودن راه زندگی استفاده میکند کمتر دچار سهو وموجب کردار ناپسند میگردد : هرکه جان خفته را از خواب جهل آواکند خویشتن را گرچه دونست ای پسر والا کند جز بدی نارد درخت جهل چیزی برگ وبار برکمش زود از دلت زان پیش کو بالا کند هرکه جان بد کنش را سیرت نیکی دهد زشت را نیکو کند بل دیو را حورا کند مایه هر نیکی واصل نکوئی راستی است راستی هرجا که باشد نیکوئی پیدا کند راستی کن تا بدل چون چشم سربینا شوی راستی در دل ترا چشم دگر بینا کند ارزش واقعی انسان به جمال وجسم نیست بلکه ارزش حقیقی و سرمایه واقعی يك انسان کامل به بهرهوری و اندوخته کردن دانش است وخردمند میتواند در پرتو دانش خود به کنجکاوی و پژوهش بپردازد و در نتیجه به واقعیتها آگاه گردد. قدرو بهای مردنه از جسم فربه است بل قدر مرد از سخن و علم پربهاست بیدانش آمدی و در اینجا شناختی کاین چیست آن چه باشد این چون و آن چراست چون و چرا نتیجه عقل است بیگمان چون و چرا ز جانوران جز ترا کواست ۱۶ [ – ۱۷] بیهیچ عاتی ز قضا عقل دادمان زانروی نام عقل سوی اهل دین قضاست بدون تردید هیچ گویندهای به اندازه ناصر خسرو در ستایش علم وفوائد آن و تحريك وتهییج به دانش اندوزی ما را رهنمون نبوده است در اشعار زیر که انتخاب شده از قصاید و نصایح اوست این معنی بخوبی آشکار است: نپسندند بر درخت این جهان بار مگر هشیار مرد ای مرد هشیار درخت این جهانرا سوی دانا خردمند است بار وبی خرد خار اگر بار خرد داری و گر نی سپیداری سپیداری سپیدار نماند جز درختی را خردمند که بارش گوهر است ویرگ دینار ز جهل خویشتن عارت نیاید چرا داری همی ز آموختن عار؟ *** از جان و تنت ناید الا که همه خیر چون علم بود برتن و برجان تو سالار تا علم نیاموزی نیکی نتوان کرد بی سیم نیاید درم و بی زر دینار بیعلم عمل چون درم قلب بود زود رسواشود وشوره برون آرد وزنگار وانکو نکند طاعت علمش نبود علم زرگر نبود مرد چو به زر نکند کار در دیوان اشعار ناصر خسرو کراراً صحبت از مبارزه با ریاکاری و تظاهر به دینداری مشاهده میشود وحکیم عالیقدر فرار از ظاهر پرستی وظاهربینی و توجه به باطن را تأکید و توصیه میکند و از اینکه عده بظاهر متدین اصول ارزنده و واقعی مذهبی را وسیله تفاخر و تحکم قرار دادهاند سخت اندوهگین است و در ضمن درگیری و عناد با این گروه درهر مقال سخنانی چند بر این سیاق از اودیده میشود که در تمام آنها آرایش بوسیله دانش و خرد و رعایت موازین عقلی ورجوع به باطن و دادگری و درستکرداری و همچنین احتراز از فریبهای این جهان مادی را هدف قرار داده و در این راه تا حدی پیش رفته است که مورد خصومت ودشمنی علماء متعصب سنی قرار گرفته و به ناچار اواخر عمر را در عزلت و اختفاء بسر برده است، میتوان از برخی گفتههای او این مطلب را دریافت : عدل است اصل خیر که نوشروان آندر جهان به عدل مسمی شد آباد خرد بده که جهان ایدون از بهر عقل و عدل مهیا شد بیا به علم شو که نه زیبا است آنکس که او بدنیا زیبا شد ۱۷
غره مشو بدانکه کسی گوید بهمان فقیه بلخ و بخارا شد خوی مهان بگیر و تواضع کن آنرا که او به دانش والا شد دانش گزین و صبر طلب زیرا دارا به صبر و دانش دارا شد زیرا که سرخ روی برون آمد هر کو به پیش حاکم تنها شد از واقع بینی و حقیقت جوئی ناصر خسرو مخصوصاً در مسائل و مراسم مذهبی میتوان قصیده معروف «حاجیان آمدند با تعظیم را شاهد آورد که علاوه بر اینکه احاطه کامل او را به مناسك حج و غرض از انجام این افعال معلوم و مشخص میدارد بی خردان و ریاکاران و ظاهر پرستان و مقلدان را سخت مورد نکوهش قرار میدهد. در این قصیده ناصر خسرو یکی از حاجیان را که از حج مراجعت کرده است مورد سئوال قرار میدهد و می پرسد: بازگو تا چگونه داشته ای حرمت آن بزرگوار حریم میشنیدی ندای حق و جواب باز دادی چنانکه داد کلیم عارف حق شدی و منکر خویش بتو از معرفت رسید نسیم از خود انداختی برون یکسوی همه عادات و فعلهای ذمیم قرب حق دیدی اول و کردی قتل و قربان نفس دون لتیم کردی از صدق و اعتقاد و یقین خویشی خویش را به حق تسلیم از طواف همه ملائکیان یاد کردی بگرد عرش عظیم کردی آنجا بد گور هر خود را همچنانی کنون که گشته رمیم * * * گفت ازین باب هر چه گفتی تو من ندانسته ام صحیح و سقیم گفتم ايدوست پس نکردی حج نشدی در مقام محو مقیم رفته و مکه دیده آمد باز محنت بادیه خریده به سیم گر تو خواهی که حج کنی پس از این اینچنین کن که کردمت تعلیم ۱۸

اولین باشید که نظر می دهید